پیش از دوره تبدیل اقتصاد ایران از کشاورزی و دامداری به صنعتی، مردم ما بخش عمدهای از نیازهای خویش را خود تهیه و تامین میکردند. بعد از انقلاب سفید شاه و مردم و اجرای اصلاحات ارضی، اندکاندک اقتصاد مولد کشاورزی کمرنگ و کارخانههای صنعتی و مونتاژکاری ایجاد شد. بالطبع مهاجرت به شهرها، رشد فرهنگ حقوق بگیری و گرایش به مصرف کالاهای صنعتی اوج گرفت. وقتی کارخانهها ساخته و تولید کالاها انجام شد، ضروری بود احساس نیاز هم ایجاد شود و مردم را به سمت خرید کالاها مشتاق کرد. بهترین ابزار مشتاقکردن مردم به خرید کالا و مصرفگرایی، ابزار تبلیغ و رسانه بود. سینما، مطبوعات، مجلات و رادیو و تلویزیون، جاده صافکن فرهنگ مصرفزدگی شدند. به عبارت دیگر، سیاست نفوذ در فرهنگ کشورهای در حال توسعه و جهان سوم با هدف گسترش پدیده مصرفگرایی از زمان پیش از انقلاب آغاز شد. البته فرهنگ تبلیغ نوعی ناچاری دنیای مدرن است، چراکه وقتی میخواهیم توسعه یافته باشیم و صنعتی شویم، میبایست محصولات تولید شده مصرف شود تا دوباره تولیدی صورت گیرد.
همانطور که پیش از این اشاره شد تا وقتی رسانهها به زندگی مردم نفوذ نکرده بودند، میزان رضایتمندی از داشتههای اندک زندگی، بیشتر بود و فرهنگ قناعت، حضوری محسوس داشت. به حق باید گفت ، پدران و مادران ما قدر داشتههای پیرامونی خود را بیشتر میدانستند و بالاتر از آن برای نان خورده و آب احترام بسیاری قائل بودند، بهطوریکه حتی دور ریختن اندکی نان و هدر دادن آب را معصیت و گناه میدانستند.
در زندگی امروز، بسیاری از لوازم و اثاثیه منازل تنها به واسطه ایجاد یک حس نیاز از سوی رسانهها و چشم و همچشمی خریداری میشود و چه بسا نبود برخی اثاثیهها چیزی از راحتی و کیفیت زندگی نمیکاهد. خانه و منازل بسیاری از مردم به سمساری و انباری از کالاهای لوکس و تجملی و مصرفی تبدیل شده است، این مصرفزدگی برآیند حضور و نفوذ رسانهها در زندگی امروزی است.
البته رسانهها با هدف این کار را نکردند اما ابزار بودند و در تغییر هویت و سبک زندگی و گرایش به تجملگرایی، مد و مصرفزدگی، ابزاری قوی و مؤثر بودند و هستند.
مردم در سریالها و فیلمها میبینند و خیال میکنند اگر مانند آنچه در تلویزیون است نباشند، از زندگی امروزی عقب ماندهاند. لذا رسانه ملی و رسانههای مجازی متعهد و مطبوعات، ضروری است فرهنگ قناعت و رضایت به داشتههای خویش را باز ترویج کنند. همانطور که به برکت انقلاب اسلامی، بسیاری از مظاهر تمدن مانند راه آسفالت، برق، آب، گاز و رادیو و تلویزیون به بسیاری از مناطق دوردست کشیده شد و فرصتی برای سازندگی بود، بعد از جنگ تحمیلی، موجی از مصرفزدگی شتاب گرفت. روستاهایی که روزگاری تولیدکننده محصولات خود و بخشی از کشور بودند به مرور زمان تغییر هویت دادند و به مصرفکننده محصولات تبدیل شدند. نان و لبنیات و تخم مرغ و گوشتی را که زمانی خود تهیه و تامین میکردند اندکاندک از نانواییها و مغازهها تهیه کردند. این امر باعث شد ، آن حس گناه و معصیتی که گذشتگان ما نسبت به دور ریز نان و خوراکیها داشتند در نسل جدید وجود نداشته باشد و شاهدیم که بیمحابا مواد خوراکی و آب و نان در جوامع امروزی دور ریز میشود. تکنولوژی ناخواسته سبک زندگی را تحت تأثیر قرار میدهد، روزگاری اگر یک تلفن ثابت یا یک تلویزیون برای چند خانه و همسایه مورد استفاده قرار میگرفت و بهانهای برای جمع شدن نه تنها اعضای یک خانواده کنار هم، بلکه چند همسایه کنار هم بود، امروزه داشتن تلفنهمراه، اتاق مجزا و رادیو و تلویزیون اختصاصی و فضای مجازی، علاوهبر ترویج و تشویق فرهنگ مصرفگرایی، فرهنگ فردگرایی را هم گسترش میدهد.
این نفوذ اقتصادی، علاوهبر تأثیرات فرهنگی که در مطالب فوق اشاره شد در نوع تغذیه جامعه هم اثر میگذارد. در گذشته، انواع برنج فقط در شبهای عید و مناسبتهای خاص تهیه میشد و روغنهای طبخ غذا مانند امروز مصرف نمیشد. مواد خوراکی بیشتر ارگانیک و تازه بود. نفوذ رسانههای فرهنگی در چند دهه گذشته چنان عمل کرده که مصرف غذاهای فریز شده، فستفودهای پرچرب و غذاهای ساندویچی فراتر از نوعی نیاز روزمره بوده و به نوعی کلاس و تفاخر تبدیل شده است.
حبیب ایلبیگی - معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس سازمان سینمایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم