jamejamonline
حوادث عمومی کد خبر: ۸۷۰۶۳۰   ۱۷ دی ۱۳۹۴  |  ۱۰:۱۵

مرد علاقه‌مند به کتاب‌های جنایی که در اقدامی جنون‌آمیز همسر و دو فرزندش را به قتل رسانده بود با تائید حکم مجازاتش در یک قدمی چوبه دار قرار گرفت .

فرجام قاتلی که عاشق کتاب‌های جنایی بود

حمیدرضا 47 ساله 23 مهر 92 همسر 46 ساله‌اش به نام «زهرا» و پسر و دختر 15 و 25 ساله‌اش به نام‌های «محمدرضا» و «پریسا» را در خانه‌اش در خیابان 16 متری امیری کشت و با صحنه‌سازی قصد گمراه کردن پلیس را داشت. او پس از حضور تیم جنایی در محل قتل، در بازجویی‌ها گفت: صبح سر کار رفتم و از آنجا با خانه تماس گرفتم اما کسی جواب نداد. با تلفن همراه همسر و بچه‌هایم تماس گرفتم، آنها هم جواب ندادند، نگران شدم و به خانه آمدم و جسد آنها را پیدا کردم.

کارآگاهان در ادامه متوجه تناقض‌گویی‌های متهم شده و به بازجویی از او ادامه دادند که مرد میانسال به ارتکاب این جنایت به خاطر سوءظن به همسرش اعتراف کرد.

در حالی که ادعاهای متهم درباره خیانت همسرش در دادسرا تایید نشد، پرونده با صدور کیفرخواست برای رسیدگی به شعبه 2 دادگاه کیفری شماره یک فرستاده‌ شد و متهم تیرماه امسال پای میز محاکمه قرار گرفت. در این جلسه دختر بزرگ خانواده برای پدرش تقاضای مجازات کرد و گفت: پدرم اعتیاد داشت و اعتیادش باعث شده ‌بود نسبت به مادرم شک داشته‌ باشد. او مرتب مادرم را کتک می‌زد و می‌گفت با افرادی رابطه دارد؛ در حالی‌که مادرم زن پاکدامنی بود. پدرم بارها اقدام به قتل مادرم کرده‌ و یک بار هم در پارک او را باچاقو به قصد کشت زده‌ بود. تهمت‌هایی که به مادرم می‌زد قابل بخشش نیست؛ ضمن این که خواهر و برادرم را هم به قتل رسانده و باید مجازات شود.

سپس حمیدرضا در جایگاه ایستاد و در دفاع از خود گفت: مدتی بود به رفتار همسرم مشکوک شده بودم تا این که زنی سراغم آمد و فیلمی را نشانم داد و ادعا کرد همسرم با شوهر او ارتباط دارد. با دیدن این فیلم عصبانی به خانه آمدم و با چوبدستی به سر زنم کوبیدم و او را کشتم. سپس جنازه‌اش را به اتاق خواب کشاندم و روی آن را پتو کشیدم. ظهر وقتی پسرم از مدرسه به خانه آمد فکر کرد مادرش خوابیده است. او به اتاق خواب رفت تا زهرا را بیدار کند که همان موقع با چوب چند ضربه هم به سر پسرم کوبیدم. تصمیم گرفته بودم هر طور شده دخترم را هم بکشم. به همین خاطر با تلفن همراهش تماس گرفتم و از او خواستم از دانشگاه به خانه بیاید. خودم به پشت‌بام رفتم و منتظر پریسا ماندم. وقتی وارد خانه شد به او گفتم به پشت‌بام بیاید و به من کمک کند. وقتی دخترم به پشت‌بام آمد با یک طناب او را هم خفه کردم و جنازه‌اش را داخل خانه بردم. من به مرگم راضی هستم و برای اعدام آماده‌ام.

حمیدرضا درباره علت نگهداری تعداد زیادی کتاب‌های جنایی در خانه‌اش نیز گفت: من از سال‌ها پیش عاشق کتاب‌های جنایی بودم و آنها را می‌خواندم.

هیات قضایی پس از محاکمه حمیدرضا، او را به خاطر قتل همسرش به قصاص و به خاطر قتل دو فرزندش به ده سال زندان محکوم کردند. با اعتراض قاتل به حکم مجازاتش، پرونده او به دیوان عالی کشور فرستاده شد که قضات شعبه 26 دیوان عالی کشور حکم مجازات او را تائید کردند.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
هشدارهای مهم برای خانه تکانی

هشدارهای مهم برای خانه تکانی

به روزهای پایانی سال نزدیک می‌شویم و در این روزها تقریبا تمام زنان ایرانی بر اساس یک سنت بسیار پسندیده که به آن خانه تکانی گفته می‌شود، مشغول نظافت و پاکسازی منازل خواهند شد.

بی‌اطلاعی، پاشنه‌ آشیل مدیریت بحران

بی‌اطلاعی، پاشنه‌ آشیل مدیریت بحران

زلزله‌ ها هر ساله رخ می‌دهند و متاسفانه غیر از آثار منفی‌شان دستاوردی ندارند. از زلزله بم ۱۳۸۲ تا زلزله سی‌ سخت ۱۳۹۹ بسیار درس‌ها و آموخته‌هایی بودند که شوربختانه مورد توجه مدیران قرار نگرفته است.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر