حمیدرضا دیبازر، آهنگساز و استاد دانشگاه:

سرفصل کارهایم، صلحِ جهانی است

حمیدرضا دیبازر، آهنگساز و رهبر ارکستر موسیقی فوژان متولد 1350 در تهران است. وی در کودکی با راهنمایی پدرش با دنیای موسیقی آشنا شد و از 14 سالگی نواختن پیانو را آموخت، پس از ورود به دانشکده موسیقی دانشگاه هنر‏، ردیف موسیقی ایرانی را نزد مهربانو توفیق با ساز سه تار فراگرفت و با موسیقی محلی ایران نیز آشنایی پیدا کرد.
کد خبر: ۸۶۸۲۹۲

حمیدرضا دیبازر در ساخت موسیقی فیلم و آهنگسازی، سبک و امضای خود را دارد. از فیلم و سریال‌هایی که دیبازر برایشان موسیقی ساخته می‌توان به چای و لبخند، روشن شب، چشم دل، سیب سرخ حوا، عیسی می‌آید، عکاس بدون دوربین، فرود در غربت و راز اشاره کرد.

دیبازر هم‌اکنون استاد دانشگاه هنر است، او سبک شخصی خود را با ترکیبی از انواع موسیقی و با استفاده از سازهای الکترونیک و آکوستیک ایرانی و غیرایرانی (به عنوان مولد صوت) ایجاد کرده است و افتخاراتی چون مقام اول آهنگسازی در فستیوال فرهنگی مهر(1380) و جایزه مسابقه آهنگسازی ورزش و آواز کمیته بین‌المللی المپیک (المپیک 2008 پکن) در کارنامه‌اش دیده می‌شود. او قرار است به‌زودی کنسرتی با گروه فوژان در تالار وحدت برگزار کند، با این آهنگساز و استاد دانشگاه درباره این کنسرت و فعالیت‌هایش به گفت‌وگو نشستیم.

این‌طور به نظر می‌رسد که خیلی از موسیقیدانان نمی‌توانند خودشان را از قید و بندِ تفکرات پیشینیان‌شان رها کنند و برای خود امضایی داشته باشند، شما این گفته را قبول دارید؟

هر کسی که کار هنری انجام می‌دهد، قرار نیست کارش الزاما به داشتن امضاء منتهی شود. زیرا کار هنری سطوح مختلفی دارد و افراد هم با توانمندی‌های مختلف، تفاوت ذهنی مختلف و ساختارهای فرهنگی متفاوت به سراغ موسیقی می‌آیند؛ استاد شاید با همه هنرجویان به یک شیوه کار کند، اما چون این افراد در زمینه‌های مختلفی کار می‌کنند، بازدهی‌شان یکسان نباشد. امضاء هم چیزی نیست که ضمانتی برای آن وجود داشته باشد، یعنی استاد کاری کند که هنرجو امضای خود را پیدا کند، داشتن امضاء، گوهری است که همه از آن به یک اندازه بهره‌مند نیستند. ولی این به آن معنا نیست که استاد کار خود را خوب انجام ندهد، خیلی‌ها هستند که استعدادشان آن‌قدر نیست که بتوانند از زیر چتر استاد خود فراتر روند و بعضی‌ها، توانایی بالایی دارند و در عین حال که با استادشان پیوند عاطفی و فنی دارند، ولی به خاطر داشتن استعداد خاص، امضای خود را هم پیدا می‌کنند. ولی هیچ‌کس امضای خود را از استاد فرا نمی‌گیرد.

شما با تمام کاستی‌هایی که این روزها در موسیقی کشور وجود دارد، همچنان به کار کردن حرفه‌ای و هنرمندانه در عرصه موسیقی مشغول هستید برخلاف خیلی از دوستان آهنگسازی که به نوعی از این فضا دلسرد شده‌اند، چه چیز شما را به کار کردن در این شرایط دلگرم می‌کند و فکر می‌کنید فرق عمده شما با دیگر دوستانتان در این بخش چه باشد؟

شما باید از کسانی که دلسرد شده‌اند، دلایل دلسرد شدنشان را بپرسید، به اعتقاد من، فضا، فضای دلسردکننده‌ای نیست، هرکس به اندازه بضاعت خود می‌تواند در این فضا سهیم باشد، هم از این فضا تأثیر بگیرد و هم بر آن تأثیر بگذارد. من کار کردن را چون خیلی دوست دارم و به آن علاقه دارم و چون کار کردن به من احساس زنده بودن می‌دهد، سختی‌های آن را هم به نوعی می‌پذیرم، مسئولیت کار کردن را قبول می‌کنم و شروع به کار کردن می‌کنم. چون انسان در جریان این کار کردن، چیزهای جدیدی یاد می‌گیرد، دوستان جدیدی پیدا می‌کند و حد و حدود کیفیت رابطه اجتماعی را می‌پذیرد و می‌تواند با محیط خود تعاملی داشته باشد؛ یعنی می‌تواند هم از محیط و هم از مخاطبان خود تأثیر بگیرد، به این طریق پروژه زندگی هنری خود را مدام سامان دهد و آن را پیش ببرد. من از بین کار کردن و کار نکردن، کار کردن را انتخاب کرده‌ام.

ما این روزها می‌بینیم که متأسفانه کسانی کار حرفه‌ای انجام می‌دهند شاید به اندازه کسانی که کارهای پاپ غیرحرفه‌ای انجام می‌دهند، شناخته شده نیستند، دلیل این مساله را چه می‌دانید؟ برای تربیت ذوق شنوندگان چه کار باید کرد؟

من هیچ نوعی از موسیقی را فی‌الذاته نه خوب می‌دانم و نه بد. هر نوعی از موسیقی برای آن‌که ارزش خود را اثبات کند، باید برایش زحمت کشید تا کار خوبی عرضه شود، ما می‌توانیم کار پاپ خوب یا بد داشته باشیم، موسیقی کلاسیک خوب یا بد داشته باشیم و الی آخر... یعنی هیچ نوع موسیقی‌ای در ذات خود، دارای برتری نسبت به موسیقی دیگر نیست. چگونگی انجام یک کار و کیفیت آن است که می‌تواند اثری را در ژانری که ارائه می‌شود، برجسته کند. ژانرها هم عموما در هیچ جا با هم مقایسه نمی‌شوند. مثلا این‌طور نیست که ژانر موسیقی کلاسیک با موسیقی پاپ با هم مقایسه شوند یا ژانر موسیقی پاپ با موسیقی راک مقایسه شود و... هر نوعی از موسیقی، ویژگی‌های خاص خود را دارد و متناسب با آن ویژگی‌ها، مخاطبان خاص خود را نیز دارد. مردم اگر موسیقی پاپ را خیلی از جاها انتخاب می‌کنند، به آن علاقه دارند و احساس می‌کنند که نیازی را در آنها رفع می‌کند. قرار نیست همه، همیشه کارهای جدی را گوش بدهند. با وجود این می‌شود که کارهایی برای پرورش ذوق شنیداری مخاطبان انجام داد، ذوق قابل پرورش است. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که فرد از درون به این درک برسد و مایل باشد که ذوق خود را پرورش بدهد. تا زمانی که کسی تمایل نداشته باشد، اتفاقی در این زمینه رخ نمی‌دهد و فرد از آنچه که به آن عادت کرده است، لذت هم می‌برد. اگر بخواهند به این مقوله به عنوان یک برنامه فرهنگی جدی نگاه کنند، بخشی از این پرورش ذوق باید در آموزش و پرورش صورت بگیرد، یعنی از ابتدا با فرزندانمان در حوزه‌های گوناگون هنری، کار کنیم، این کارها به آگاهی بیشتر آنها منجر می‌شود و میل بیشتر آنها برای یادگیری را برمی‌انگیزد، به این طریق این کارها موجب پرورده شدن ذوق آنها می‌شود.

شما قرار است به زودی کنسرتی در تالار وحدت برگزار کنید، کمی راجع به این کنسرت، می‌گویید؟

کنسرت فوژان در پی موفقیت آلبوم «بوم» و ارتباط با مخاطبان، قرار است 14 دی‌ماه در تالار وحدت به روی صحنه برود. در این کنسرت همچنان دغدغه اصلی من، ارسال پیام صلح جهانی است. نوازندگان برجسته و درجه یک کشور، که همه از جریان‌سازهای موسیقی کشور هستند، به عنوان نوازنده در کار حضور دارند، من بسیار خوشحال هستم که ما توانسته‌ایم در کنار هم قرار بگیریم، از این در کنار هم بودن لذت ببریم و هم توانسته‌ایم کار فنی خود را با نهایت دقت و تلاش انجام دهیم. این کنسرت با ارکستر سازهای ایرانی و غیرایرانی به صحنه می‌رود و در آن سازهای ایرانی نی، تار، سه تار، کمانچه و قانون و سازهای غیر ایرانی آکاردئون، ساکسیفون، هورن، پیانو، گیتار، بیس، ترومپ و پرکاشن نواخته می‌شود.

چه کسانی شما را همراهی می‌کنند؟

مجموع نوازنده‌ها 14 نفر هستند. در این اجرا مصطفی محمودی به عنوان خواننده حضور دارد و گروه کر مداد رنگی با سرپرستی خانم مریم شریف‌زاده بخش کرال کار را به‌عهده دارند. کارگردانی کار، طراحی صحنه و مباحث بصری کار را نیز فرید حامدی انجام می‌دهد.

یکی از کارهای شما، گرایش شما به تصویری کردن آثار موسیقایی است، کمی درباره این گرایش و دلایل آن می‌گویید؟

در دو سال اخیر، در پی گفت‌وگوهایی که با دوست عزیزم فرید حامدی داشتیم به این نتیجه رسیدیم که خیلی از کارهای من قابلیت تصویری شدن را دارند، ایشان شروع به کار کردند و بر اساس آهنگ‌هایی که من ساخته بودم، چند ویدئو آرت را ساختند؛ این کارها در جشنواره‌های بین‌المللی زیادی حضور پیدا کردند و در خیلی از جشنواره‌ها، عنوان آثار برجسته را به خود اختصاص دادند. به عنوان مثال اخیرا ویدئو آرت «آخرین قطاری که هرگز نایستاد» توانست در یکی از جشنواره‌های فیلم کوتاه کشور آرژانتین به عنوان یکی از آثار منتخب انتخاب شود؛ پیش از آن فیلم کوتاه «دود و رویا » منتخب جشنواره بین‌المللی ویدئو آرت کلن که یکی از جشنواره‌های معتبر آلمان است، شده بود.

خودتان به کدام‌یک از ژانرهای موسیقی بیش از دیگر ژانرها علاقه دارید.

من به موسیقی کلاسیک به معنی عام که شامل موسیقی کلاسیک ـ باروک، کلاسیک ـ رمانتیک و مدرن در حوزه نیمه اول قرن بیستم و نیمه دوم قرن بیستم می‌شود، بسیار علاقه‌مندم. در عین حال به بخشی از جریان‌های موسیقی الکترونیک علاقه دارم. جریان‌های موسیقی را دنبال می‌کنم و دلم می‌خواهد با تفکری که در پسِ این نوع موسیقی وجود دارد، آشنا شوم، به موسیقی محلی کشورمان، هم بسیار علاقه‌مند هستم و بخشی از اجراهای من به‌طور مستقیم اقتباس از موسیقی کشور خودمان است.

مهم‌ترین دغدغه و هدفی که در زندگی دنبال می‌کنید، چیست؟

یکی از مهم‌ترین دغدغه‌هایم این است که عشق به موسیقی را که خودم آن را لمس کرده‌ام و در پی آگاهی بیشتر، در من بیشتر و عمیق‌تر می‌شود را بتوانم با جوان‌ترها در میان بگذارم. افرادِ بیشتری را به موسیقی، موسیقی علمی و ویژگی‌های جذاب موسیقی علمی علاقه‌مند کنم و این اتفاق به این مساله منتهی شود که موسیقی دوست خوبی برای جوان‌ترها باشد و بخش بزرگی از زندگی آنها را پر کند. یکی از چیزهایی که سرفصل همه کارهای من است پیام صلح جهانی است که در تمام کارهایم تجلی دارد، این‌که بتوانم به بهانه موسیقی مباحثی را طرح کنم که بشر بتواند صلح بین‌المللی را تجربه کند و جوان‌ترها بتوانند در این فضا در کنار بزرگ‌ترها لذت بیشتری از فضای صلح‌آمیز ببرند.

اعظم حسن تقی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها