مرگ خاطرات در سالمندان مبتلا به آلزایمر

دلم می‌خواهد دنیایم را بدهم، اما برای لحظه‌ای هم شده، مادرم نامم را به زبان بیاورد و مثل همیشه نصیحتم کند و با تبسم مهربانانه همیشگی‌اش مرا در آغوش بگیرد.
کد خبر: ۸۶۷۵۴۹

او سال‌هاست که مبتلا به آلزایمر است، نگاه مهربانش مات و مبهوت شده، نام من هیچ، نام خودش را هم به یاد نمی‌آورد، اصلا نمی‌داند گرسنه است یا تشنه، از صبح تا شب در گوشه‌ای از خانه به آرامی می‌نشیند اگر چه گاهی نیز مجبور هستم مدام چون کودک، به دنبالش باشم تا مبادا دست از پا خطایی کند؛ هر دو این حالت برایم بسیار عذاب‌آور است. او همان مادری است که تا دیروز کوشا بود و دنیایی را کن و فیکون می‌کرد، اما امروز به من فرزند که دست پرورده لحظه لحظه زندگی‌اش هستم نیازمند است و امروز تمام هم و غم من این است که آنچه در توان دارم به پای مادری بریزم که جوانی‌اش را به پای من ریخت.آلزایمر یکی از بیماری‌های دوران سالمندی است که هم دشواری‌های خاص خودش را دارد و هم تا حدودی مهجور مانده است. رسیدگی به این بیماران کاری بس دشوار است و چه بسا مراقبان این بیماران بیش از مبتلایان با سختی‌های بسیاری دست و پنجه نرم می‌کنند. معمولا مراقبان به‌شدت زندگی‌شان تعطیل می‌شود تا جایی که گاه مجبور به منزوی شدن و تنها ماندن می‌شوند، چرا که در بسیاری از شرایط ناچار هستند برای مراقبت از بیمار، کارشان را رها کرده یا روابط خانوادگی‌شان را کم کنند.

مبتلایان به این بیماری حافظه خود را از دست می‌دهند و کم‌کم رابطه و خاطرات مشترک مراقب و بیمار نیز از بین می‌رود، که این حالت برای مراقبت‌کننده بسیار دردناک است چرا که مجبور می‌شوند هر لحظه از دست دادن فردی عزیز را به‌تدریج و از نزدیک تجربه کنند. برخی از اطرافیان همیشه با وجود مراقبت‌های کامل و کافی، احساس گناه و عذاب وجدان دارند و مدام تصور می‌کنند آن‌طور که شایسته و بایسته است نتوانسته‌اند وظیفه‌شان را انجام دهند. این وضعیت با پیشرفت بیماری تشدید می‌شود و حس بدتری را به مراقبت‌کننده می‌دهد؛ اگر چه گاهی قضاوت‌های نادرست بستگان و آشنایان که از دور شاهد ماجرا هستند، بر شدت تالم و عذاب آنها می‌افزاید. به همین دلیل واجب است مراقبان این بیماران را بیش از ایشان مورد توجه قرار دهیم:

* برخی از افراد به اشتباه تصور می‌کنند پس از بروز بیماری، دیگر هیچ کاری از دست‌شان ساخته نیست، به همین دلیل نیز مراجعه به متخصص و کسب اطلاعات برای نگهداری از بیمار را چندان مهم نمی‌دانند، این در حالی است که ارتباط با یک پزشک و کسب اطلاعات در مورد بیماری می‌تواند حلال بسیاری از مصائب نگهداری از این سالمندان باشد. بنابراین توصیه می‌کنیم نه‌تنها در جهت کسب اطلاعات و آگاهی بیشتر درباره مشکلات بیماری باشید، بلکه با پیوستن به گروه‌های مراقبان و مشورت با آنها یا با ارتباط با یک پزشک حاذق و مجرب آموزش‌های لازم را دریافت کرده و در مواقع ضرورت از کمک‌های تخصصی ایشان بهره‌مند شوید.

* بهتر است بیمار مبتلا چند مراقب داشته باشد، مشارکت و همکاری چند تن ضروری است، چرا که مواظبت از چنین بیماری کار یک نفر نیست.

* از آنجایی که مراقبت کننده‌ها همیشه در حال استرس و اضطراب هستند، توصیه می‌شود زمان‌هایی را برای خود اختصاص داده تا بتوانند تجدید قوا و نیرو کنند.

افسردگی در سالمندان

زهرا خانم زندگی در کنار دختر و دامادش را دوست ندارد، او از یک سال قبل بعد از مرگ همسرش، زندگی با آنان را در یک خانه آغاز کرده است، اما به نظر می‌رسد نسبت به قبل گوشه گیرتر و زودرنج ترشده، عصبی و مضطرب است و گاه حتی برخی از شب‌ها می‌توان صدای گریه‌اش را شنید. پای صحبتش که بنشینی از خاطرات خوش گذشته‌اش می‌گوید؛ از روزهایی که دختر زیبا و پرخواستگاری بوده است و احمدآقا، همسر مرحومش، چگونه توانسته است از هفت‌خوان رستم بگذرد و با پس زدن رقیبانش، موفق به وصلت با او شود.زهرا خانم در میان این همه حرف خوش، ناگهان یاد امروزش می‌افتد و اشک در چشمانش حلقه می‌زند، از نبود هم صحبت گله می‌کند و از این که هیچ‌کس نمی‌تواند مونس روزهای تنهایی‌اش باشد، بغض می‌کند.

پدر و مادرهای سالمندی که این روزها یا تنها مانده‌ یا از بی‌کسی و کم توانی، به مراقبت و توجه فرزندانشان نیازمند شده‌اند، اندک نیستند. مشکلات بسیاری از سالمندان از زمانی آغاز می‌شود که همسرشان را از دست می‌دهند و اگر فرزند مجردی در خانه نداشته باشند، ترس از بی‌کسی و احساس تنهایی فشار روانی مضاعفی بر آنان وارد می‌کند. گاهی آنان برای فرار از تنهایی و کسب امنیت اطرافیان علیرغم میل باطنی‌شان مجبور می‌شوند وارد خانواده دختر و پسرشان شوند که این ورود به سیستم جدید نه‌تنها تجربه روابط جدیدی را برای آنان رقم می‌زند، بلکه هماهنگی با آنان را نیز برایشان سخت می‌کند، چه بسا همین ناهماهنگی‌ها و ناسازگاری‌ها آنان را مستعد ابتلا به انواع بیماری‌های روحی از‌جمله افسردگی می‌کند.

از سوی دیگر، بسیاری از والدین در روزهای جوانی خود را وقف فرزندانشان می‌کنند، با کودکشان بازی می‌کنند، به آنها غذا می‌دهند، دعوایشان می‌کنند، نگران درس و مشق و زندگی‌شان می‌شوند و... هرگز باور نمی‌کنند که فردا روزی ممکن است به توجه همین فرزندان نیازمند شوند، فکر این که قرار باشد آنها لقمه‌ای غذا در دهانشان بگذارد، دستشان را بگیرند تا زمین نخورند، در حسرت لبخند و مهربانی فرزند بمانند و... برایشان بسیار دردناک و عذاب‌آور است، اما متاسفانه این اتفاقی است که در زندگی بسیاری از افراد به واقعیت می‌پیوندد و این خود به‌عنوان عاملی مهم در بروز افسردگی سالمندان است. اگر چه بیماری و ناتوانی، تنهایی، بازنشستگی و
ازکار افتاده شدن، هزینه‌های زندگی، تامین مسکن، مسائل درمانی و... نیز می‌تواند بر شدت افسردگی سالمندان بیفزاید. از سوی دیگر، متاسفانه برخی ‌ فرزندان حق فرزندی به جا نمی‌آورند و والدین پیرشان را راهی خانه‌های سالمندان می‌کنند که این امر نیز موجب افزایش حس تنهایی، پوچی و در نهایت افسردگی سالمندان می‌شود. اگر چه فرزندان مهربانی نیز هستند که در منزل خودشان یا در منزل پدری از سالمندانشان مراقبت می‌کنند و اجازه نمی‌دهد بار غم این دوران بیش از حد بر دوش خمیده کهنسالان‌شان سنگینی کند.

برای مواجهه با افسردگی سالمندان توصیه می‌کنیم:

او را به قدم زدن یا انجام کارهایی چون خریدهای هفتگی مجبور کنید و حتی‌المقدور خود یا فرزندانتان نیز همراه او باشید، اگر به هر دلیلی با عدم موافقت آنان مواجه شدید، صبوری کنید و با توسل به راه‌های دیگر او را تشویق به این امر کنید.

او را برای شرکت در مراسم و برنامه‌های مورد علاقه‌اش ترغیب کنید یا شرایطی را فراهم کنید که با دوستان و آشنایان هم سن و سال خود معاشرت کند یا با آنها به مسافرت برود.

ساعاتی از روز را به آنها اختصاص دهید، در کنارشان بنشینید به حرف‌هایشان گوش دهید و با آنها همدلی کنید. برای حس همدردی بیشتر بهتر است برای یک لحظه هم شده خود را جای سالمند بگذارید تا بفهمید او چه احساسی دارد. اغلب سالمندان احساس تنهایی می‌کنند و ارتباط صمیمانه با سالمندان برای کاهش حس تنهایی خیلی مفید است. در صورت‌ تمایل نداشتن به گفت‌وگو، دست در دست‌شان بگذارید و به آرامی آنها را بفشارید. برای ممانعت از قطع ارتباط بهتر است آنها را ماساژ دهید تا با برقراری تماس بدنی، جبران عدم ارتباط کلامی کنید.

به آراستگی ظاهر و رعایت بهداشت فردی او توجه کنید، این امر نه‌تنها آنها را از انزوا و افسردگی خارج می‌کند، بلکه در مقبولیت آنان در خانواده و جامعه نیز بسیار موثر خواهد بود.

متوسل به زور نشوید و هرگز از سالمند افسرده انتظار نداشته باشید که در نخستین گام به تمام‌ پیشنهادهای شما عمل کند یا از همان ابتدا با کمال میل آنها را بپذیرد‌. از سوی دیگر حواستان باشد او را متهم نکنید که مشکلی ندارد و همه دردهایش بهانه تراشی و غیر واقعی است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها