در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همه چیز از عصر یک روز پاییزی در آبان سال 87 آغاز شد. کریم وقتی نتوانست پول خود را از فروشنده مواد مخدر بگیرد، جنایتی تلخ را رقم زد و از صحنه گریخت. فرار او زیاد دوام نیاورد و خیلی زود دستگیر شد. مرد جوان در شعبه 113 دادگاه کیفری محاکمه و به قصاص محکوم شد. حکم مجازاتش هم در دیوانعالی کشور تایید شد. در حالی که کریم در یک قدمی چوبه دار قرار داشت، اولیای دم رضایت خود را اعلام کردند و مرد جوان از مجازات مرگ نجات یافت.
کریم هفته گذشته از جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه قرار گرفت. در جلسه رسیدگی به این پرونده که در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی محمدباقر قربانزاده و با حضور دو مستشار تشکیل شد، ابتدا نماینده دادستان کیفرخواست را خواند.
او گفت: «با توجه به رضایت اولیای دم از آنجا که جرم کریم به اخلال در نظم عمومی جامعه منجر شده بود، طبق ماده 612 قانون مجازات اسلامی برایش تقاضای مجازات دارم.»
رئیس دادگاه با تفهیم اتهام به کریم از او خواست به دفاع از خود بپردازد. قاتل پشیمان در تشریح ماجرا گرفت: من گچکار بودم و زندگی خوب و آرامی داشتم تا این که بعد از مرگ پدر و مادرم، برادر بزرگم هم در یک سانحه رانندگی کشته شد. من به برادرم وابسته بودم و مرگ او زندگیام را نابود کرد. از آن روز به بعد دچار افسردگی شدم و برای رهایی از افسردگی به سمت موادمخدر رفتم. برای تهیه پول مواد مخدر هر کاری میکردم. حتی خانه پدریام را فروختم و خرج مواد مخدر کردم. چند بار هم دزدی کردم. دیگر اختیاری بر خودم نداشتم.
وی اضافه کرد: با سامان (مقتول) دوست بودم. او خردهفروش مواد مخدر بود و من همیشه برای تهیه مواد به خانه او میرفتم. هفت سال پیش مقابل خانه سامان رفتم و در برابر پرداخت 35 هزار تومان از او مواد مخدر خواستم. سامان از من خواست بروم و چند دقیقه بعد مقابل در خانه برگردم. حال طبیعی نداشتم بار دیگر به آنجا برگشتم، اما او بهانه آورد و به من مواد مخدر نداد. وقتی به دوستم اعتراض کردم با من درگیر شد و برادرش با چوب ضربهای به سرم زد. در راه بازگشت به خانه یکی از دوستانم را دیدم و ماجرا را برایش تعریف کردم. دوستم قول داد همراه من مقابل خانه سامان بیاید و او را راضی کند که به من مواد بفروشد یا پولم را بدهد. در بین راه با سامان روبهرو شدیم. من که از او عصبانی بودم از ماشین دوستم پیاده شدم و با چاقویی که همراه داشتم یک ضربه به سینهاش زدم. من که ترسیده بودم فرار کردم، اما چند ساعت بعد دستگیر شدم. باور کنید من قصد کشتن سامان را نداشتم. در آن لحظه به مواد نیاز داشتم و حال طبیعی نداشتم. مواد مخدر زندگی مرا خراب کرد. من را بیاراده و از من قاتل ساخت. وقتی به اتهام قتل بازداشت شدم در زندان تصمیم گرفتم زندگیام را از نو بسازم. به همین خاطر مواد را ترک کردم. برای مرگ آماده شده بودم که خانواده مقتول رضایت دادند. بعد از رضایت آنها کابوسهای شبانه من تمام شد. در این هفت سال به اندازه کافی تنبیه شدم و حالا از شما درخواست دارم که مرا ببخشید تا بتوانم گذشتهام را جبران کنم.
پس از آخرین دفاعیات قاتل، هیات قضایی وارد شور شد و طبق ماده 612 قانون مجازات اسلامی کریم را به هفت سال زندان با احتساب روزهای بازداشت محکوم کرد. به این ترتیب این مرد بهزودی آزاد خواهد شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: