راه دیگر پیش رو نداریم

رهبر فرزانه انقلاب در جمع دانشجویان دانشگاه امام صادق ع مفهومی بدیع و نوین از «غدیر» را در معرض بشریت قرار دادند که بر مبنای آن «غدیر» امکانی جاری و ساری در طول حیات همه انسانهاست که درک و تحقق آن ، شکست ناپذیری عدالت خواهان حقیقی را تا ابد جاودانه می کند.
کد خبر: ۸۶۲۴۳

گرچه بازخوانی چندباره و کشف معنا و استخراج فرمول های کارآمد از این سخنان برای اداره کارها ، ضرورتی راهگشا برای متولیان امور است ، اما در نگاهی مختصر می توان گفت :
1- قابل تحقق بودن غدیر در زمان حال ، دقیقا به همین معناست که این مهم فرمان و ضرورتی برای ساختن «جامعه اسلامی نبوی» است و اگر در زمانی که باید محقق نشد ، اما امکانی قابل بازیافت را در جهت عظمت و اقتدار بینش عدالت گستر اسلام برای همه بشریت ماندگار کرد.
2- بی عدالتی رنجی فراگیر و ازلی برای همه انسانهاست که فلسفه «غدیر» نیز جز رهانیدن بشر از این رنج و به عدالت رساندن وی نبود. «غدیر» فرصتی بوده و هست که اگر از آن تخلف نمی شد، چیز دیگری پیش می آمد و فراتر از عدالت به عنوان یک نیاز اولیه بشری «نیازهای لطیف تر و برتری ، و خواهش های به مراتب بالاتری چالش اصلی بشر را تشکیل می داد.»
3- چون علم و فناوری «تور بسیار ریزبافت تری» برای توجیه ظلم و تبعیض علیه انسان ها در زمان حال رقم زده است و مفاهیم ظاهرفریب و توجیه کننده ای برای تبعیض مثل لیبرال دموکراسی را در ظاهری علمی و منطقی استتار کرده است باید به «قدرت علمی» و سپس «بین المللی» دست یافت تا براساس فلسفه «غدیر» عدالت ناب را به جای «استعمار نوین» مشاهده کرد. «یک ملت با اقتدار علمی است که می تواند سخن خود را به گوش همه افراد دنیا برساند ، با اقتدار علمی است که می تواند سیاست برتر و دست والا را در دنیای سیاست حائز شود» و چه روشن که در جهان امروز «قدرت علمی منشاء قدرت اقتصادی و سیاسی و نیز قدرت بین المللی است». فرمان چند باره رهبر معظم انقلاب به دانشجویان و جوانان که برای جبران عقب ماندگی «این دره علمی را پر کنید ، هر چه می توانید علم بیاموزید... ع لم را در حد اعلا دنبال کنید... و شما مامور به پژوهش هستید» نیز بر همین اساس است تا جنبش نرم افزاری و نهضت تولید علم که توصیه های موکد سالهای اخیر رهبری بوده است هر چه سریعتر مقدمات دستیابی و تسلط بر شعوب قدرت علمی را برای اهداف بزرگ یک «جامعه اسلامی نبوی» فراهم ببینیم.
4- سرمایه گذاری فکری ، علمی ، پولی و تبلیغی در دو حوزه علوم انسانی و علوم پایه محور دیگر فرامین رهبری است. از سوی دیگر نکته ظریفی هم رهیافت نگاه ایشان است و آن این که رویکرد ما به پدیده ها و دستاوردهای علمی دنیای سلطه نباید نگاهی مرعوب باشد بلکه نگاهی مبتنی بر جهت گیری دیدگاه اسلامی است تا نه متحجرانه حاصل سالها تجربه علمی دیگران را نادیده گرفت و نه این که مجذوب و مدهوش «نتیجه گیری» آنها را پذیرفت و ناخواسته در «منطقه ممنوعه»ای که آنان برای استمرار نظام سلطه تنیده اند ، اسیر شد. از همین دیدگاه «تلفیق بین علوم انسانی غربی و علوم انسانی اسلامی اگر به معنای مجذوب شدن ، دلباخته شدن ، مغلوب شدن و جوزده شدن در مقابل آن علوم نباشد را قبول داریم و اشکال ندارد.»
5- علم بیش از همه متعلق به دنیای اسلام است و در برابر متحجرین چه بیانی محکم تر از این که اصولا «اسلام ، علم را قدسیت بخشیده ، علم یک امر مقدس است و دنبال علم رفتن دارای قدسیت است». پرسش هایی از این قبیل که «علم با دین می سازد یا نمی سازد» هم ناشی از نافهمی متحجرانه و یا ناآگاهانه از همین مفهوم و به عبارتی ناتوانی در درست دیدن «منطقه نفوذ علم و دین» است . نگاه هر منصفی که به پدیده های حاکم در مناسبات جهان امروز بیفتد ، بر این حقیقت گواهی می دهد که «آمیزش علم و معنویت ، علم و ایمان و علم و اخلاق خلائ امروز دنیاست» و از همین خلائ است که تارهای ظلم و ناعدالتی در چارچوب های نوین تنیده و همه بشریت را به کام می کشد.اسلام ماموریتی جهانی دارد و «گوهر اسلام ناب ، به آن شکلی که بتواند در جامه آراسته علم خودش را نشان بدهد» جز از مسیر قدرت علمی قاهره برای عدالت خواهان دست یافتنی نیست.
6- این مهم با دو گروه متحجرین روبه روست. اول با گروهی که علم و دین را از هم جدا می داند. حال آن که این دو دارای منطقه ای اشتراکی اند. اگر علم همراه ایمان نباشد ، قدرتی شکل نمی گیرد و آن همه فضایل بشری فرصتی برای مجال پیدا نمی کند و اگر ایمان نیز احاطه بر علم پیدا نکند و جهت گیری آن را با عدالت فطری مد نظر بشریت تنظیم نکند ، علم ذاتا ابزاری برای تبعیض و نگهداشتن بشر در دوران جاهلیت خواهد شد. براستی که «اگر ایمان بر دانش غربی تسلط داشت ، دانش غربی به بمب اتم نمی رسید» و همین طور «اصلا استعمار و استعمار نو - که خود مخلوق دانش بود - پدید نمی آمد.» دوم ؛ گروهی از متحجرین هستند که گرچه ظاهری علمی آراسته اند ، اما فهم خود را فروشی می پندارند. اگر نیک به تاریخ اسلام و نخبگان مسلمان هم بیندیشیم ، همان ها که گوهر ناب و درخشنده اسلام و اسلامی شدن محیط علم و دانشگاه را به موضوعات کیفی چون آستین کوتاه و بلند و چگونگی زلف جوانان و امثالهم معرفی کرده اند ، همانهایی بوده و هستند که دانش خود را هم به بیگانه فروخته اند. آری ، ما در دنیای اسلام و «امت اسلامی» به «آن جوهر ناب و گوهر تابناک - با شکلی که تهمت بی سوادی ، تحجر ، مقدس مآبی و عقب مانده از زمان به آن وارد نیاید - و بتواند به اهداف خودش برسد نیاز داریم». جوهری که اندیشه ایمانی و عدالت گستر «غدیر» است و گوهری که تسلط بر علم روز است. جز این راهی پیش رو نداریم.

پرویز اسماعیلی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها