محتوای این پیامها یک حوزه را در بر نمیگیرد و از امنیتی تا موضوعات اقتصادی و فرهنگی را بی نصیب نمیگذارد. همین چند روز پیش بود که خبری جعلی درباره حمله به بازار تهران در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد و اینقدر برای عدهای ترس ایجاد کرده بود که باعث شد مسئولان نیروی انتظامی با خبرگزاریها درباره رد آن صحبت و حتی عوامل منتشرکننده را دستگیر کنند. البته این تنها نمونه شایعهای نیست که در فضای غیررسمی کشور منتشر و باز نشر شده و حتی واکنشهایی را در فضای رسمی در پی داشته، شاید همه ما ماجرای یک کلاغ چهل کلاغ مهاباد، ریختن کامل بلوکی از مسکن مهر، گران شدن اجناس مختلف و حتی خبرهایی درباره مرگ افراد مشهور در منا و بازیگران و... را شنیده و حتی برخی از ما بدون تحقیق درباره صحت آن خبر را باز نشر کرده باشیم. در این بین شاید شایعه مسموم بودن برندی خاص و یا دارویی عجیب هم کم مخابره نشده اما سوالی که در این گزارش سعی خواهیم کرد برای آن پاسخی مناسب بیابیم توجه به این نکته است که چرا ما در ناخودآگاه ذهنمان به این صحبتهای غیرمعتبر از کانالهای غیررسمی توجه کرده و آنها را باور میکنیم؟ آیا این موضوع طبیعی است یا ناشی از مشکل یا ناهنجاری ای در درون جامعه است؟
نقص رسانه، اولین دلیل اعتماد به شبکههای مجازی
فریدون صدیقی یکی از استادان حوزه ارتباطات درباره علت استقبال مردم از شبکههای غیر رسمی از جمله تلگرام و اخبار و شایعات این رسانههای غیررسمی میگوید: میزان اعتماد به شبکههای مجازی مانند تلگرام مرتبط با افرادی است که با این شبکه پیامرسان ارتباط برقرار میکنند. بر این اساس باید گفت عوامل گوناگونی بر این اعتماد که سخت کسب میشود، تاثیرگذار است.
وی افزود: در این بین اما باید گفت که عواملی مانند سواد، درک، فهم دریافت، مطالعه، دانش و قدرت تحلیل بیشترین میزان تاثیر را بر اعتماد به رسانههای جدید دارند که از یک تا صد متغیر است. اما مهمترین موضوع در این زمینه که باید مورد بررسی قرار گیرد علت افزایش اعتماد به شبکههای مجازی بهخصوص تلگرام است.
این استاد حوزه ارتباطات معتقد است که در این زمینه با کمی بررسی میتوانیم سر نخ موضوع را که ناشی از کمبودها و نقصهای احتمالی و مورد انتظار مخاطبدر رسانههاست، شناسایی کنیم، یعنی درست وقتی رسانهها نتوانستهاند بهدرستی و بههنگام اطلاعرسانی و شفافسازی کنند این شبکههای مجازیاند که خلأ ایجاد شده را با شایعه پر میکنند.
وی معتقد است آنچه در این مسیر میتواند مورد وثوق واقع شود و اعتماد از دست رفته به برخی رسانهها را دوباره بازگرداند، ایجاد فضایی برای دسترسی آسان و سهل مخاطب به اطلاعات صحیح و در کنار آن شفافیت رسانههای رسمی است. نباید فراموش کنیم که فضای مجازی فعلی به گونهای ایجاد شده که مخاطب و جامعه هدف هر زمان اراده کند، میتواند به آن دسترسی داشته باشد و با سرعت بالا پاسخ نیازهای اطلاعاتی این جامعه را نیز در شبکه مورد نظر محقق کند.
وی با اشاره به اینکه لزوما ورود افراد به اینگونه فضاها به معنای اعتماد صرف به آنها نیست، ادامه داد: بر این اساس بهطور کلی نمیتوانیم روی گردانی از یک رسانه و مراجعه کمتر به آن را در برابر مراجعه به رسانههای جدید و متنوع،ناشی از عدم اعتماد یا اعتماد محض بدانیم. این امر فقط تغییر مراجعه و دسترسی به منابعی است که شهروندان تمایل دارند این منابع را به سهولت و سرعت به دست آورند. برای روشن شدن بهتر این موضوع باید به مثالی اشاره کرد. همانطور که در جامعه این نکتهجا افتاده که خرید روزنامه و همچنین کتاب به معنای خواندن آنها نیست. باید این موضوع را به بحث شبکههای مجازی نیز تعمیم داد و این شبکهها را نیز در زمره افراد رصدکننده و مطالعهکننده واقعی تقسیمبندی کرد. یعنی بنا را بر این گذاشت که ممکن است تعداد زیادی از افرادی که از شبکههای اجتماعی در تلفن همراه و یا تبلت خود استفاده میکنند تنها به داشتن این برنامهها بسنده کردهعملا فعالیت زیادی در این شبکهها نداشته باشند. همانطور که عدهای کتاب میخرند اما آن را مطالعه نمیکنند. پس تعداد افرادی که شبکههای مجازی را دریافت کرده و روی تلفنهای خود نصب کردهاند با تعداد واقعی آنهایی که این شبکهها را مطالعه میکنند و از آن تاثیر میپذیرند متفاوت هستند.صدیقی خاطرنشان میکند؛ آنچه در زمان فعلی تهدید به حساب میآید، از دست رفتن مرجعیت رسانههایی است که تا دیروز مرجع قوی و قابل اعتماد مردم بودند. در این بین مهم است که رسانهها و اهدافشان شناخته و آنهایی که با هدفی مخرب تهدید محسوب میشوند با آگاهی به جامعه توسط مردم طرد شوندوگرنه این رسانهها و یا شبکههای اجتماعی با آگاهی تمام بهصورت حرفهای و با شناخت تمام از افکار عمومی؛ جامعه هدف خود را به ظریفترین شکل تغییر میدهند. که در این مسیر افراد ناآشنا و ساده بیشتر گرفتار خواهند شد.
مشکل اصلی مسئولان هستند نه رسانهها
اما در این موضوع هم مانند هر موضوع دیگر نظریات افراد براساس تجربه و جایگاه و دریچهای که به آن مینگرند متفاوت است؛ بر همین اساس امانالله قراییمقدم یکی از استادان جامعهشناسی،نظری متفاوت ارائه داده و در مسیر ازدیاد شایعه نقش دولت را پر رنگ تر از رسانه میبیند، او معتقد است که اگر مسئولان به حرفشان عمل کنند و وعدههایی محقق نشده بدهند باعث میشوند جامعه حرفشان را باور نکرده و به سمت شایعه روی بگردانند.
دکتر قراییمقدم میگوید: وقتی در جامعه ابهام وجود داشته و اعتماد عمومی مردم به یکدیگر و مسئولان کم باشد به قول فوکویاما بستری مناسب برای طرح شایعه بهوجود میآید، در اینجاست که مردم، به حوادث و اتفاقات و رویدادها اعتماد نداشته و بهدلیل تجربهای که پیدا کردند و رسوبات ذهنی که در آنها بهوجود آمده دچار ابهام ذهنی شده و شایعه از ابهام به وجود میآید.
وی با اشاره به اینکه شایعه، ابهام و خبری دروغ است، ادامه میدهد: حوزه ایجاد شایعه بهقدری گسترده است و اهداف آن متفاوت که میتوان گفت از شایعات نظامی و جنگی در زمان درگیریها و جنگ تا شایعات اقتصادی و سیاسی با اهدافی گوناگون و در سطح ملی و بینالمللی میتواند بهوجود آید. در این بین باید گفت که وقتی مردم دچار ابهام شوند و اعتمادی به مسئولان نداشته باشند هر شایعهای را باور میکنند.
شایعه مانند آب دریا برای تشنگان است
دکتر قراییمقدم با گفتن اینکه شایعه حکم آب دریا را دارد که وقتی از آن بنوشی تشنهتر میشوی، میگوید: وقتی اعتماد افقی و عمودی یعنی اعتماد بین مردم و مسئولان کمتر شده و ابهامات بیشتر شود مردم به سمت شایعات رفته و به آن روی خوش نشان میدهند و در این بین هر چه از این شایعات بیشتر باور کنند، تمایلاتشان به دریافت شایعهای جدید بیشتر میشود. وی ادامه داد: باور کردن شایعه توسط مردم یک جامعه بیشتر از اینکه ناشی از عوامل روانشناختی باشد ناشی از مسائل جامعه شناسی است، اگر مردمی دوبار دروغ یک مسئول را باور کنند و به حرف وی گوش دهند معلوم است که بار سوم حتی اگر راست گفته شود کسی باور نکرده و دنبال شایعه میگردد. چرا که اطمینان متقابل خود را از دست میدهد.
این جامعهشناس معتقد است که با محدودسازی شبکههای اجتماعی مجازی و برخوردی سلبی نمیتوان انتظار داشت شایعات از جامعه محو شود. این اقدام تفاوتی در میزان اعتماد مردم ایجاد نکرده و تنها باعث میشود مردم از کانالی دیگر شایعات را دنبال کنند. ما باید تلاش کنیم اعتماد را در سطح جامعه بالا ببریم. دکتر قراییمقدم اما گریزی به ریشه تاریخی شایعه و باورپذیر بودن آن در جامعه ایرانی زده و تصریح میکند: پیشترها از وقتی تلفن معمولی و یا درگوشی صحبت کردن وجود داشت شایعه یا پچپچ و صحبت درگوشی وجود داشت و امروز فقط شیوه آن مدرن شده است.
وی معتقد است که این ناهنجاری ظرف مدت کوتاه حل شدنی نیست و برای رفع آن پروسه درازمدت لازم است؛ چرا که جامعه یک آزمایشگاه عملی است و این اعتماد باید در عمل به مردم بازگردد.
دروغ مصلحت آمیز هم یعنی شایعهاما گاهی این ذهنیات غلط منجر به نتایج درست میشود، مثلا وقتی میگویند در فلان منطقه زمین گران میشود با وجود اینکه شایعه است اما همین شایعه به دلیل باورپذیر بودن، ترکیب عرضه و تقاضای آن منطقه را به هم زده و تقاضا رشد مییابد و در نتیجه فلان منطقه گران میشود. شایعه به لحاظ جامعهشناسی بسیار خطرناک است و این موضوع یکی از ابزارهای نفوذ دشمنان است که سعی میکنند با شایعه پراکنی چه از طریق فیلم و سریال و فیسبوک و یا شبکههای مجازی به درون کشورها راه پیدا کنند و آنها را از خود بیگانه کنند.
مائده شیرپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم