یک پژوهشگر موسیقی:

فرنگی‌ها، اپرا را از شبیه‌خوانی گرفته‌اند

«شبیه‌گردانی» یا «شبیه‌خوانی» یا «تعزیه»، نمایشی بوده است برپایه قصه‌ها و روایات مربوط به زندگی پیامبر اسلام و به‌ویژه رخدادها و فجایعی که در محرم سال 61 هجری در کربلا برای امام حسین(ع) و خاندانش پیش آمد، ولی به‌زودی گسترش یافت و شکل‌های دیگری به خود گرفت.
کد خبر: ۸۵۰۹۱۷

در این میان همواره موسیقی، جایگاه مهمی در شبیه‌خوانی داشته است. امام‌خوان‌ها، آوازهای خود را بیشتر در مایه‌های متین مثل پنجگاه، رهاوی و نوا می‌خواندند. فقط مخالف‌خوان‌ها، شعرهای خود را با صدای بلند و بدون تحریر و با آهنگ اشتلم و پرخاش ادا‌ می‌کردند.

هوشنگ جاوید، پژوهشگر و کارشناس موسیقی‌های آیینی، شبیه‌خوانی را برگرفته از تفکر هنرمندان ایرانی می‌داند که با شعر و اوزان آن، موسیقی و نمایش آشنا بوده و به پیروی از دراویش شیعه که چاوش‌خوانی، شمایل‌خوانی و پرده‌خوانی می‌کرده‌اند، گروه‌های سیاری را به‌وجود آورده و با مردم از وقایع کربلا می‌گفته‌اند.

نویسنده کتاب «موسیقی رمضان» با اشاره به‌وجود دو نوع موسیقی ملموس و ناملموس در تعزیه می‌گوید: موسیقی ملموس آن است که در قالب آواز یا نواختن سازهای بادی و کوبه‌ای اجرا می‌شود، البته تماشاچی انتظار ندارد که شبیه‌خوان همچون شجریان بخواند بلکه همین که بازیگر بتواند مخاطبش را تحت‌تأثیر قرار دهد، کافی است.

به گفته او موسیقی ناملموس، آن چیزی است که در متن نسخه‌ها وجود دارد و بر زبان نسخه‌خوان، جاری می‌شود. برای نمونه عود، تنبک، کمانچه، تار و... ادواتی است که در شبیه‌خوانی از آن استفاده نمی‌شود، اما مخالف‌خوان‌ها نام هر کدام از این سازها را بر زبان می‌آورند، مثلا می‌گویند: اگر حسین کشته شود، چنگ می‌زنیم و عود می‌نوازیم و اینجاست که موسیقی مذهبی ما به‌گونه‌ای تعریف می‌رسد.

جاوید، ترکیب‌بندی سازها در شبیه خوانی را به ارکسترهای جنگی بدوی شبیه می‌داند و می‌افزاید: به‌جز تکیه دولت، هیچ گاه در مراسم شبیه‌خوانی از ارکستر استفاده نمی‌شده است و هنوز هم ارکستری وجود ندارد، اگرچه مردم هر منطقه از موسیقی خاص خود بهره می‌برند؛ مثلا مازندرانی‌ها از مقام‌های هجرانی و غریبی که ویژه آن دیار است، استفاده می‌کنند.

این پژوهشگر موسیقی نواحی به ضرورت وجود مکانی ثابت و دائم برای اجرای شبیه‌خوانی اشاره می‌کند و می‌گوید: شبیه‌خوانی، تنها به ایام سوگواری اختصاص ندارد به همین خاطر متولیان فرهنگی می‌توانند فضایی را برای اجرای نمایش‌های سنتی و آیینی چون شبیه‌خوانی، نقالی و نمایش‌های روحوضی در نظر بگیرند؛ فضایی که می‌تواند در جذب گردشگر به آنها یاری رساند، همان‌گونه که چینیان از مدت‌ها پیش، چنین کرده‌اند.

به گفته جاوید، مردم روزگار ما باورهای عمیق و ریشه‌دار خود را از دست داده‌اند و فرهنگ اسلامی ـ عرفانی خود را به درستی نمی‌شناسند، در صورتی که گذشتگان، حتی اسطوره‌باورتر از مردم امروز بوده و تا این اندازه با خود بیگانه نشده بودند.

او در پاسخ به این‌که شاید شبیه‌خوانی، نتوانسته آن‌گونه که باید و شاید، خود را با شرایط امروز هماهنگ کند، نیز می‌گوید: مضامین عمیقی که در دل این هنر نهفته است، هرگز کهنه نمی‌شود.

مگر مفاهیمی چون شهادت، آزادیخواهی و عدالت‌طلبی، به مرور زمان، معنی و مفهوم خود را از دست می‌دهند؟! مضامین، تازه و ثابت باقی می‌مانند، اما چگونه روایت‌کردن آنها تغییر می‌کند.

جاوید، شبیه‌خوانی را اپرای جهان اسلام می‎‌داند که از دل تشیع بیرون آمده و مقدم بر اپراست. یعنی ابتدا شبیه‌خوانی شکل گرفته و بعد‌، فرنگی‌ها به فکر اپرا افتاده‌اند. حتی پرده‌خوانی پیش از سینما وجود داشته است.

جاوید به ضرورت آسیب‌شناسی هنر شبیه‌خوانی نیز اشاره و می‌گوید: بعضی نمادها، تغییر کرده، همچنان که موسیقی و نسخه‌های شبیه‌خوانی نیز دستخوش دگرگونی شده‌اند، از این‌رو باید انجمنی تشکیل شود و به آسیب شناسی هنر شبیه‌خوانی بپردازد و نسخه‌های اصیل را استخراج کند و به شبیه‌خوان‌ها اجازه ندهد که به‌اصطلاح خارج بخوانند.

زهره نیلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها