او به فارس میگوید: «چند سال پیش در کویت مداحی میکردم که یکی از جوانها پیش من آمد و گفت خیلی وقت است ازدواج کردهام ولی بچهدار نمیشوم. من هم تازه با همایش شیرخوارگان حسینی آشنا شده بودم و فهمیده بودم چه کارهایی انجام میدهند.
به همین خاطر به آن جوان گفتم یک مجلس روضه برای حضرت علیاصغر(ع) بگیر. او هم همین کار را انجام داد، حتی یک ظرف شیرینی برای من فرستاد. تقریبا یک سال و اندی از این ماجرا گذشت و این بار برای مداحی جشن ولادت پیامبر اکرم(ص) راهی کویت شدم، داشتم به شادی مولودی میخواندم که یک دفعه چشمم به آن جوان افتاد که لبخند میزد و پسری در بغل داشت.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم