به گزارش جامجم، رسیدگی به این پرونده از 29 مهر سال 89 همزمان با مرگ مشکوک مرد جوانی در جنوب تهران در دستور کار پلیس قرار گرفت. بررسیها نشان میداد پیکر نیمه جان مهدی در بوستانی در شهرری کشف و به بیمارستان منتقل شده، اما او به دلیل شدت جراحات جان خود را از دست داده است.
در ادامه ردپای دو قاچاقچی موادمخدر به نامهای محسن معروف به «محسن کاکائو» و اکبر در این جنایت کشف شد و آنها تحتتعقیب قرار گرفتند. دو ماه پس از قتل، محسن دستگیرشد و به شرکت در این درگیری اعتراف کرد و گفت: ضربه کشنده را اکبر به مقتول وارد کرد.
در حالی که خانواده مقتول خود را برای برگزاری مراسم سالگرد درگذشت پسرشان آماده میکردند، کارآگاهان مخفیگاه اکبر را شناسایی کردند، اما او وقتی پلیس را در یک قدمی خود دید، اقدام به تیراندازی کرد که در جریان درگیری مسلحانه با شلیک پلیس کشته شد.
پنج سال پس از این جنایت پرونده برای رسیدگی به شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران ارسال و محسن دیروز به اتهام مشارکت در قتل به ریاست قاضی اصغر عبداللهی محاکمه شد.
ابتدا مادر مقتول برای محسن تقاضای قصاص کرد و از بابت مشارکت اکبر در قتل نیز خواستار دریافت دیه شد.
محسن 38 ساله که تا سوم دبستان درس خوانده است، در دفاع از خود گفت: اتهام شرکت در درگیری را قبول دارم، اما مرتکب قتل نشدم. روز حادثه سراغ اکبر رفتم تا مواد بگیرم. آن زمان اعتیاد شدیدی به شیشه داشتم. او از من خواست برای گرفتن مواد به دولتآباد برویم. در آنجا منتظر مواد بودیم که مهدی با موتور به سمت ما آمد. او و اکبر با هم اختلاف مالی داشتند و به همین دلیل با هم درگیر شدند که من جدایشان کردم. بعد از گرفتن مواد، به پارک رفتیم تا اکبر مواد را به مشتریانش بدهد. مهدی هم آنجا آمد و این بار کتککاری کردند. من قصد جدا کردن آنها را داشتم که مهدی ضربهای به گردنم زد و من هم ضربهای به پایش زدم، اما ضربه مرگبار را اکبر به او زد. وقتی مهدی مجروح شد، من از ترس فرار کردم.
در ادامه رئیس دادگاه از وی پرسید در بازجوییها مدعی شده بودی با پشت چاقو ضرباتی به سر و صورت مقتول زدهای، این را قبول داری؟ که متهم به قتل گفت نه من فقط یک ضربه به پای او زدم.
پس از آخرین دفاعیات متهم و وکیل مدافعش قضات دادگاه برای صدور رای وارد شور شدند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم