آشتی زوج میانسال با وساطت دامادها

نصیبه و احمد هیچ‌گاه تصور نمی‌کردند روزی برای ادامه زندگی مشترکشان دامادهایشان باید وساطت کنند. آنها 50 سال پیش راهی خانه بخت شدند و زندگی‌شان را شروع کردند. با عشق راهی خانه مشترک شدند و در 50 سالی که با هم زندگی کردند صاحب 4 فرزند شدند. در این مدت زندگی خوبی داشتند، اما اختلافاتشان درست از شب عید شروع شد. در آن زمان احمد بازنشسته شده و دیگر سرکار نمی‌رفت همین موضوع آتش اختلاف در بین آنها را روشن کرد، شعله‌های این آتش روز به روز گسترده‌تر می‌شد تا جایی که نصیبه و احمد هفته گذشته راهی دادگاه خانواده تهران شدند تا به صورت توافقی از هم جدا شوند.
کد خبر: ۸۴۵۲۹۶

وقتی منشی شعبه 268 دادگاه خانواده تهران نام نصیبه و احمد را می‌خواند آنها وارد شعبه می‌شوند و روی صندلی می‌نشینند. قاضی عموزادی رئیس دادگاه می‌پرسد: در این سن و سال تصمیم به جدایی گرفتید؟

مرد میانسال با عصبانیت پاسخ می‌دهد: آقای قاضی بعد از 50 سال زندگی من تازه همسرم را شناخته‌ام و دیگر حاضر نیستم یک لحظه هم در کنارش زندگی کنم.
35 سال برای زندگی‌ام زحمت کشیدم و از صبح تا شب کار کردم بالاخره شب عید بازنشسته شدم، به خیال این‌که دیگر وقت استراحت در خانه است، اما اشتباه می‌کردم‌. دو روز بعد از خانه‌نشینی غرغرهای همسرم شروع شد از صبح تا شب بهانه‌گیری می‌کند تا این‌که چند روز پیش دعوای سختی کردیم. او به من گفت که از خانه ماندن من خسته شده است. به من می‌گوید در این سن و سال که هزار مشکل قلبی، فشارخون و چربی دارم باید به‌دنبال کار باشم. باور نمی‌کنید خانه و زندگی خیلی خوبی داریم. در این چند سال هر چه خواسته برایش فراهم کردم. بهترین مسافرت، بهترین لباس و... باور نمی‌کنم این همان زنی است که همیشه در تصوراتم مهربان و دوست‌داشتنی بود.

در همین هنگام نصیبه با عصبانیت حرف‌های همسرش را قطع می‌کند و می‌گوید: آقای قاضی این مرد با این حرف‌هایی که می‌زند شما فکر می‌کنید من زن بداخلاق و قدرنشناسی هستم، اما این طور نیست. وقتی احمد بازنشسته شد من حتی برایش جشن هم گرفتم، اما او حالا چنین می‌گوید. ماجرا اصلا این‌طور نیست که احمد می‌گوید‌. چند روز پیش وقتی مشغول صحبت با یکی از دوستانم بودم متوجه شدم شوهر وی بعد از بازنشستگی در یک شرکت مشغول به کار شده است. برای همین از احمد خواستم که او هم دنبال کار باشد تا سرگرم شود. چون از خانه‌نشینی خسته شده و مرتب بهانه‌گیری می‌کند. من فکر نمی‌کردم این حرف من این همه دردسر درست کند. در ادامه جلسه، قاضی عموزادی از زن و شوهر می‌خواهد که اختلافاتشان را کنار بگذارند و زندگی 50 ساله‌شان را خراب نکنند، اما احمد به‌شدت از همسرش عصبی است و مرتب می‌گوید که حاضر نیست در کنار این زن زندگی کند. در همین هنگام دامادهای این زن و شوهر وارد شعبه می‌شوند. آنها با درخواست همسرانشان به دادگاه آمده بودند تا مادرزن و پدرزن‌شان را آشتی دهند.

آنها وساطت می‌کنند و سعی دارند که پدرزنشان را کمی آرام کنند، نصیبه هم وقتی چشمش به دامادهایش می‌افتد ساز لجبازی کوک می‌کند و با گریه و زاری می‌گوید که دیگر حاضر نیست در کنار احمد زندگی کند. باجناق‌ها با احمد و نصیبه صحبت می‌کنند و از این‌که خیلی زشت است در بین فامیل و همسایه‌ها بپیچد آنها قصد جدایی دارند، می‌گویند. این‌که اگر جدا شوند دختران و نوه‌هایشان خیلی غصه می‌خورند و به‌خاطر آنها هم که شده دست از لجبازی‌های بچگانه بردارند. بالاخره جنجالی که در دادگاه به پا شده آرام می‌شود. این بار احمد می‌گوید: من همسرم را می‌بخشم به شرط آن‌که دیگر بهانه‌گیری نکند. من دیگر می‌خواهم استراحت کنم و حوصله کار کردن ندارم. زن هم می‌گوید: من هم احمد را می‌بخشم، اما باید قول بدهد حداقل با رفتن به پارک و خانه دوستانش خود را مشغول کند و مرتب در خانه نماند و غر‌غر کند. باید قول بدهد در کارهای خانه و آشپزی هم دخالت نکند.

در پایان این جلسه احمد و نصیبه آرام می‌شوند و با هم آشتی می‌کنند. قاضی نیز پرونده را مختومه اعلام می‌کند.

اختلاف در پیری

دکتر حسن عشایری در این خصوص می‌گوید: وقتی زن و شوهر در سنین بالا تصمیم به جدایی می‌گیرند، می‌تواند نشان‌دهنده این موضوع باشد که آنها به دلیل بالا رفتن سنشان می‌خواهند به ایده‌آل‌هایی که دوست دارند برسند؛ ایده‌آل‌هایی که شاید در مدت زندگی مشترک با همسرشان نتوانسته‌اند به آن دست پیدا کنند. از طرفی ممکن است آنها به دلیل بالا رفتن سنشان اعصاب ضعیف‌تری داشته باشند و سخت‌تر بتوانند با مشکلات و اختلافات کنار بیایند. برای همین با کوچک‌ترین مشکل تصمیم به جدایی می‌گیرند. از طرف دیگر ممکن است بیشتر زنان و مردان بعد از گذشت سال‌ها زندگی مشترک به دلایلی از جمله مشکلات اقتصادی، پیشرفت علم و تکنولوژی، پیشرفت در اجتماع و حتی دیدن فیلم تغییر رفتار دهند و دیگر تحمل طرف مقابل را نداشته باشند. برای همین درخواست طلاق می‌دهند. آنها با خودشان تصور می‌کنند حالا که چندین سال زندگی کرده‌اند، لزومی ندارد در این سال‌های آخر عمرشان باز هم همدیگر را تحمل کنند و به قول خودشان روشنفکرانه تصمیم می‌گیرند. زوج‌ها باید بدانند چندین سال زندگی مشترک با زن یا شوهر نمی‌تواند تضمینی باشد برای ادامه زندگی بدون مشکل یا اختلاف. گاهی اوقات ممکن است اختلافات و نداشتن تفاهم‌ها بعد از چندین سال زندگی مشترک آرام و بدون دردسر سر باز کند و به نابودی یک زندگی منجر شود. بنابراین بهتر است زن و مرد اگر در این سنین دچار اختلاف شدند، بیش از گرفتن هرگونه تصمیمی به مشاور خانواده مراجعه کنند و از آنها راهنمایی بخواهند تا بتوانند اصولی و منطقی اختلافات‌شان را حل کنند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها