نقش آفرینی با فرار از درک حقایق هولناک!

شاید اغراق نباشد اگر بگوییم حسین پناهی پس از مرگش شهرت بیشتری پیدا کرد تا زمانی که زنده بود. هنردوستان او را به واسطه حضورش در جلوی دوربین می‌شناختند، اما پس از آن‌که به دیار باقی شتافت، مردم با وجهی دیگر از شخصیت این هنرمند آشنا شدند.
کد خبر: ۸۳۴۲۶۱

پناهی شاعری اندیشمند بود و نگاه ظریفش به جهان هستی، رنج، زندگی و عشق را در قالب شعرهایش متجلی می‌ساخت. او در سال 1375 انتشار آلبومی از دکلمه شعرهایش را با نام ستاره‌ها منتشر کرد. البته غالب مجموعه شعرهای پناهی پس از درگذشتش روانه بازار کتاب شده‌اند. او در آخرین سال حیاتش تصمیم گرفت که آلبوم دوم دکلمه‌هایش را ضبط کند. سه روز قبل از درگذشتش دکلمه این آلبوم را به پایان رساند و فرصت دکلمه دیگر شعرهایش را پیدا نکرد. حسین پناهی در ششم شهریور 1335 به دنیا آمد و در چهاردهم مرداد 1383 به خاطره‌ها پیوست. 12 سال پس از غروب ستاره عمر «حسین پناهی» تجدید خاطره‌ای داریم با حرف‌ها، نوشته‌ها و فعالیت‌هایش.

من هلوی چروکیده‌ام

حسین پناهی را بیشتر برای نقش‌های مکمل انتخاب می‌کردند. او بازیگری نبود که بتواند گیشه یک فیلم را تقویت کند و به همین دلیل برای ایفای نقش‌های اصلی به سراغش نمی‌رفتند. سایه خیال تنها فیلمی است که در آن پناهی بازیگر نقش مکمل نیست. نحوه انتخاب او برای فیلم «سایه خیال» ماجرای جالبی دارد. مسعود جعفری‌جوزانی کارگردان فیلم تعریف کرده که پناهی را در حال گریه کردن دیده و متوجه شده که یکی از مسئولان فرهنگی برخورد بدی با او داشته. جوزانی به پناهی گفته من طرحی دارم که تو نقش اولش هستی. پناهی با لحن طنزآمیزی گفته: آقا من چشمام روشنه یا موهام بوره؟ من هلوی چروکیده‌ام! فیلم «سایه خیال» در سال 1369 ساخته شد و پناهی برای بازی در این فیلم دیپلم افتخار بهترین بازیگر جشنواره فجر را دریافت کرد. همکاری پناهی و جوزانی بسیار موفقیت‌آمیز بود و جوزانی بعدها در سریال «آژانس دوستی» هم به سراغ این بازیگر رفت.

تولد ایده «آژانس شیشه‌ای» در ذهن پناهی

حسین پناهی در فیلم «سایه خیال» نقش شخصیتی را بازی می‌کند که شباهت زیادی به خودش دارد. نویسنده یک‌لاقبای خیالباف و شاعر ناکامی که شبی در خلوت تنهایی، در اوج خیالبافی، آدمی به نام غلومی خلق می‌کند. غلومی همه جا مثل سایه به دنبال اوست و...

پناهی در این فیلم ماجرایی را تعریف می‌کند که شباهت زیادی به قصه فیلم «آژانس شیشه‌ای» دارد. ماجرای رزمنده‌ای که مشکلات مالی دارد و برای حل مشکلاتش یک عده را گروگان می‌گیرد. نکته جالب این است که فیلم آژانس شیشه‌ای حدود 17 سال بعد از سایه خیال ساخته شده است.

وصیت‌نامه‌ای که تکذیب شد

چندی پیش مطلب طنزی منتشر شده بود مبنی بر این که انسان‌های مشهور در آن دنیا دور هم می‌نشینند و جملاتی را که جدیدا به نام خودشان منتشر شده برای هم بازگو می‌کنند. بازار جملات شاعرانه و فلسفی در شبکه‌های اجتماعی داغ داغ است. هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شویم با اشعار و نوشته‌های جدیدی منتشر می‌شویم که ظاهرا متعلق به افرادی چون دکتر شریعتی، کورش کبیر، خسرو شکیبایی و دیگران است. این افراد در بین ما نیستند تا جملات منسوب به خودشان را تائید و تکذیب کنند. در عوض شیفتگان فضای مجازی حسابی فعال هستند و هر روز محتوای جدیدی تولید می‌کنند. انتساب جملات به بزرگان روشی است که موجب می‌شود آن نوشته خوانده شود و دست به دست بچرخد. حسین پناهی یکی از افرادی است که در شبکه‌های تلگرام و اینستاگرام مفتخر به بیان بسیاری از اشعار جعلی شده است. معمولا دختر زنده‌یاد پناهی این نوشته‌ها را تکذیب می‌کند، اما تکذیبیه زمانی منتشر می‌شود که کار از کار گذشته و هزاران نفر متن مورد نظر را به عنوان نوشته پناهی پذیرفته‌اند. اگر در مستطیل گوگل تایپ کنید: «وصیتنامه حسین پناهی» با 589 هزار صفحه منتشر می‌شوید که اکثر شعری جعلی را منتشر کرده‌اند. در بخشی از این نوشته پراحساس آمده است:

«قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم./ بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت نگاری قرار دهید.»

مردم وقتی این وصیتنامه را می‌خوانند به یاد مرحوم پناهی می‌افتند؛ ولی آنا پناهی (دختر مرحوم) 5 سال پیش اعلام کرد که پدرش چنین وصیتنامه‌ای ننوشته است. در بخشی از تکذیبیه او آمده است: «اخیرا مطلبی طنز تحت عنوان «نیم متر قبر مرا کمتر عمیق کنید» در برخی از سایت‌ها و روزنامه‌ها منتشر شد که هیچ ارتباطی با این هنرمند فقید ندارد. در این تکذیبیه آمده است وصیت‌نامه مذکور هیچ ارتباط و شباهتی به ساختار نوشتاری و ادبیات حسین پناهی ندارد و با مسبب اصلی انتشار آن برخورد جدی و قانونی خواهد شد.»

آنا پناهی، مدیر مسئول انتشارات «آناپنا» جایی دیگر اعلام کرده که 99 درصد جملاتی که به اسم حسین پناهی منتشر می‌شوند نامرتبط با این هنرمند هستند. او چند سال پیش می‌خواست تمام این جملات را در کتابی گردآوری کند؛ ولی این تصمیمش عملی نشد. هدف آنا پناهی این بود که مخاطبان شبکه‌های مجازی را از نادرستی برخی از این انتساب‌های ادبی مطلع کند.

سینما را هیچ‌وقت جدی نگرفته‌ام

پناهی زیاد اهل مصاحبه نبود. در معدود گفت‌وگوهایی که با مطبوعات داشت سعی می‌کرد با همان زبان شاعرانه سخن بگوید. او در مصاحبه با روزنامه همشهری در سال 1372 حرف‌های جالبی زده‌است. پناهی در پاسخ به این سوال که انگیزه‌اش از بازیگری چیست گفته است: «من نه نان نه غم و حتی سینما را هیچ وقت جدی نگر‌فته‌ام‌. من برای اتلاف وقت بازی می‌کنم! برای فرار از درک حقایق هولناکی که نمی‌دانم چیست.»

از پناهی پرسیده‌اند از چه زمانی حس کردی که می‌توانی بازیگر شوی؟ او پاسخ داده: از وقتی موفق شدم در چشم مخاطبم اولین دروغ زندگی‌ام را بگویم. من فکر می‌کنم همه آدم‌ها به دلیل هوش و حواسشان بازیگرند و حداقل چهار مرحله طولانی از این بازی ناگزیر را در چهار مرحله زندگیشان زندگی می‌کنند: کودکی، جوانی، میانسالی و پیری. هر آدمی در طول گذر از این مراحل در برخورد با یک موضوع حسی مشخص با چهارحس مختلف آن را اجرا خواهد کرد. اساسا هنر انسان، بازیگری اوست.

احسان رحیم‌زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها