نگاه قانونگذار به زوجهای مجرم با دیگر مجرمانی که مستقلا یا با شرکایی غیر از همسر خود، متهم به ناهنجاری میشوند، متفاوت است؟
نه، به صورت کلی قانون فرقی بین این افراد نگذاشته است. اما اگر آن جایی که زن از سوی مرد مجبور به جرم شود، او قادر به اثبات این اجبار باشد، از نگاه قانون نیز همرده با شوهر قرار نمیگیرد. اما در این حالت باز هم فرقی با دیگر افرادی که به ناچار مجبور به جرم میشود ندارد. زن در این شرایط نیز مانند هر فرد دیگری که مجبور به اقدام عمل مجرمانهای شده باشد، از تخفیفهایی که قانونگذار پیشبینی کرده بهرهمند میشود.
جرم زن و شوهر به صورت مشارکتی با یکدیگر از اینرو با دیگر مجرمان متفاوت است که این دو ممکن است والدین کودک هم باشند. از اینرو نیز نگاه قاضی به آنها فرقی با دیگران ندارد؟
نه، بین زوج متهم و دیگران فرقی نیست. مواردی مانند تخفیف و معافیت از مجازات که در حقوق جرم پیشبینی شده هیچ وقت رابطه بین متهمها با هم را پیشبینی نکرده و فقط شرایط خاصی را برای تخفیف در نظر گرفته است. برای مثال اجبار و اکراه یکی از این بندها محسوب میشود که برای ارزیابی یک مجرم فرق نمیکند که یک زن از سوی همسرش مجبور به جرمی شود یا
از سوی یک غریبه.
اثبات اجبار و اکراه از سوی فرد آسیبدیده چگونه ثابت میشود؟
خود فرد باید آن را ثابت کند. اجبار به صورت کلی به دو شکل مادی و معنوی تقسیم میشود. اجبار مادی یعنی هر چیزی که قابل لمس باشد شبیه به ضرب و شتم فرد از سوی دیگری. معنوی مانند تهدید. در اجبار معنوی برخلاف مادی آثار و عواقب آن خیلی مشخص نیست. تهدید کلامی در این دسته قرار میگیرد. اما اثبات آن معمولا کار بسیار سختی برای اقناع دادگاه است. حضور شاهد یا آثار ضرب و جرح نیز در این زمینه میتواند کمک فرد باشد.
آیا این تخفیف شامل بند «سبب اقوی از مباشر» میشود؟
نه، لزوما. این بند مربوط به زمانی است که شخص ارادهای برای انجام آن کار نداشته باشد و لزوما به ارتباط زن و شوهر و اجبار زن از سوی مرد ربطی ندارد.
سیستم حمایتی برای کودکانی که والدین در جرمی مشترک روانه زندان میشود پیشبینی شده است؟
نه، در قانون نیز این مورد پیشبینی نشده است.
با توجه به بررسی شما چه خلأیی در قانون برای برخورد با این نوع جرایم وجود دارد؟
هر چقدر فعالان زن تلاش میکنند آگاهیرسان دیگر زنان باشند، اما همچنان جنس دوم هستند و اراده آنها خیلی پایینتر از مردان است. همین موجب میشود همانگونه که ابتدا گفتم بخشی از این جرایم با اجبار و اکراه زن انجام شود. در این قسمت خلأهایی وجود دارد که قانونگذار باید به آن نگاه کند و پیشبینی برای این شرایط داشته باشد. اما در حالت دیگری که زن با اراده تصمیم به شراکت با شوهر میگیرد، فرقی با یک شریک جرم و همکار ساده ندارد. اما برخورد با زنی که به خاطر شرایط اجتماعی و فشار از سوی همسر جرم را انجام دهد، مانند فرد عادی است که جای خالی در قانون دارد.
اگر زن فشار و تهدید مرد برای جرم را ثابت کند، قاضی برای مرد بجز اتهام دزدی جرم دیگری هم متصور میشود؟
اگر فشار مرد به زن با تهدید یا ضرب و جرح باشد، به خودی خود جزو جرایم قرار دارد، اما اگر اجبار مرد، در قانون در نوع خود عمل مجرمانهای نباشد، در رابطه این دو و برخورد قانون با مرد نیز جرمی محسوب نمیشود. برای مثال هر تهدیدی جرم نیست. برخی تهدیدها مانند تهدید به طلاق اگرچه ممکن است زن را از لحاظ روانی آشفته کند، اما جرم نیست. تهدیدهایی مانند مرگ تنها چیزی است که مجازات در پی دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم