به گزارش مهر، بیست و چهارمین نشست از سری نشستهای صبح ناشر، صبح روز گذشته با حضور سیدصفر صالحی، مدیر انتشارات بروج در مرکز رسانهای شیرازه برگزار شد.
صالحی با اشاره به مشکلات کار نشر گفت: ما متاسفانه ویترین نداریم و ناچار شدیم امکان فروش الکترونیک را در سایت بارگذاری کنیم. البته شانس ما این است که از طریق نشر ارتزاق نمیکنیم و یک حقوق بازنشستگی داریم؛ ولی خیلی از ناشرها هستند که کتاب چاپ میکنند ولی نمیتوانند آن را عرضه و پخش کنند.
مدیر انتشارات بروج افزود: به دلیل مشکلات مالی و معیشتی است که کتاب هنوز در سبد خانوادهها وارد نشده است. کتاب کودک این روزها فروش خوبی دارد و سودش بالاست، ولی این برای ناشرانی است که ویترین دارند و کتابهایشان به فروش میرود. اگر ناشری با یک پخشکننده کار کند، پروسه گرفتن پولش بسیار زمانبر است و هشت ماه بعد به پولش میرسد. به نظرم چاره کار، تشکیل یک شبکه گروهی از ناشران است. یعنی جمعی از ناشران دور هم جمع شوند و به شکل گروهی با هم کار کنند؛ ناشرانی که نمیتوانند هزینه چاپ و دیگر هزینهها را بپردازند، بیایند و گروه صنفی تشکیل بدهند.
چاپ دویستم یک کتاب ارزشمند
مدیر انتشارات بروج در بخش دیگری از این نشست درباره کتاب پرفروش «من زنده ام» گفت: این کتاب تا زمان برپایی مسابقه کتاب و زندگی، به چاپ ۱۷۵ رسید و در حال حاضر هم نزدیک به چاپ دویستم آن هستیم. هر نوبت چاپ آن نیز با 2000 نسخه منتشر میشود. با تاریخ و پیشینه فرهنگی که ما داریم، فکر میکنیم این میزان تیراژ، برای ما بسیار پایین است. رهبر انقلاب هم اشاره داشتند که کتابهایی مانند «دا» و «من زندهام» باید با چاپ میلیونی منتشر شود. دقت کنید کتابی مانند «۱۲ سال بردگی» ۲۱۰ نوبت چاپ میخورد. نکته اینجاست که ما کتاب خوب داریم، اما شبکههایی که تبلیغکننده کتاب باشد، نداریم. هنوز هم نتوانستهایم با شبکههای بینالمللی کار کنیم. در کشورهای دیگر، مخاطبان تشنه آشنایی با مفاهیمی چون دفاع مقدس ما هستند، ولی در این بخش ضعیف کار کردهایم و ارتباط چندانی برقرار نشده است.
این مدیر نشر ادامه داد: در کشوری مانند ژاپن که اولین رتبه میزان مطالعه را با آمار ۹۰ دقیقه در روز دارد، مردم برای خرید یک کتاب جدید صف میبندند. آیا در کشور ما دیده اید که مردم پشت کتابفروشیها صف ببندند تا فلان کتاب جدید را بخرند؟ پس راه در پیش داریم. درباره ترجمه کتاب پرفروشی مانند «من زنده ام»، دیدیم که هیچ نهاد و ارگانی دست به کار نشد. بنابراین خودمان اقدام کردیم و قدم در راه گذاشتیم. به این ترتیب، این کتاب الان به زبان اردو در پاکستان ترجمه میشود و دوستان روی ترجمه عربی آن نیز کار میکنند. ترجمه انگلیسی آن نیز تمام شده است. در شرایط فعلی میتوان، فرهنگ ایران و دفاع مقدس را تبلیغ کرد. ضمن این که تشنگی از آن طرف هم وجود دارد ولی این ما هستیم که باید فرهنگ خود را به دیگران بشناسانیم.
صالحی با بیان خاطراتی درباره چگونگی نگارش کتاب «من زندهام» گفت: وقتی خانم آباد این کتاب را مینوشت، واقعا از نظر روحی و جسمی در شرایط بدی بود و یادآوری خاطرات اسارت، بسیار دشوار بود. رهبر انقلاب هم به ایشان و شخصیتهای مشابه گفتند که خاطراتشان نباید در سینه مدفون شود. ولی خانم آباد دو همرزم دیگر هم داشت که اصلا نمیخواستند خاطرات سالهای اسارتشان را به خاطر بیاورند. وقتی ایشان خاطراتش را مینوشت، حتی در برخی مواقع از شدت درد اعصاب، دستش کار نمیکرد و نمیتوانســـت بنویسد. وقتی کتاب را برای ویرایش و اصلاح به آقای مرتضی سرهنگی سپردیم، ایشان گفت من به این مطالب دست نمیزنم چون اینها دلنوشته است. بنابراین فقط از نظر دستوری و ویرایشی آنها را مورد مطالعه قرار داد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم