1ـ انتفاضه سنگ
در این مساله هیچ شکی نیست که انقلابها و تحولات بزرگ و تاریخساز جهان هرگز به صورت آنی و خلقالساعه شکل نگرفتهاند، بلکه علل و زمینههای متعددی بستر شکلگیری آنها را فراهم کرده است. انتفاضه نخست فلسطین یا همان انتفاضه سنگ نیز از این قاعده مستثنی نبود. درست است که این انتفاضه به ظاهر در تاریخ 8 دسامبر سال 1987 و پس از زیر گرفته شدن چند کارگر فلسطینی توسط کامیون صهیونیستی که به شهادت چهار نفر از آنها و زخمی شدن هفت نفر از اهالی اردوگاه جبالیا واقع در شمال نوار غزه منجر شد، شکل گرفت، اما زمینههای شکلگیری آن از سالها قبل و از طریق عملیاتهای جهادی ـ هر چند محدود ـ ملت فلسطین فراهم شده بود.
در واقع، فلسطینیها که از ظلم و ستم صهیونیستها و اقدامات بیرحمانه و غیرانسانی آنها به تنگ آمده بودند و از سوی دیگر، قدرت تحقق هدف آزادسازی فلسطین را در سازمان آزادیبخش فلسطین نمیدیدند، خود دست به کار شدند و تلاش کردند با مبارزات مردمی در داخل فلسطین به تحقق اهداف خود کمک کنند.
علاوه بر این، رژیم اشغالگر قدس نیز که نتوانسته بود اهداف مورد نظر خود از حمله به جنوب لبنان را محقق سازد همچنان به اقدامات خصمانه خود علیه مردم این منطقه که از آن به عنوان «مشت آهنین» یاد میکرد، ادامه میداد. البته اشاره به این نکته نیز لازم است که دلیل اصلی حمله اسرائیل به جنوب لبنان، فعالیتها و مبارزات گروههای فلسطینی از طریق خاک لبنان علیه این رژیم بود و صهیونیستها میخواستند با اخراج فلسطینیان از لبنانجلوی تداوم مبارزات آنها را بگیرند.
در این شرایط، انقلاب اسلامی ایران نیز بتازگی به ثمر نشسته و الهامبخش ملتهای انقلابی در سراسر جهان از جمله ملت فلسطین شده بود. در واقع فلسطینیها به انقلاب ما به چشم الگویی برای تغییر شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خود نگاه میکردند. دکتر فتحی شقاقی، رهبر شهید جنبش جهاد اسلامی فلسطین در این باره میگوید: «هیچ چیز به اندازه انقلاب امام خمینی(ره) نتوانست ملت فلسطین را به هیجان آورد و احساسات آنها را برانگیزد و امید را در دلهایشان زنده کند. با پیروزی انقلاب اسلامی، ما به خود آمدیم و دریافتیم که آمریکا و اسرائیل نیز قابل شکست هستند. ما فهمیدیم که با الهام از دین اسلام میتوانیم معجزه کنیم.»
بنابراین، تمامی این علل و زمینهها باعث شد که فلسطینیان حادثه کشته شدن چند کارگر فلسطینی را بهانهای برای آغاز انتفاضه خود کرده و از فردای همان روز؛ یعنی 9 دسامبر 1987 تظاهرات خود را بویژه در شهرک جبالیا به راه اندازند. در ادامه این مسیر، جنبش مقاومت اسلامی «حماس» نیز در تاریخ 13 دسامبر رسما اعلام موجودیت کرد و دامنه تظاهرات و درگیریها با نظامیان صهیونیستی به شهرهای کرانه باختری نیز کشیده شد.
مردم فلسطین در این انتفاضه رشادت زیادی از خود نشان دادند و در جریان طولانیترین و بزرگترین انتفاضه فلسطین، شهدا و مجروحان زیادی را تقدیم کردند؛ به طوری که سازمان حمایت از حقوق شهدا و اسرای فلسطینی آمار شهدای این انتفاضه را 1550 و آمار مجروحان را بیش از 70هزار نفر اعلام کرده است. در نهایت این انتفاضه در سال 1994 با امضای توافقنامه اسلو میان سازمان آزادیبخش فلسطین و رژیم صهیونیستی و پس از آن ورود نیروهای ساف به غزه پایان یافت.
انتفاضه نخست فلسطین دستاوردهای مهمی برای ملت فلسطین به همراه داشت که انتقال کانون مبارزات فلسطینیها از کشورهای همجوار مانند اردن، سوریه، لبنان و مصر به داخل فلسطین یکی از مهمترین آنها بود. انتفاضه سنگ همچنین باعث کاهش نفوذ و اعمال قدرت رهبران و نظامهای عربی در مبارزات ملت فلسطین به خاطر تامین نیازهای مادی و معنوی آنها شد و وجهه رژیم صهیونیستی را در غرب و کل جهان تخریب کرد زیرا سعی داشت به نوعی خود را مظلوم جلوه دهد، اما انتفاضه توانست این تصویرها را از اذهان غربیها و افکار عمومی جهانیان پاک کند و چهره واقعی خونریز و جنایتکار صهیونیستها را به جهانیان نشان دهد.
2ـ انتفاضه الاقصی
پس از انتفاضه «سنگ»، همزمان با امضای توافقنامه اسلو تشکیلات خودگردان که زاییده همین توافق بود به جای تلاش در راستای تحقق اهداف انتفاضه و خواستههای ملت فلسطین، اقدام به امضای توافقنامههای سازشکارانه متعدد با طرف صهیونیستی و غرب کرد و در واقع، مبارزات ملت فلسطین و خونهای ریخته شده شهدا و مجروحان و اسارت هزاران نفر در پشت میلههای زندان های صهیونیستی را بیارزش و بیاعتبار ساخت.این شرایط باعث یاس و سرخوردگی شدید ملت فلسطین و تقویت این احساس در میان آنها شد که نباید هیچ امیدی به تشکیلات دستنشانده غرب در فلسطین داشته باشند، بلکه باید بار دیگر خود زمام امور و ابتکار عمل را در دست بگیرند. از سوی دیگر، پیروزی جنبش حزبالله لبنان در برابر رژیم صهیونیستی و اخراج اشغالگران صهیونیست از جنوب لبنان در سال 2000 روحیه تازهای برای ایستادگی خودجوش در برابر دشمن صهیونیستی را در بین فلسطینیها پدید آورده بود. رژیم صهیونیستی نیز که تشکیلات خودگردان را به عنوان مدافع و نماینده قانونی و مشروع فلسطینیها به صورت «کبریتی بیخطر» در مقابل خود میدید، بیش از پیش درصدد اجرای پروژههای توسعهطلبانه خود در سرزمین فلسطین و بویژه قدس برآمد و حتی تلاش کرد این شهر مقدس را به عنوان پایتخت رژیم جعلی خود معرفی کند.
در تاریخ 28 سپتامبر سال 2000 بود که آریل شارون، نخستوزیر وقت رژیم صهیونیستی با همین رویا و نیت شوم به همراه 2000 نظامی صهیونیستی وارد مسجدالاقصی شد و در سخنرانی خود در جمع بیش از 3000 نفری صهیونیستها مدعی حقانیت و مشروعیت حضور این رژیم در مسجدالاقصی و حقانیت آن برای احداث معبد سلیمان بر ویرانههای مسجدالاقصی شد، اما این گستاخی شارون برای وی گران تمام شد و جرقهای بود به انبار باروت فلسطینیان که آتش خشمشان همچنان زیر خاکستر داغ مانده بود. حاصل کار انفجاری بزرگ و تاریخی در سراسر سرزمین فلسطین بود و فلسطینیان به رژیم صهیونیستی نشان دادند به هیچ قیمتی حاضر به دست کشیدن از مسجد الاقصی نیستند.
آتش این انتفاضه خیلی سریعتر از آن چیزی که شارون و دیگر مقامات صهیونیستی فکرش را میکردند، به دیگر بخشهای سرزمین فلسطین و حتی سراسر منطقه و جهان اسلام سرایت کرد؛ به طوری که تظاهرات گستردهای در سراسر جهان اسلام؛ از اندونزی گرفته تا مراکش صورت گرفت و حتی وجدانهای بیدار و آزادگان کشورهای اروپایی و آمریکایی را هم به حمایت از این انتفاضه تشویق کرد.
رژیم صهیونیستی در جریان این انتفاضه برخلاف انتفاضه سنگ، به شیوهای بیرحمانه و وحشیانه شهروندان فلسطینی را به خاک و خون کشید و حتی به کودکان و نوزادان شیرخواره هم رحم نکرد. این رژیم حتی به نظامیان ارتش عبری دستور داده بود بمبهای یک تنی و چند تنی را روی منازل و محلههای پرجمعیت شهرهای مختلف فلسطین بریزند و در برخی موارد برای ترور یک رهبر فلسطینی مانند صلاح شحاده دهها زن و کودک دیگر فلسطینی را هم قربانی میکرد.
فلسطینیان هم در برابر این حملات بیرحمانه به استفاده از سلاح روی آوردند و مبارزات مسلحانه را در دستور کار خود قرار دادند. در کنار این مبارزات مسلحانه، عملیاتهای شهادتطلبانه یکی از مهمترین شیوههای فلسطینیان برای ضربه زدن به دشمن غدار صهیونیستی بود و هر چند که طرفین از لحاظ قدرت نظامی به هیچ وجه قابل مقایسه با هم نبودند، اما فلسطینیها با همین مبارزات مسلحانه محدود و عملیاتهای شهادتطلبانهشان توانستند ضربات دردناکی را بر ارتش تا بن دندان مسلح صهیونیستی وارد کنند.
انتشار صحنههای رقتبرانگیز کشتار بیرحمانه فلسطینیها در رسانههای گروهی جهان و از سوی دیگر، حجم وحشیگری صهیونیستها در سرکوب انتفاضه که حتی در جریان آن از سلاحهای سنگین و بالگردهای نظامی نیز استفاده کردند، باعث انزجار جهانی و محکومیت بینالمللی اقدامات این رژیم شد؛ به طوری که در جریان رایگیری شورای امنیت برای صدور قطعنامه در محکومیت رژیم صهیونیستی، از میان 15 عضو این شورا، 14 عضو به این قطعنامه رای مثبت دادند و تنها آمریکا به عنوان بزرگترین حامی رژیم صهیونیستی به این قطعنامه رای ممتنع داد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم