jamejamnashriyat
نشریات روزنامه جام جم کد خبر: ۸۱۸۱۲۱ ۲۹ تير ۱۳۹۴  |  ۰۰:۰۱

آثار نمایشی تلویزیون در ترویج تکیه‌کلام‌ بین عموم مردم تاثیر زیادی دارد

موج‌سواری تکیه‌کلام‌ها بر‌فرهنگ عامه

استفاده از تکیه‌کلام‌ در ادبیات روزانه ما رایج است. گستره تکیه‌کلام‌ها شامل دامنه وسیعی می‌شود که همه گونه واژه را در خود جای می‌دهد. عموماً استفاده از تکیه‌کلام‌ها بیشتر در بین جوانان و نوجوانان دیده می‌شود که اغلب آنها برگرفته از برنامه‌ها و سریال‌های تلویزیونی است و مردم معمولا برای شاد‌کردن فضای خانواده یا دوستان ‌این تکیه‌کلام‌ها را تکرار می‌کنند.

عقبه تکیه‌کلام‌هایی که از طریق سریال‌های نمایشی در جامعه رایج شد، به سریال «آیینه عبرت» و نقش آتقی برمی‌گردد و در ادامه به سریال «آرایشگاه زیبا» رسید که تکیه‌کلام جخت یا جخد از سوی زنده‌یاد مرتضی احمدی و زنده‌یاد حسین کسبیان و تکیه‌کلام« آدم باید منطق داشته باشد» هم از سوی محمود بصیری ورد زبان مردم شد.

سریال «بازم مدرسه‌ام دیر شد» با وجود این‌که نام یک سریال بود که اکبر عبدی در آن نقش پسربچه بازیگوشی به نام محسن را بازی می‌کرد، اما بعدها به تکیه‌کلامی فراگیر تبدیل شد که معمولاً پدران، مادران و معلمان در مواجهه با بچه‌های خوش‌خواب و تنبل از آن استفاده می‌کردند.

این ادبیات به اصلاح عامیانه ادامه داشت تا این‌که از سال 1377 و با پخش «جُنگ 77» تکیه‌کلام‌‌ سریال‌های بیشتری بین مردم باب شد و تاکنون ادامه یافته است. البته تکیه‌کلام‌هایی که از طریق سریال‌های طنز بین مردم رواج پیدا می‌کند بیشتر از سریال‌های جدی است. در این میان باید مهران مدیری و سریال‌های طنز او را میدان‌دار ترویج عبارت‌های خاص بین مردم دانست.او با ساخت سریال‌هایی مانند پاورچین و شب‌های برره، تکیه‌کلام‌هایی را به جامعه تزریق کرد که برخی از آنها مثل پاچه‌خواری، ای که وگویی ینی چه و... هنوز هم کاربرد دارد.

تکیه‌کلام‌های آمپاس، به ضرس قاطع، بار خورده، ای بابا، ناراحت شدی، مگه می‌شه، مگه داریم و نقی نهار نخوردیم هم جدیدترین ‌کلام‌هایی است که بین مردم رواج دارد .برخی از این تکیه‌کلام‌ها عمری طولانی دارند و برخی خیلی زود و با پایان یک سریال به فراموشی سپرده می‌شوند.

اما واقعیت این است که اغلب این تکیه‌کلام‌ها در همه تولیدات رسانه‌ای یک ویژگی مشترک و مهم دارند و آن القای ادبیات عامیانه و کوچه‌بازاری است. افراد مختلف درباره تکیه‌کلام‌هایی که از طریق سریال‌ها و برنامه‌های تلویزیونی بین مردم رایج می‌شود، نظرات مختلفی دارند.برخی آن را مخرب فرهنگ و زبان ایرانی می‌دانند و گروهی با آن راحت‌تر برخورد می‌کنند و آن را موجی می‌دانند که زود به پایان می‌رسد و نباید آن را جدی گرفت.

ریشه کلمه خفن کجاست؟!

نصرالله حدادی، پژوهشگر و کارشناس فرهنگ عامه معتقد است زبان ما در شرایط کنونی زایش ندارد و نمی‌تواند زادآوری کند. ما به دلیل هجوم وحشتناک و مغول‌آسای وسایل ارتباط‌جمعی دچار نوعی تنبلی فکری شده‌ایم و کلماتی که مبنا و ریشه درستی ندارند به ادبیات عمومی ما وارد شده‌اند. مثلا یک زمانی به برخی آدم‌ها چه زن و چه مرد ار«نعوت‌» می‌گفتند. ریشه این کلمه برمی‌گشت به کلمه آرناوود. این واژه برای افرادی استفاده می‌شد که در منطقه سردسیر قفقاز زندگی می‌کردند و اکثر آنها افراد قوی‌هیکل بودند. آنها وقتی اواخر قاجار با شکل و شمایل قزاق‌ها وارد ایران شدند، خیلی خشن بودند و در آن زمان برای آدم‌های خشن و نخراشیده از کلمه آرناوود استفاده می‌شد که کم‌کم در فرهنگ عامه به ارنعوت تبدیل شد.‌ به نظر این کارشناس فرهنگ عامه، تکیه‌کلام‌هایی امروزه وارد ادبیات‌مان می‌شود که ریشه ندارند و این در حالی است که در فرهنگ عامه نباید دنبال کلمه‌ای بگردیم که ریشه ندارد. به عنوان مثال نمی‌دانم کلمه خفن از کجا آمده؟ چه ریشه‌ای دارد؟ و معادل چه چیزی در زبان فارسی است؟ اما متاسفانه می‌بینیم در سریال‌های تلویزیون از این تکیه‌کلام بی‌مفهوم بسیار استفاده می‌شود .

حدادی : متاسفانه برخی از تکیه‌کلام‌ها که امروز توسط نویسندگان و از طریق سریال‌های نمایشی به ادبیات‌ ما وارد می‌شود، نه‌تنها به فرهنگ عامه لطمه می‌زند، بلکه تکرار آن منجر به دلزدگی می‌شود

حدادی با اشاره به تکیه‌کلامی که زنده‌یاد حسین کسبیان و مرتضی احمدی در سریال آرایشگاه زیبا استفاده می‌کردند، می‌گوید: هر دوی این دو هنرمند بر فرهنگ عامه بسیار مسلط بودند و از آنجا که ریشه در تئاتر داشتند و خاستگاه تئاتر، جنوب شهر تهران بود، تمام تکیه‌کلام‌هایی که در بازی‌هایشان به کار می‌بردند، برگرفته از ادبیات مردم قدیم تهران بود و از آنها به‌جا استفاده می‌کردند. مثلاً کلمه جخت یاجخد را در سریال آرایشگاه زیبا استفاده می‌کردند که درست بود.

اگر به مشاغل آن روزگار هم نگاه کنیم، متوجه خواهیم شد که هر کدام از این مشاغل برای خودشان تکیه‌کلام، ضرب‌المثل، طعنه، کنایه و استعاره داشتند.

از تکیه‌کلام تا ضرب المثل

مردم امروز زمانی که کسی اذیت‌شان می‌کند خطاب به او می‌گویند که دست از سر کچل من بردار. ریشه این تکیه‌کلام که به مرور تبدیل به ضرب‌المثل شد هم به آن روزگاران برمی‌گردد که بیماری کچلی رایج بود و برای درمان، این افراد را به حمام می‌بردند و چون در آنجا هر کس نظری درباره سر کچل فرد می‌داد و او از شنیدن این حرف‌ها ناراحت می‌شد، خطاب به دیگران می‌گفت که دست از سر کچل من بردار و همین تکیه‌کلام در میان مردم رایج شد و در فرهنگ عامه ما جاافتاد.

از دیدگاه این کارشناس فرهنگ عامه امروزه زبان ما زایش ندارد و عقیم است و بندرت کلمات تازه و بامعنا و مفهوم که ریشه و اصالت داشته باشد به عنوان تکیه‌کلام وارد ادبیات و زبان ما می‌شود و خیلی نمی‌توان چنین کلماتی را مشاهده کرد. یکی از این کلمات را می‌توان در 35 سال پیش پیدا کرد که کلمه دوزاری افتادن یا دوزاری نیفتادن باب شد. ماجرای این کلمه هم به تلفن‌های دو ریالی برمی‌گشت که اگر طرف تلفن را برمی‌داشت، ارتباط برقرار می‌شد در واقع دو‌زاری را می‌گرفت و در غیر این صورت دو ریالی را پس می‌داد.

حدادی تاکید می‌کند که متاسفانه برخی از تکیه‌کلام‌ها که امروز توسط نویسندگان و از طریق سریال‌های نمایشی به ادبیات‌ ما وارد می‌شود، نه‌تنها به فرهنگ عامه لطمه می‌زند، بلکه تکرار آن منجر به دلزدگی می‌شود. حال این‌که در گذشته نه‌چندان دور این‌طور نبود. دلیلش این است که ادبیات ما پویا و زنده بود و مردم با ادبیات زندگی می‌کردند، اما اکنون کتاب قصه‌ای نداریم که مردم با داستان‌های آن زندگی کنند.

در آن روزگار مردم با داستان‌های عامیانه از جمله امیر ارسلان و در سطح بالاتر با شاهنامه فردوسی، حافظ و سعدی زندگی می‌کردند، اما می‌بینیم شاعران روزگار ما نمی‌توانند حتی یک کلمه‌ یا جمله‌ای را در ادبیات ما جا بیندازند. البته برخی از ابیات زنده‌یاد سهراب سپهری مانند آب را گل نکنیم یا هوا بس ناجوانمردانه سرد است، مرحوم اخوان تا حدودی در فرهنگ ما جا افتاد، اما نتواست تاثیر کلامی مثل حافظ و سعدی بر مردم داشته باشد. از سوی دیگر وسایل ارتباط‌جمعی از جمله اینترنت و فضاهایی همچون وایبر، واتس‌اپ بشدت تاثیر مخربی در ترویج تکیه‌کلام‌های بی‌معنا و بی‌مفهوم بیم مردم گذاشته که ریشه‌ای هم ندارند.

این کارشناس معتقد است برخی برنامه‌ها بر اساس روابط تولید می‌شود و بازیگران تکیه‌کلام‌هایی را به تهیه‌کننده و کارگردان تحمیل می‌کنند. به نظر حدادی زمانی این اتفاق باید بیفتد که فرد بازیگر نسبت به فرهنگ عامه، تکیه‌کلام‌ها، کنایات، استعارات و ضرب‌المثل‌ها تسلط لازم را داشته باشد. به عنوان نمونه داریوش ارجمند در سریال ستایش از تکیه‌کلامی با عنوان «زکی» استفاده کرد. این کلمه از «زکیسه»می‌آید که مردم در محاوره می‌گفتند و ریشه‌دار است. تکیه‌کلام‌ها، ضرب‌المثل، کنایه و استعاره‌ها ظرافت، برش و تیزی و برندگی زبان فارسی را نشان می‌دهد، اما در شرایط فعلی از آنها کمتر استفاده می‌شود و من مقصر اصلی را نظام آموزشی می‌بینم که همه چیز سطحی در نظر گرفته می‌شود. به همین دلیل حلاوتی در نوشتار ما وجود ندارد.

فرهنگ‌سازی رفتاری

تکیه‌کلام‌ جزو مهارت‌های زبانی به شمار می‌آید. این عبارت‌های عادتی ـ گفتاری نه‌تنها معنا و مفهوم یک موضوع را به طور کلی بیان می‌کند، بلکه در عباراتی کوتاه، خلاصه و بعضاً متفاوت یک مفهومی را در بهترین شکل خود بیان می‌کنند.

برخی بازیگران تکیه‌کلام‌هایی را به تهیه‌کننده و کارگردان تحمیل می‌کننددر‌حالی‌که باید فرد بازیگر نسبت به فرهنگ عامه شناخته داشته باشد و بعد این‌کار را انجام دهد

بنابراین از همین ظرفیت می‌توان به بهترین شکل جهت ترویج، تبلیغ، مدح، ذم و رفتارهای اجتماعی استفاده کرد، اما به این شرط که ریشه هم در فرهنگ عامه داشته باشد. زیرا به واسطه قدرت تاثیرگذاری تکیه‌کلام و تبدیل شدن آنها به مدل گفت‌وگوی اجتماعی می‌توان از آنها به منظور فرهنگ‌سازی رفتاری استفاده کرد و به رسالت خود که همانا تربیت و تکامل فردی، خانوادگی، اجتماعی، انسانی و اسلامی است، پرداخت.

ضمن این‌که مبدعان تکیه‌کلام‌ها در آثار نمایشی و غیرنمایشی قبل از آن که به فکر ابداع تکیه‌کلامی باشند، باید مطالعه کرده تا تکیه‌کلام‌هایی متناسب با فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی طراحی کنند و به طنازی و شیرین شدن کار کمک کنند. بنابراین باید تلاش داشته باشند تا تکیه‌کلام‌هایی تاثیرگذار و ارزشی را جایگزین کنند و الگوی مناسبی به مردم و بویژه جوانان ارائه دهند.

قلاب جذب مخاطب

مهدی مظلومی، نویسنده و کارگردان سریال‌های طنز است و در آثاری که می‌سازد از تکیه‌کلام استفاده می‌کند. او معتقد است تکیه‌کلام‌ها بداهه است و از قبل درباره آن فکر نمی‌شود و ریشه ابداع این تکیه‌کلام‌ها به شرایط ساخت آثار نمایشی در زمان خودش برمی‌گردد. این شرایط شامل اجتماع و جمع‌‌ دوستانه است که تکیه‌کلام‌هایی میان‌شان رد و بدل می‌شود. اگر تکیه‌کلام‌ها هوشمندانه انتخاب شود، مفید خواهد بود و در غیر این صورت بار منفی خواهد داشت و تاثیر بدی هم بر ادبیات عمومی جامعه می‌گذارد.

او عنوان می‌کند تکیه‌کلام‌ها بدون مطالعه فرهنگی در آثار نمایشی گذاشته می‌شود و ابداع نویسندگان و کارگردانان نیست، بلکه بازیگران بداهه تکیه‌کلام‌ها را مطرح می‌کنند .وقتی بازیگر تکیه‌کلامی را استفاده می‌کند، کارگردان آن را تائید یا رد می‌کند.

وی درباره این‌که چرا برخی کارگردانان تکیه‌کلام‌های بی‌محتوا را تائید می‌کنند و در کارشان استفاده می‌کنند؟ توضیح می‌دهد: این مساله کاملا به دانش کارگردانان برمی‌گردد که باید بدانند تحت تاثیر جذابیت‌های لحظه‌ای تکیه‌کلام‌‌ قرار نگیرند و گذاشتن هر تکیه‌کلامی را در کارشان قبول نکنند. به نظر من استفاده از تکیه‌کلام چیز بدی نیست.

تکیه‌کلام قلاب خوبی برای جذب مخاطب است و اگر خوب باشد استفاده از آن ایرادی ندارد. چون به جذابیت‌های کار اضافه می‌کند. من هم در کارهایی که ساختم سعی کردم درست از تکیه‌کلام استفاده کنم. البته منظورم این نیست که هیچ وقت خطا نکردم، اما تلاش کردم تا با ورود تکیه‌کلام‌هایی که بار محتوایی منفی دارند، مقابله کنم.

رادیو و تلویزیون

فاطمه عودباشی

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
کنترل کرونا با تشویق و تنبیه

کنترل کرونا با تشویق و تنبیه

نقش‎ها را باید جدی گرفت. اگر می‎‌خواهیم پروتکل‎های بهداشتی مقابله با بیماری کرونا رعایت شود، آمار ابتلا به بیماری کاهش پیدا کند یا کمک کنیم آمار مرگ و میر کم شود، باید هر کسی نقش خود را درست انجام دهد.

چرا اصلاح الگوی مصرف را جدی نگرفتیم؟

چرا اصلاح الگوی مصرف را جدی نگرفتیم؟

دقیقاً 10سال پیش، رهبر معظم انقلاب با اشراف کامل از شرایط محیطی و محاطی کشور و آگاهی از آینده جامعه، مهم‌ترین مسأله روز اقتصادی را شیوه مصرف آحاد مردم ومسؤولان و راه برون‌رفت از مشکلات پیش‌رو را صرفه‌جویی عمومی و اصلاح الگوی مصرف دانستند و بر این اساس، شعار سال 88 را «حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف» نام نهادند و فرمودند: «من آنچه را که می‌خواهم در این برهه عرض کنم این است که ملت عزیز جداً از اسراف و زیاده‌روی پرهیز کنند. چون وضع جامعه ما از لحاظ مصرف، وضع خوبی ندارد...عادت‌های ما، سنت‌های ما، روش‌های غلطی که از این و آن یاد گرفته‌ایم، ما را سوق داده است به زیاده‌‌روی در مصرف به نحو اسراف. یک نسبتی باید در جامعه میان تولید و مصرف وجود داشته باشد. امروز در کشور ما اینجوری نیست.»

این ۵۰ ثانیه تلخ

این ۵۰ ثانیه تلخ

با ذهن ده دوازده سالگی‌ات نگاه کنی، فکر می‌کنی زنگ تفریح یک مدرسه خورده و بچه‌ها دارند هوریز می‌کنند توی حیاط مدرسه که از بوفه ساندویچ مزخرف کالباس خشک بخرند و نوشابه فانتای تگری و این یک ربع وقت آزاد را خرج شکمشان کنند و بادگلوهای سوزنده را توی کلاس بزنند و بینی‌شان تا مغز سرشان تیر بکشد و بسوزد و کیف کنند.

چند نکته درباره اتفاق روز یکشنبه مجلس

چند نکته درباره اتفاق روز یکشنبه مجلس

تصویری که روز یکشنبه از حضور وزیر خارجه در مجلس شورای اسلامی منعکس شد، چگونه تصویری بود؟ وزیر خارجه به عنوان مهمان و از باب معارفه و تحلیل وضعیت سیاست خارجی به مجلس دعوت شد؛ اما در لابه‌لای بحث، مکرر همهمه و داد و فریاد از اطراف و اکناف مجلس بلند بود، وزیر خارجه نیز متقابلاً بر حرارت کلام خود می‌افزود، فضای جلسه از حالت گفت‌وگو به جدل میل کرد و درنهایت تصویری متشنج از سطوح بالای حکمرانی در کشور به افکار عمومی مخابره شد.

شما باید پاسخ بدهید

شما باید پاسخ بدهید

در ماه‌های اخیر برخی چهره‌ها و شخصیت‌های سیاسی در قالب نامه‌نگاری و مصاحبه و اظهارنظرهای مطبوعاتی و... و با لحنی طلبکار در مورد وضع موجود کشور اعلام موضع کرده‌اند.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر