jamejamnashriyat
نشریات تپش کد خبر: ۸۱۷۳۳۸ ۲۴ تير ۱۳۹۴  |  ۱۹:۰۰

پدری از پلیس تهران برای یافتن دو دخترش که از 27 روز پیش در تهران ناپدید شده اند کمک خواسته است.

این مرد که جعفر نام دارد، می‌گوید هشت ماه پیش در یکی از خیابان‌های تهران با عابری تصادف کردم و او کشته شد. مرا در دادگاه به زندان محکوم کردند و 27 روز پیش وقتی از زندان آزاد شدم و به خانه‌مان واقع در کوی کن رفتم، همسرم به من گفت که دختر 15 ساله ام شهلا پس از مشاجره‌ای با او، مقداری پول و لباس برداشته و به همراه خواهر کوچک‌ترش فاطمه که 12 سال دارد از خانه گریخته است. با تمام کوششی که ماموران برای یافتن آنها به عمل آورده‌اند هنوز اثری از دختران نیست. از کسانی که این دو دختر را دیده‌اند خواهش می‌کنم جریان را به پاسگاه ژندارمری کوی کن اطلاع بدهند.

دزدان، موتورسیکلت پاسبان را به سرقت بردند

دو نفر از دزدان موتورسیکلت که به چند خانه نیز دستبرد زده بودند بوسیله ماموران اداره آگاهی دستگیر شدند و ماموران از آنها علاوه بر تعدادی موتور مسروقه 17 قالی و قالیچه نیز کشف کردند. سارقان که مهدی و پرویز نام دارند به کمک و همدستی یکدیگر از شلوغی و ازدحام مقابل ادارات دولتی استفاده می‌کردند. یکی از آنها موتورسیکلتی را به سرقت می‌برد و دیگری ظاهرا و به طور تصادفی خود را در سر راه تعقیب‌کنندگان می‌گذاشت و آنها را از تعقیب دوستش باز می‌داشت. دزدان چند روز قبل نیز موتور سیکلت یک پاسبان را به همین طریق به سرقت برده بودند. مامور وقتی متوجه دزدان شد به تعقیب‌شان پرداخت و 5 تیرهوایی شلیک کرد ولی موفق به دستگیری آنان نشد.

کیهان 20 تیر 1340

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
رسانه ملی و جوانگرایی سیستمی

رسانه ملی و جوانگرایی سیستمی

یکی از سیاست‌های مهم مدیریتی سال‌های اخیر سازمان صدا و سیما، اهتمام ویژه به رشد، تربیت و به‌کارگیری ظرفیت عظیم نیروهای جوان و پرنشاط انقلابی در سطوح مختلف رسانه ملی است.

نقش قدرت بازدارندگی ایران

نقش قدرت بازدارندگی ایران

چند ماه قبل اقدام جمهوری اسلامی ایران در توقیف کشتی انگلیسی پس از توقیف محموله نفتی ایران در جبل الطارق، آن‌هم در حالی که ناوهای نظامی آمریکا و انگلیس در منطقه بودند به دشمن ثابت کرد در قبال مداخلات آنها منفعل نخواهیم بود و قاطعانه در مقابلشان خواهیم ایستاد، این درسی است که آمریکا نیز از آن عبرت گرفته است.

صد حیف ...

صد حیف ...

هر قدر به روزهای پایانی نزدیک‌تر شدیم، دلهره‌ای محکم‌تر وجودم را چنگ زد. شبیه کودکی بودم که به اضطراب جدایی دچار شده، شبیه کسی که همه عزمش را جزم کرده برای مهاجرت، اما نگاه منتظری در سالن ترانزیت فرودگاه ته دلش را خالی می‌کند ... شبیهِ شبیه هیچ کس ...

عملیات عجیب

عملیات عجیب

خاطره ای که من نقل می کنم از یکی از دوستان ما به نام امیر سرتیپ ایرج عصاره است.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر