محبت نکردن، محروم کردن از تحصیل و غذا، زندانی کردن در حمام و اتاق و توهین از جمله موارد کودکآزاری است که در جامعه مرسوم است. کارشناسان معتقدند، مجموعه رفتارها یا گفتارهایی که انجام دادن یا انجام ندادنشان باعث وارد شدن نوعی آسیب عاطفی، فیزیکی به کودک شود و این احساس را در او به وجود آورد که خوب و دوست داشتنی و مورد احترام نیست و ناخواسته است، کودکآزاری است که اغلب والدین این رفتارها را به صورت ناخودآگاه انجام میدهند. همچنین آمارها نشان میدهد 70 درصد آزارهایی که به کودکان از نظر عاطفی و جسمی وارد میشود، از سوی غریبهها نیست و در چارچوب خانواده و به وسیله مراقبان و افراد نزدیک صورت میگیرد.
والدین معتاد بیشتر مرتکب کودکآزاری میشوند و در پروندههایی شاهد بودیم که پدران یا مادران شیشهای تحت تاثیر توهم شیشه فرزندان خود را به قتل میرسانند. برای نمونه فردی در یکی از شهرهای جنوبی کشور وقتی متوجه شد کودک سه سالهاش ناخواسته پایپ او را شکسته است شروع به آزار کودک و نهایت قتل او کرد.
دکتر فربد فدایی، روانپزشک کودکآزاری را به سه شیوه تقسیم میکند و معتقد است: کودکآزاری جسمی یعنی تنبیه بدنی سخت و محروم کردن کودک از حقوقی مانند غذا و پوشاک، کودکآزاری جنسی یعنی سوءاستفاده و تجاوزات جنسی توسط اطرافیان و کودکآزاری سوم غفلت و بیتوجهی به نیازهای کودکان و آفرینش و خلاقیت فرزندان است.
وی درباره راههای مقابله با کودکآزاری میگوید: برای مقابله با این مشکل، باید ابتدا خانواده درمانی کرد. یعنی در کنار این که کودک را در ابتدا مدتی از محیط نامناسب زندگی دور میکنیم باید پدر و مادر او را نیز تحت روان درمانی قرار داده تا مشکلات شخصیتی آنان حل شود. سپس جلسات مشترک با حضور والدین و کودک تشکیل داد تا اعضای خانواده و یا اعضای بیمار، با یکدیگر بهاصطلاح آشتی کنند.
وی عامل اصلی رواج پدیده کودک آزاری در جامعه را روش غلط تربیتی در کشور ما میداند و میگوید: در این روش تنبیه و خشونت به تشویق و نشان دادن نمونههای مثبت ترجیح داده شده و متاسفانه این ضرب المثل غلط درمیان عامه مردم و خانوادهها رواج دارد که «تا نباشد چوب تر، فرمان نبرد گاو و خر.» توجه به شان انسانی کودک و نیازهای روحی و عاطفی او و عدم وجود تفکر مالکیت والدین بر فرزندان میتواند این مشکل را تعدیل کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم