دیر زمانی است که همزمان با ماه مبارک رمضان و در بندر بوشهر، هر شب به وقت سحر، مراسم «دمدم سحری» برگزار میشود. مراسمی که با خواندن اشعار دعاگونه و نواختن دمام همراه است. «دمدم»، صوتی است که با کوبش بر دمام پدید میآید و با این بیت همراه میشود: «خداوندا تو ستاری همه خوابند تو بیداری/ به حق لا اله الا الله همه عالم نگهداری»... مردم بوشهر سالهاست که با این نوا به هنگام سحر بیدار شده و خود را برای خوردن سحری و آغاز روزهداری آماده کردهاند.
آن گونه که محسن شریفیان، سرپرست گروه لیان و پژوهشگر موسیقی نواحی میگوید: «پیشینه تاریخی این رسم به دلیل تعلق آن به مسلمانان، به روزگار پس از ظهور اسلام برمیگردد؛ اما باید توجه داشت که مشابه این مراسم، همواره به شیوههای گوناگون، پیش از اسلام نیز رواج داشته؛ نواختن ساز در نقارهخانههای پادشاهان ساسانی و... نیز از این دست است.»
اجرا کنندگان مراسم دمدم سحری، پس از 30 شب نواختن ساز و آواز، صبح عید ماه رمضان با نواختن دمام به طرف خانهها میرفتند و با استقبال اهالی محل همراه میشدند؛ مردمی که هر کدام، به نسبت توان مالی خود، مقداری پول به آنها هدیه میکردند. آنها، اشعار دعاگونهای را به زبان میآورند و سبک خواندنشان، متاثر از موسیقی عربی است:
«یا للدان، یا للدان، یا للدان/ علیکمالسلام یا شهر رمضان/ یا شهر صیام، علیکم السلام/ خداوندا تو ستاری /همه خوابند تو بیداری را با صدای بلند میخوانند.»
هرچه به شبهای ضربت خوردن و شهادت حضرت علی(ع) نزدیکتر میشویم، اشعار مراسم دمدم سحری، غمانگیزتر میشود و رنگ عزا به خود میگیرند.
نویسنده کتاب «اهل زمین» به مراسم مشابه «دمدم سحری» اشاره و بیان میکند: «افزون بر دمدمسحری در بوشهر، «مناجاتخوانی» به وقت سحر نیز، مراسم مشابه دیگری است که در بوشهر اجرا میشود. البته شبیه این شیوه و به همین منظور در دیگر مناطق ایران زمین نیز رواج دارد. برای مثال میتوان به «مقام سحری» در اقوام کرد، نواختن طبل و دف در سقز، اجرای مقامی با همین نام (سحری) در لرستان، نواختن ساز سرنا یا «سحر آوازی» (آواز سحر) در ایل قشقایی فارس، به همراه نواختن کرنا، نقاره و نیز «چلکزنی» (نواختن حلب) در بجنورد، اشاره کرد.»
محسن شریفیان با اشاره به این که موسیقی رمضان، بسیار کمرنگ شده و متولیان فرهنگی باید از این موسیقی حمایت کنند، میگوید: «با روی کار آمدن رسانههای خبری، بویژه رادیو، عملا موسیقی محلی رمضان کارکرد عملی خود را از دست داده و صرفا به صورت سمبولیک اجرا میشود. دیگر کسی منتظر اجرای مراسم دمدم سحری باقی نمیماند تا از خواب بیدار شود و سحری بخورد و روزه بگیرد. همه یک گوشی موبایل دارند که ساعتش را با وقت سحر تنظیم میکنند. رادیو و تلویزیون هم هست که آواها و ادعیه مشابه را به گوش همه مردم ایران برساند.»
به گفته این پژوهشگر موسیقی نواحی، «متولیان فرهنگی ایران، بسیار خوشاقبالاند که هنوز هم کسانی هستند که بدون هیچ چشمداشتی، این موسیقی را اجرا کنند و زنده نگهدارند؛ پس در مقابل شایسته است متولیان فرهنگی هم به این نوازندگان توجه کنند. حتی در حد یک تجلیل ساده! من بارها چنین چیزی را مطرح کرده و از دولتمردان خواستهام تا از معدود کسانی که زنده هستند و همچنان موسیقی رمضان را به اجرا درمیآورند تجلیل کنند، اما دیدگاه متولیان فرهنگی این است که این افراد، آدمهای شناخته شدهای نیستند... بله اتفاقا آنها اغلب از قشر تهیدست جامعه هستند و خوب است که هنر آنها قدر دانسته شود.»
شریفیان در پایان میگوید: اصلا چه نیازی است که اجراکنندگان یک مراسم آیینی، حتما استاد آواز باشند یا تحصیلکرده موسیقی؟ کسانی که مراسم دمدم سحری اجرا میکنند مشهور نیستند، اما این جماعت، قدر افراد معروف و مشهور را هم نمیدانند. همان کسانی که بخشی از فرهنگ و حافظه موسیقایی ما هستند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم