رویایی نیمه کاره

در سکوت سرد و رخوتناک خوابگاه کهنه و فرسوده دانشگاه ، دختری شهرستانی و تازه چشم به دنیای پایتخت گشوده گریه می کند. در این تنهایی مفرط به جای دست نوازش مادری پیر و سالخورده یا پدری محجوب و زحمتکش، دخترک دلتنگی های غربتی تازه
کد خبر: ۸۰۷۷۶
آغاز شده را به آغوش کشیده و زیر پتو زار می زند؛ در یک غروب جمعه که طعم گس و سنگین بیهودگی آدمی زاده را دوره می کند.
دانشگاه تهران است و خوابگاه، چیزی بیشتر از خوابگاه نیست. چند غریبه که همگی با او درد مشترک غربت را در این غروب جمعه رخوتناک پاییزی پایتخت وهم آلود تجربه می کنند و این تنها رشته پیوند دانه هایی است که هرکدام از دیاری آمده اند و اینها دختران غربتند؛ دختران دانشجو؛ مغزهای بکر و پراستعدادی که سالهاست در آرزوی رسیدن به دانشگاه فسفر سوزانده اند و حالا دل است که بیتابی می کند؛ ولی صاف و شفاف و بی ادعا؛ ولی که هنوز نمی داند این راه پرسنگلاخ نه برای پریدن که برای ماندن در قفسی از روزمرگی است.
چطور آن که سیستم آموزشی ما را طراحی می کرد، از خود نپرسید تکلیف دخترکان شمالی و کاشانی و کرمانی چیست که تا چشم به جهان گشودند همه باغ بود و گیاه و صداقت و تهران جای این حرفها نیست؛
اینجا سرزمین اضطراب و وحشت و تردید است نه پایتخت ناز و نوازش. تهران سرزمین هیولای ناپیدایی است که روح باران خورده هر دختر شهرستانی را به کام می کشد و این تعارف ندارد و تمام دختران اراکی و شیرازی و اصفهانی و مشهدی و سنندجی و... این را می دانند.
آرزو سعیدی زاده نائینی می گوید: گاه دانشجو بویژه دانشجوی دختر با ورود به محیط خوابگاه و برخورد با فرهنگ های متفاوت دچار تعارض می شود که عموما با آن کنار می آید و به ندرت بنای ناسازگاری می گذارد؛ اما گاه این ناسازگاری و تحت فشار قرار دادن والدین، منجر به سکونت دانشجویان دختر در منازل دور و نزدیک به دانشگاه می شود که با توجه به جو نامطلوب حاکم بر جامعه به نظر می رسد از امنیت کمتری نسبت به خوابگاه ها برخوردارند.
او که خود دانشجو است، می گوید: عمده فشار وارد بر دانشجویان دختری که از روستاها و شهرستان های دور و نزدیک به خوابگاه می آیند، دوری از خانواده است که گاه موجب بیراهه رفتن دانشجویان دختر می شود و این برای جامعه دانشگاهی که طی کردن پله های ترقی را جزو آرمان های خود قرار داده است ، خطری جدی به شمار می آید و باید به فکر راه حلی برای آن بود.

جمعیتی بیش از گذشته
جمعیت دختران دانشجو روزبه روز در حال گسترش است و به رغم دستاوردهای پراکنده علمی به دلیل وجود مشکلات فراوان، این طیف از نخبگان جامعه دچار سرخوردگی، بی انگیزگی، افسردگی و مسائلی از این دست می شوند که بریدن ناگهانی از بستر و هویتی که در آن رشد و پرورش یافته اند و نیافتن جایگزین های مطلوب و مکمل دلیل اصلی و غیرقابل کتمان آن است.
سمیه م که دانشجویی اهل همدان است ، می گوید: دخترانی که مجبورند برای ادامه تحصیل و رفتن به دانشگاه به شهرهای دوردست سفر کنند و مدت زیادی را در آن شهرها به سر ببرند، با مشکلات روانی حادی روبه رو هستند که اغلب از نگاه مسوولان آموزشی مملکت مغفول می ماند.
او می گوید: نبود امکانات مناسب برای اقامت یک دختر شهرستانی در خوابگاه ، بالا بودن هزینه اجاره خانه و زندگی در تهران ، نداشتن اطمینان کافی به صاحبخانه، ترس والدین از مشکلات پیش روی دخترانشان بزرگترین استرس و فشار را به دانشجویان وارد می سازد.
او درباره خوابگاه های دانشجویی می گوید: خوابگاه ها از دیگر معضلاتی هستند که برای دختران شهرستانی دردسرهای فراوانی به همراه دارد.
شلوغی خوابگاه ، نداشتن مکان کافی برای مطالعه و استراحت ، رعایت نکردن نکات بهداشتی و نظافت و نادیده گرفتن ریشه ها و خصلتهای روانی دختران شهرستانی ، بیماری های روحی و جسمی فراوانی برای دختران دانشجو به وجود می آورد.
او می گوید: دوری از خانواده و هویت و دلتنگی های ویران کننده ناشی از ترس غرق شدن در شهری اینچنینی ، موجب روی آوردن دختران دانشجوی شهرستانی به کارهای خلاف و عرف شکنی و هنجارشکنی آنها برای به اصطلاح همرنگ جماعت شدن می شود.
مرضیه - و که دانشجوی رشته زبان دانشگاه تهران است ، با تایید حرفهای سمیه می گوید: اغلب دانشجویان دختر شهرستانی به دلیل آشنا نبودن با محیط و ترس از گرفتار شدن در مشکلاتی که هر روزه در اخبار و حوادث شنیده می شود و همچنین نبود فضای مناسب تفریحی ناچارند بیشتر اوقات فراغت خود را در خوابگاه بگذرانند و این مساله باعث می شود آنها از نظر روحی دچار سرخوردگی و افسردگی شوند.
اگر هم دانشجویی برای تامین هزینه های تحصیلش نیازمند شغل یا کار مناسبی باشد دچار گرفتاری های فراوانی می شود که حاصلی جز استرس فراوان و نادیده گرفتن نیازهای روانی و عاطفی و از دست دادن اعتماد به نفس در آنها می شود.

خوابگاه های غیراستاندارد
دکتر محمدهمایون سپهر، مدیر گروه مردم شناسی و جهانگردی یکی از دانشگاه های تهران درباره مشکلات دانشجویان دختر شهرستانی می گوید: دانشگاه ها به علت شرایط مالی خود فقط می توانند تعداد محدودی تخت یا اتاق به عنوان خوابگاه در اختیار دانشجویان شهرستانی قرار دهند و به همین دلیل ناچارند از حداکثر ظرفیت خوابگاه استفاده کنند.
بنابراین خوابگاه مکانی است انبوه از دانشجویان که تسهیلات رفاهی آن محدود است و طبعا دانشجوی دختری که نخستین بار از شهرستان یا حتی روستا به تهران می آید و با نوعی بیگانگی و غریب بودن در محیط شهری و دانشگاهی و خوابگاهی مواجه می شود، روزهای نخست برای او بسیار سخت و طاقت فرساست.
سپس دوری از خانواده و عواطف آنها سبب می شود در ابتدای کار او با یک نوع غم غربت و احساس عاطفی مواجه گردد که برای او سخت و خسته کننده است.
او معتقد است: مشکلات اقتصادی از عمده ترین مشکلات دانشجویان بخصوص دختران شهرستانی محسوب می شود و خانواده ها ناچارند دختران خود را با چنین مشکلاتی به دانشگاه بفرستند و حتی گاهی دیده شده است یک خانواده بیش از 3فرزند خود را به دانشگاه های مستقر در شهرهای بزرگ و کلانشهرها می فرستند؛ اما قدرت پرداخت هزینه های دانشگاهی آنها را ندارند و بناچار در گرفتاری اقتصادی دست و پا می زنند.
دکتر همایون سپهر، فشردگی امتحانات و استرس های روانی ناشی از آن را از دیگر مشکلات اصلی دانشجویان دختر شهرستانی می داند و می گوید: فشردگی دفعات امتحانات در یک روز و در مدتی بین 12تا 14روز دانشجویان را با استرس و حالتهای سخت عصبی مواجه می کند که بستر گرم خانواده مرهم آن است و کو خانواده در این شهر عظیم الجثه؛
دکتر ورزیده از دیگر استادان یکی از دانشگاه های تهران از دیگر مشکلات دختران دانشجوی شهرستانی را بریدن از بستر فرهنگی می داند که آنها سالها در آن رشد کرده اند و می گوید: آموخته های دانشجویان دختر در خانواده ، جامعه و... اغلب قابل انطباق با مقررات دانشگاه و فرهنگ شهرهای کلان نیست و از این نظر آنها در تنگنا هستند و در بسیاری مواقع قادر به بیان مشکلات خود با مقامات ارشد دانشکده نیستند و این مساله مشکلات حاد عاطفی و روانی برای آنان بوجود می آورد.
این واقعیت غیرقابل انکار است که مجموعه مسائل و مشکلات عاطفی و روانی و اقتصادی که پیش روی دختران دانشجو بویژه شهرستانی ها قرار دارد باعث آسیبهای اجتماعی آنان است و موجب می شود نسبت به مقررات و اصول و ضوابط اجتماعی بی توجه و بی اعتنا باشند، از زندگی اجتماعی بیزار شوند و از مسوولیت های اجتماعی فرار کنند و حتی ممکن است ضدقانون و گاهی قانون شکن و نابهنجار باشند.

احمد جلالی فراهانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها