ازدواج با چشمان باز

ازدواج یکی از روابط پیچیده انسانی است در روابط انسانی بین دو نفر کمتر پیوندی مانند ازدواج می تواند چنان احساسات عمیقی را در اشخاص ایجاد کند و بالاترین درجه محرمیت را شکل بدهد
کد خبر: ۸۰۴۵
شاید اساس این پیوند شگرف در این کلام خداوند بزرگ باشد که می فرماید: ما هر چیزی را در آفرینش ، زوج آفریدیم و علل گوناگونی را مطرح کردآنچه مشخص است هدف ازدواج در فطرت هر انسانی نهاده شده است ؛ به گونه ای که این پرسش کمتر ذهن افراد را به خود مشغول می کند که چرا می خواهم ازدواج کنم؛ زمانی که پسر یا دختر به سن عرفی ازدواج می رسند، در کنار عوامل فطری ، مجموعه عوامل محیطی مانند زمزمه ها و فشارهای محیطی ، کمرنگ شدن زندگی مجردی و ازدواج سایر دوستان ، در یک حرکت هماهنگ زنگ آغاز زمان ازدواج را برای دختر و پسر جوان به صدا در می آورند و آنها را برای همسرگزینی آماده می کنند اما پس از این آمادگی ، اشخاص دچار بحران ، سردرگمی ، دگرگونی و تکاپو می شوند و این وضعیت روحی و روانی خاص ، ناشی از علت ازدواج یا قرار گرفتن در مقابل این پرسش است که با چه کسی باید ازدواج کنم؛برای بسیاری از افراد، مهمترین دغدغه ای که به هنگام همسرگزینی به وجود می آید، این است که در میان میلیون ها نفر از افراد جنس مخالف خود، با وجود تفاوت های فردی فوق العاده ، آیا می توانم همسری را انتخاب کنم که بدرستی او را شناخته باشم ؛ و پرسش دیگر این که آیا راهی برای انتخاب چنین همسری وجود دارد؛ در همسرگزینی ، درک و شناخت کامل یکدیگر امری بس دشوار است . دختر و پسر هر چند فرصت مناسب برای برخورد و مقابله با یکدیگر داشته باشند، باز هم برداشت آنها از دیگری معمولا اجمالی خواهد بود.یکی از روشهای پی بردن به شخصیت دیگری ، توجه به رفتارهای قابل مشاهده اوست اما رفتار انسان ، پیچیده است و اغلب علل گوناگونی دارد و می تواند از فردی به فرد دیگر تغییر کند.حتی اگر رفتار مورد مشاهده کاملا مشابه باشد، افراد مختلف از این رفتارهای یکسان ، درک ، برداشت و قضاوت متفاوتی خواهند داشت از طرف دیگر رفتار همیشه آن نیست که به نظر می رسد؛ بین یک رفتار و علل آن همیشه رابطه ثابتی وجود ندارد شاید رفتار دو فرد در زمانها و مکانهای مختلف ، دلایل و ماهیت متفاوتی داشته باشد.این پیچیدگی به این دلیل است که رفتارهای انسان نه تنها از شخصیت او جان می گیرد؛ بلکه موقعیت های مکانی و زمانی در بروز این رفتارها موثر است.به طور کلی می توان گفت که رفتار انسان تحت تاثیر2 حوزه است : حوزه زمانی و حوزه مکانی.به این دلیل هر رفتاری را باید در ظرف مکانی و زمانی خویش تفسیر کرد و به موقعیت های مکانی و زمانی مشابه خودش تعمیم داد.اگر رفتاری را مشاهده کردیم ، نمی توانیم بدون توجه به حوزه زمانی و مکانی که آن رفتار در آن اتفاق افتاده است ، به تفسیر آن بپردازیم.از این رو رفتارهای دختر و پسر که در حوزه زمانی و مکانی خاص دوره همسرگزینی اتفاق می افتد، ممکن است با رفتارهایی که در زندگی بعد از ازدواج اتفاق می افتد، مشابهت کمی داشته باشد.این حوزه ، ماهیت و جو عاطفی خاصی دارد و تضمینی برای تناسب شناختی حاصل از آن ، با شناختی که بعدها در زندگی مشترک پدید می آید، وجود ندارد برای مثال بسیاری از رفتارهایی که در قالب تضمین ، سفارش و وعده به هنگام همسر گزینی مطرح می شوند، در محیط زندگی مشترک ممکن است کمتر بروز کنند.مانع بعدی در شناخت کامل زوج مناسب به هنگام همسر گزینی ، طبق نظریه روان کاوی مورد بررسی قرار می گیرد طبق این نظریه ، دنیای روانی انسان براساس میزان آگاهی به 3 دسته تقسیم می شود: خودآگاهی ، نیمه آگاهی و ناخودآگاهی.خودآگاهی ،پدیده هایی رادر بر می گیرد که هر لحظه از آنها آگاهی داریم ، مانند مشخصات شناسنامه ای خود و برخی از خصوصیات اخلاقی و رفتاری که براحتی می توان آنها را به خود نسبت داد نیمه آگاهی ، پدیده هایی را در بر می گیرد که هر لحظه به آنها توجه کنیم ، می توانیم از آنها آگاه باشیم ، مانند برخی از ویژگی های رفتاری که براحتی نمی توان آنها را به خود نسبت داد و با جملاتی مانند فکر می کنم ، شاید و تا اندازه ای همراه است.ناخودآگاهی ، پدیده هایی رادر بر می گیرد که از آنها آگاه نیستیم و جز در شرایط خاص قادر به یادآوری آنها نخواهیم بود.دنیای ناخودآگاهی انسان چنان سیال و انعطاف پذیر است که بندرت در زندگی واقعی و بیداری مشاهده می شود این دسته از پدیده ها بیشتر عقده ها، شیفتگی های پنهان و خواسته های سرکوب شده فرد را تشکیل می دهد اگر طبق همین نظریه ، خودآگاهی و ناخودآگاهی را در دنیای روانی افراد بررسی کنیم ، متوجه اندک بودن حجم خودآگاهی میشویم.در این نظریه چنین بیان شده است که دنیای روانی انسان مانند کوه یخی است که قسمت اندکی از آن روی آب )بخش خودآگاهی ( و قسمت عمده ای از آن زیر آب )بخش نیمه آگاهی و ناخودآگاهی( قرار گرفته است.در جریان همسرگزینی ، دختر و پسر تنها آن قسمت از دنیای روانی یکدیگر را مورد بررسی قرار می دهند که روی آب قرار دارد.قضاوت ، شناخت و تصمیم گیری برای انتخاب همسر کاملا متکی بر دنیای روانی قابل مشاهده است و دختر و پسر کمتر قدرت دستیابی به دنیای روانی پنهان دیگری را دارند.شاید جریان منظم روان کاوی در مدت طولانی بتواند به گوشه هایی از این دنیای روانی پنهان و فوق العاده اثرگذار در رفتارهای فرد دست یابد مانع دیگری که برای شناخت در دوران همسرگزینی وجود دارد، محدودیت زمانی برای شناخت است این حقیقت وجود دارد که زمان در اختیار گذاشته شده ، برای قضاوت ، شناخت و در نهایت تصمیم گیری ، براساس واقعیت های موجود بسیار اندک است و دختر و پسر در زمان و فضای محدودی به گفتگوهای شناختی می پردازند از آنجا که عامل زمانی نقش بسیار مهمی در شناساندن ویژگی های رفتاری دیگری دارد، این محدودیت زمانی و مکانی از شناخت همه جانبه جلوگیری می کند مانع دیگر برای شناخت در دوران همسر گزینی ، حضور فضای احساسی و عاطفی خاص است.انتخاب همسر به عنوان یک تصمیم بزرگ ، چنان احساسات دختر و پسر را تحت الشعاع خود قرار می دهد که کارکرد شناختی عاطفی طبیعی فرد را دچار اختلال می کند ویژگی ادراکی انسان به گونه ای است که شدت عواطف ، به شکلی ادراکات او را تحت تاثیر قرار می دهد و باعث تفسیرهای نادرست می شود.احساس عاطفی نیاز به دیگری ، در جریان همسرگزینی گاه دریچه واقعیت ها را به روی فرد می بندد و گاه باعث می شود در خواسته ها و شرایط، خواهش دل را نادیده بگیرد برای مثال چنانچه جاذبه های ظاهری طرف مقابل آنقدر چشمگیر باشد که در نگاه اول ، دل دیگری را برباید، اهمیت سایر ویژگی ها در معرض خطر کمرنگ شدن قرار می گیرد وقتی فردی شیفته دیگری شد، هر چیزی به نظر او زیبا می رسد و ناتوانی ها، ضعفها و تناقضات نادیده گرفته می شوند این عینک خوشبینی که فرد به چشمان خود می زند، از طرف مقابل چنان تصوری برای وی به وجود می آورد که دیگر هیچ فردی را به خوبی او نخواهد یافت و برعکس با توجه به این موانع ، مشخص می شود که شناخت در همسرگزینی ، نشانه ای است که از جوانب مختلف مورد هجوم تیرهای ناخواسته قرار می گیرد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها