چون دلیلی برای تلاش وجود نداشت. مسالهها هستند چون ما هستیم که حلشان کنیم.»و بعد بلند شدم و راه افتادم تا برای آن روز چند تا مساله دیگر را هم حل کنم.زندگی همین است؛ مسالههای کوچک و بزرگی که گاه حل میشوند و گاه نه. اما مهم این است که در طول زندگی توانایی حل مساله را پیدا کرده باشیم. اگر این طور باشد در سالمندی مسالهها برای ما غول نیست ، بلکه سرگرمیهای کوچک و سادهای هستند که یک عمر به حل آنها عادت کردهایم.انسانهای زیادی را دیدهام که واقعا مسائل زندگی را تشخیص نمیدهند و برای خود مساله میسازند. این طوری زندگی خیلی سخت میشود.
طیبه خانم از آن خانمهای کدبانو بوده است که اکنون در هفتاد سالگی وسواس زیادی در رفتارش دیده میشود. او کمردرد و پا درد دارد و هنوز حتما باید ظرفها را با دست خودش بشوید و میگوید با دستکش کثیفکاری میشود.
او که همسر خود را از دست داده سه فرزند متاهل دارد و مستقل از آنها زندگی میکند.طیبه خانم وقتی نوههایش قرار است به خانه اش بیایند به جای این که خوشحال شود، عزا میگیرد. آنها به زودی خواهند آمد، پابرهنه در حیاط خواهند دوید و خانه کثیف خواهد شد.آنها با دستان چرب خورشتی روکش مبلها را کثیف میکنند و شکلاتشان را همه جا میمالند. آنها همه جا ورجه وورجه کرده و مبلها را خراب میکنند. آنها... آنها...
شاید در هفتاد سالگی تغییر کمی سخت باشد، اما اگر من جای طیبه خانم بودم فقط با دخترهایم حرف میزدم که بعد از این که به خانهام آمدند قبل از رفتن ساعتی را کمک کنند تا همه چیز به شکل اولش برگردد.
آن وقت میتوانستم از کودکان زیبا و شاد فرزندانم که زندگی و نشاط را به خانه این سالمند تنها آوردهاند لذت ببرم بیاین که همهاش اخم کنم و به بچهها پرخاش کنم.شما هم میتوانید برای حل مسائل زندگی اول مشکل را به دقت تعریف کنید و سپس راهحلهای متفاوت حل مشکل را مطرح کرده و مورد بررسی قرار دهید و در نهایت مناسبترین و موثرترین راهحل را انتخاب و اجرا کنید. این گونه همه چیز آسانتر میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم