این آبراهه یکی از مهمترین مسیرهای تجاری در دنیای قدیم و جدید بود و رابطه تنگاتنگی با موقعیت فرهنگی و تمدنی ایران دارد.
کتیبهها و سنگ نوشتهها
زایش خلیجفارس گویا به دوره سوم زمینشناسی برمیگردد. در آثار باقیمانده آسوری از این دریا با عنوان نارمرتو (narmarrata) به معنای آبراه تلخ یاد میشود. هنگامیکه آریاییها در ایران ساکن شدند، هر قومی در جایی مسکن گزید. قوم پارس در منطقه خلیجفارس ساکن شد و نام خود را به آن دریا داد. قبل از آنها این دریا، دریای تلخ نام داشت. اولین قوم خارجی که با ایرانیها ارتباط برقرار کردند، یونانیها بودند و آنها نیز نام خلیجفارس را به رسمیت شناختند.
خلیجفارس نامی نیست که ایرانیان بر این آبراهه نهاده باشند، بلکه از زمانهای دور که میان ایران و دیگر کشورهای همجوار مراودههای سیاسی و تجاری برقرار بود همسایگان سرزمین پارس یا کشورهایی که رابطههای تنگاتنگی داشتند این نام را بر این منطقه نهادند. در منابع کهن یونانی و رومی در قرنهای هفتم و هشتم پیش از میلاد بسیاری از مورخان از جمله آناکسی ماندر، هکاتوس، هردوت، اراتوستن، هیپارک، استرابو، بطلمیوس و... از نام خلیجفارس استفاده کردهاند.
در منابع جغرافیایی و تاریخی اسلامی بویژه در نوشتههای جهانگردان و مورخانی مثل محمدبن موسی الخوارزمی، ابوزید بلخی، ابن رسته، ابن فقیه، قدامه، ابن فضلان، ابن خرداد به، مسعودی، اصطخری، ابن حوقل، مقدسی، ناصرخسرو و... نیز دریایی که در جنوب ایران واقع شده است به نامهای خلیجفارس، خلیج پارس، دریای فارس، بحرالفارس، سینوس پرسیکوش و ماره پرسیکوس نامیده شده است.
در منابع ایرانی نیز خلیجفارس جایگاه اصلی واقعی خود را دارد و هیچگاه به نامی غیر از فارس خوانده نمیشده است. چنانچه در برخی اسناد مکتوب و کتیبههای موجود آمده: زمانی که داریوش یکم پادشاه هخامنشی در مصر به سال 518 تا 515 قبل از میلاد در تدارک حفر کانال سوئز برآمد و در مورد این اقدام در سنگنوشتهای گزارش کار خود را ارائه داد به وجود دریایی که در کنار پارس قرار دارد اشاره کرده است. باز هم به گواهی این کتیبههای ایرانیان روزگار هخامنشیان این دریا را با نام «پارسا درایا» میخواندند.
در کتیبه دیگری که از داریوش هخامنشی از تنگه هرمز به دست آمده عبارت پارس رود به چشم میخورد که بر دریای جنوب ایران اطلاق میشده است.
منابع یونانی
در میان اقوام دیگر یونانیان اولی قومی بودند که مورخان و جغرافینگاران آن چون هرودوت، کتزیاس، گزنفون و استرابن به نام پارس اشاره کردند. در این منابع نام این خلیج با عناوینی چون پارسه یا پرسای آمده است. در نقشههای باستانی تهیه شده از سوی این جغرافیدانان نیز به تصریح از عنوان دریای پارس استفاده شده است از جمله بطلمیوس جغرافینگار مشهور در کتابی که تحت عنوان جغرافیای عالم به زبان لاتین نوشته و در این کتاب نقشههایی برای معرفی بیشتر خوانندگان با جغرافیای آن روز کشیده نام خلیجفارس با اسم پرسیکوس سینوس آمده است.
منابع اسلامی و عربی
«حدودالعالم» از مولفی ناشناخته در قرن چهارم هجری قدیمیترین کتاب جغرافیایی است که بعد از ورود اسلام به ایران نگاشته شده است. در بخشی از این کتاب نیز به جغرافیای خلیجفارس اشاره شده است: خلیجپارس از حد پارس برگیرد، با پهنای اندک تا به حدود سند.
در آثار مربوط به دوره اسلامی و آثار نویسندگان عربی نیز میتوان بیش از 30 کتاب جغرافیایی، تاریخی، ادبی یا کتابهای تفسیر اصول اخلاقی و حقوقی از دانشمندان مسلمان و عرب زبان را مورد شناسایی قرار داد که برای توصیف این منطقه از خلیجفارس استفاده کردهاند.
از جمله این کتابها میتوان به البلدان، تاریخ یعقوبی، المغاری، فتوح الشام، فتح العجم نوشته محمد بن عمر(سال 70 هجری قمری)، تاریخ مقیمی، تاریخالرسل و الملوک (محمد بن جدید طبری)، تاریخ بلعمی، ابن خردازبه، ابن فقیه همدانی، استخری، مسعودی، مقدسی، ابن حقول، قزوینی، طاهر مروزی، ناصرخسرو، شمسالدین دمشقی، قدامه ابن جعفر، ابن یعقوب، ابن رسته، شهریار رامهرمزی، ابن بلخی، ادریسی، بکران خراسانی، یاقوت حمودی، ابوالفداء، نوبری، جووینی، حاجی خلیفه (چلبی) و جورجی زیدان اشاره کرد که همگی به اتفاق از نام خلیجفارس و عناوین مترادف با آن در کتابهایشان از سال 207 هجری قمری به بعد برای توصیف این منطقه استفاده کردهاند. گذشته از متقدمان نامبرده میتوان از نویسندگان عرب متأخر نیز نام برد که در آثار خود از نام خلیجفارس بدون کم و کاست یاد کردهاند.
به گفته جرجی زیدان، تاریخدان عرب، «بحر فارس» محدود به آبهایی میشود که دنیای عرب را دور میزند. جرجی زیدان میگوید: « همه دریاهایی که سرزمینهای عرب از مصب آب دجله گرفته تا ایله را احاطه میکند، بهعنوان دریای فارس تعبیر میشده و از آن جمله است آنچه را که ما امروز از آن به خلیجفارس و دریای عرب و خلیج عدن و دریای سرخ و خلیج عقبه تعبیر میکنیم.»
محمد عبدالکریم صبحی نیز در کتاب «علم الخرائط» در نقشههایی که با ترجمه عربی نقل کرده است، دریای جنوب ایران را «الخلیجالفارسی» و «بحر فارس» نامیده است. نقشههای فراوانی که از این قرون در دست است، علاوه بر تأکید و تائید نام خلیجفارس، دگرگونی یاد شده در تغییر نام بحر فارسی و دگرگونی در دایره شمول این نامها را ترسیم میکنند.
آغاز فتنه
اصطلاح مجعول «خلیج عربی» برای نخستین بار از طرف یکی از نمایندگان سیاسی انگلیس در خلیجفارس به نام سر چارلز بلگریو عنوان شده و در واقع او بوده که در راستای سیاستهای فتنهانگیزانه و توسعهطلبانه انگلیس، به قصد تفرقه بین ایران و کشورهای عرب و بهرهبرداری از این تفرقه، این فتنه را بنیان نهاد.
سر چارلز بلگریو که بیش از 30 سال نماینده سیاسی و کارگزار دولت انگلیس در خلیجفارس بوده است، بعد از مراجعت به انگلستان سال 1966 کتابی درباره سواحل جنوبی خلیجفارس منتشر کرد و در آن برای اولین بار نوشت که عربها ترجیح میدهند خلیجفارس را «خلیج عربی» بنامند. این نماینده قطعا قبل از انتشار کتاب و مراجعت به انگلستان در تماس با مقامات امارات جنوبی خلیجفارس این فکر را به آنها القا کرده و تصادفی نیست که بلافاصله پس از انتشار کتاب سر چارلز بلگریو که نام قبلی سواحل جنوبی خلیجفارس یعنی ساحل دزدان را روی کتاب خود نهاده، اصطلاح الخلیج العربی در مطبوعات کشورهای عربی رواج پیدا کند و در مکاتبات رسمی به زبان انگلیسی نیز اصطلاح «آرابیان گلف» جایگزین اصطلاح معمول و رایج قدیمی «پرشین گلف» میشود.
شهاب سلیمی / جامجم
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد