در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
لفظ «تغییر» در صنعت بازیهای ویدئویی، گاه بلوا در پی دارد و گاهی نیز تمجید یا تحقیر. بعضی از سازندگان جسارت آن را دارند که به یکباره عنوانی را زیر و رو و هویت آن را دگرگون کنند و برخی دیگر به اصلاحاتی کوچک قانع هستند. در این بین بعضی بازیسازان نیز چند حرکت اساسی در چنته دارند و با همانها بازی را به سطحی نو میبرند. قسمت جدید سری بازیهای «نبرد تمامعیار» برخی از این ویژگیها را همراه دارد.
در نظر اول شاید آتیلا چندان تفاوتی با Rome II نداشته باشد، اما درحقیقت از نظر ساختار تفاوتهایی با آن بازی دارد. شاید بزرگترین تفاوت در ناهمسانی فرقهها باشد. فرقههای قسمتهای قبلی بازی واحدها، سازهها و ظواهر متفاوتی داشتند، اما همگی پیرو قواعد تمدنگرا بودند. در اراضی آنها کشاورزی انجام میگرفت و در شهرهایشان ساختوساز؛ بدون دلیل نیز به جان یکدیگر نمیافتادند.
اما باطن آتیلا و سربازان هان چیز دیگری بوده است. ذات و هدف آنها چیزی جز کشورگشایی و کشتار نبود. برای آتیلا، ثروت یک شهر، جان شهروندان و زمینهای زراعی فقط یک معنی داشت: راهی دیگر برای گسترش ثروت سپاه هان. این فرقه در کشاورزی و شهرسازی دستی ندارد و رزم و ستیزهجویی تنها چیزی است که از ذاتش برون میتراود.
بیشتر فرقههای بربر بازی، خویی وحشیانه دارند. این بربرها که در سرتاسر نقشه پخش شدهاند در صورت لزوم میتوانند با هم دسته تشکیل بدهند. چهار تا از فرقهها کار خود را از اینجا آغاز میکنند. این چهار فرقه کوچنشین با تصرف اراضی قبایل دیگر امتیازات بالایی را کسب میکنند. منتهی در ازای چنین کاری، باید هر بار قید پیشرفتهای قبلی خود را بزنند. در مقابل فرانکها و ساکسونها ماهیتی پایدارتر داشته، بر امتیازات خود با غصب و کشورگشایی میافزایند.
البته سه امپراتوری متمدن نیز جای خود را دارند. امپراتوری روم غربی در ابتدای بازی بشدت ثروتمند است، اما سپاه و ساختمانهای ارتشی بسیار کمی دارد؛ پس دفاع کردن از آن ساده نیست. روم شرقی ثروتمند و اهل تاختوتاز است، اما اطرافش را کشورهای دشمن گرفته است. ساسانیان نیز در عین قدرت داشتن، مدام تحت تهدید هانها و روم شرقی است.
بازی در به تصویر کشیدن کشورگشایی و غارتگری موفق بوده است. این حس با پیشرفت در بازی تقویت میشود. گاهی بخشی از نقشه را کشف کرده و شهری را در حال خاکستر شدن میبینید.
خود آتیلا نیز در بازی نقش دارد؛ مخصوصا اگر با هانها بازی کنید. با اینکه بیشتر ساختار خاندانی، دیلماها و حوادث صورتی تصادفی دارند، یک سری اتفاقات در هر دور بازی حتما اتفاق میافتد.
باید اشارهای هم به سیاستهای فرقهای داشته باشیم. سیستم خاندانی جدید بازی (که تقلید آن از بازی Crusader Kings قابل توجه است)، عمق خوشایندی به بازی بخشیده است. عمقی که بازیکن را به حیرت وا میدارد که چرا سازندگان زودتر این کار را نکردهاند. با وجود سهولت مدیریت در Atilla، نسبت به Crusader Kings2، احساس میشود جای بعضی از ابزارهای مدیریتی خالی است. ممکن است عنان هانها را بهطور کامل به دست بگیرید و در نتیجهاش توان نظامی و مالیات بیشتری برای خود مهیا کنید، اما از طرف دیگر رشد دستههایتان کاهش پیدا کند. شاید بهتر میشد قدرت را فدا و رشد بیشتر را با ارز معامله کرد.
پای صعود در بازی که به میان میآید، یکی از بزرگترین مشکلاتش خودنمایی میکند: بازی بشدت سخت است! آتیلا برای بازیکنان کارکشته یک چالش خوب و برای تازهواردان به سبک استراتژی، یک عذاب تمامعیار است. دوام آوردن به عنوان یکی از دستههای بربر واقعا سخت است.
قسمتی از این سختی مدیون ذات مشکل بازی در نقش این دستههاست. تیراندازان سواره برای محاصرههای طولانی نامناسبند. محاصره لوازمی مانند دژکوب، منجنیق و نردبان نیاز است؛ یعنی چیزهایی که از توان افراد هان خارج است. در عوض، ارتش هان پیادهنظامهای قدری دارد که بسادگی دشمن را تارومار میکنند.
از طرف دیگر، بربرها همه چیزشان یکجاست. ایل شما، همزمان شهر و سپاه شماست. هر ایل متشکل از تودهای چادر است که هر کدام مختص وظیفهای است. آسیبپذیری چادرها به معنی خسارت دیدن ساده آنها و تعمیرات فراوان و خرج بردار است.
وقتی پای مکانیکهای ایلها به میان میآید، بسیاری از کاستیهای بازی خود را نمایان میکند. اگر یک واحد ژنرال را به حال خود بگذارید و آن ژنرال کشته یا زخمی شود، نهتنها بادیگاردش از بین خواهد رفت، بلکه کل ایل هم به پایش خواهد سوخت. از سوی دیگر، وقتی ایل خود را در جایی ساکن کنید، به همه سازههای پیشین دسترسی خواهید داشت. میتوانید ساختمانها را به تصرف خود درآورده، یا با خاک یکسان کرده و از نو بنای حکومت خود را بگذارید. در عوض تمام چادرها و مزایای آنها را از دست خواهید داد.
از سوی دیگر، ساخت ایلها واقعا سخت است! هر ایل بازیکن برای رشد به ترکیبی از چند تخصص چادرها و غذا نیاز دارد که در کنار ارز، برای ساخت تخصصهای جدید حیاتی است. از آنجا که در هر ایل، در هر مقطع فقط میتوانید یکی از مقاصد بسط، ساخت یا استخدام واحدها را به چادرها واگذار کنید، خیمه زدن به معنی اتلاف وقت قابل توجهی از سوی نیروهایتان است. با چنین وضعی، برای ساخت یک ایل تازه یا ساخت مجدد یک ایل نابود شده، باید چند نوبت را به انتظار بنشینید.
بزرگترین مشکل بازی، به نظر هوش مصنوعی آن است. ممکن است در همان مدت طولانی و ملالآور ارتقا یا هر کار دیگر در ایلتان، ناگهان دو یا سه جاسوس با سطح بالا، به مقرتان حمله کنند و ژنرالتان را از بین ببرند. هوش مصنوعی این سری از زمان Shogun I دچار نقصهایی بوده که تا امروز کاملا برطرف نشده است. اگر تاثیر این خطاها آنچنان زیاد نبود و نقش عنصر شانس را در بازی پررنگ نمیکرد، سادهتر میشد بازی را توصیه کرد.
از جانب عناصر هنری، آتیلا چیزی کم ندارد. گرافیک بازی زیبا، چشمنواز و حماسی است و موسیقیاش به طرز افسونکنندهای گوشنواز. با وجود ایرادهایی که میتوان در آن یافت، باز هم این قسمت از سری بازیهای «نبرد تمامعیار» یکی از بهترین گزینههای سبک استراتژی در بازار است. اگر دلتان یک چالش واقعی میخواهد، این بازی را از دست ندهید.
سیاوش شهبازی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: