در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او همه تلاشش را به کار بست تا در یک دانشگاه خوب پذیرفته شد و امیدوار بود بتواند از پس مخارج آن بر بیاید. خوشبختانه میتوانست هزینههای دانشگاه را تامین کند، اما شوربختانه برای تحقق آرزویش باید جایی دورتر از دانشگاه خانهای ارزانتر اجاره میکرد تا پول کافی برای تحصیل در جیبش بماند. چندلر خیلی جستجو کرد و در نهایت پولش به خانهای نزدیکتر از 70 کیلومتری دانشگاه نرسید! فاصله زیاد یعنی اینکه مجبور بود هر روز زمان زیادی را در راه رفتوبرگشت از خانه به کلاس باشد؛ با این حال چندلر خم به ابرو نیاورد و نیمه پر لیوان را دید که مجبور به زندگی دورتر از این نبود. نتیجه این اراده و امیدواری باعث شد چهار سال تحصیلی را بدون افسوس خوردن و تاسف پشت سر بگذارد و هیچگاه از تصمیمی که گرفته بود، پشیمان نشود. ولی در این سالها یک موضوع او را از شرایطش میرنجاند که در نهایت باعث شکوفایی ایدهای در ذهنش شد.
چندلر از راه دور خودش را به دانشگاه میرساند و طوری برنامهریزی میکرد که پیش از شروع کلاس آنجا حضور داشته باشد، اما معمولا وقتی میرسید با پارکینگی روبهرو میشد که دانشجوهای دیگر همه جاهای خالی را اشغال کرده بودند. پیدا کردن جای خالی برای پارک کردن ماشین، همیشه وقت زیادی میگرفت و استرس دیر رسیدن و عقب ماندن از کلاس را به چندلر وارد میکرد. این استرس باعث شد چندلر آرزو کند ایکاش کسی برایش یک جای پارک رزرو میکرد یا حداقل وقتی آنجا میرسید، جای خالی را در آن پارکینگ باعظمت زودتر پیدا میکرد. متاسفانه با قوانین سفتوسخت دانشگاه چنین کارهایی امکان نداشت؛ زیرا ضایع کردن حق دیگران جریمه سنگینی را دارد.
اگر آرزوی چندلر برآورده میشد، میتوانست بموقع سر کلاس حاضر شود و از درس جا نماند. در این چهار سال خیلی به این موضوع فکر کرد تا اینکه ایده جالبی به ذهنش رسید. به این فکر افتاد بهجای استفاده از یک انسان برای اعلام جای پارک خالی، گجتی هوشمند بسازد که چنین کاری را انجام دهد. اسمش را هم پارک پاروت (ParkParrot) گذاشت و برای عملی کردنش، آن را در قالب یک پروژه به استادش معرفی کرد. این کار دو مزیت داشت، یکی اینکه استاد از ایدهاش استقبال کرد و به او دلگرمی داد و آن دیگری که مهمتر از اولی بود مهیا شدن یک تیم با انگیزه متشکل از دوستان و همکلاسیهایش بود که هر کدام برای پیشبرد پروژه تخصص داشتند.
تلاش
اکنون چندلر که سختی زیادی را برای ادامه تحصیل به دوش کشیده بود، احساس میکرد پاداش خود را گرفته است. او بدون اینکه تلاشی برای یافتن کار بکند، مدیریت تیمی را به عهده داشت که در آینده نهچندان دور میتوانست کسبوکار و شرکت بزرگی باشد که صاحبش چندلر بود.
نخستین ملزوم برای پیشبرد ایده یک تیم بود که خوشبختانه چندلر آن را داشت و نیاز دوم قطعا پول بود. به کمک دانشگاه یک شرکت سرمایهگذاری کوچک محلی که سرمایه اولیه (seed money) در اختیار استارتآپها قرار میداد، پیدا کرد و طرح را به آنها نشان داد. شرکت از طرح استقبال و قبول کرد سرمایه اولیه را در اختیار چندلر قرار دهد. (برای آشنایی با seed money به کیوسک تلاش مراجعه کنید.)
برای قدم اول برنامهریزیهای ابتدایی را انجام دادند و بهاین نتیجه رسیدند طراحی گجت چه شکلی باشد. هشت ماه طول کشید تا طراحی، کارهای مربوط به برنامهنویسی و در نهایت ساخت یک نمونه اولیه انجام شد، نمونه اولیه ساخته نمیشد اگر سرمایه مورد نیاز از همان شرکت سرمایهگذاری تامین نشده بود.
چالشها
چندلر دنبال روشی بود تا به نیروی انسانی نیاز نباشد و کاملا هوشمندانه جای پارک به راننده اعلام شود. برای تحقق این کار به یک شبکه ارتباطی احتیاج داشت تا گجتی که ساخته بودند، با یک مرکز ارتباط برقرار و فضای خالی را اعلام کند. همچنین باید این گجت بر بستری کار میکرد که استفاده از آن برای همه افراد آسان باشد. به این منظور تصمیم گرفتند یک اپلیکیشن برای تلفنهای هوشمند بنویسند تا کاربر با نصب آن بتواند جاهای خالی پارکینگی را که به آن مراجعه میکند، ببیند یا از پیش جا رزرو کند. چندلر و تیمش بخوبی توانسته بودند از پس ساخت گجت و اپلیکیشن آن بربیایند، ولی نکته اصلی بازاریابی و متقاعد کردن پارکینگداران در استفاده از این سیستم بود. آنها با مذاکرات فراوان بالاخره توانستند همان پارکینگ دانشگاه و یک جای دیگر شهر خودشان را به سیستم پارک پاروت مجهز کنند. پس از این کار توجه رسانهها به آنها جلب شد و پروژه در سطح وسیعی شناخته شد و بهکمک همین حمایت و توجه رسانهای، چندلر طرح را روی سایت جمعآوری اعانه کیکاستارتر بهاشتراک گذاشت و از آن استفاده کرد.
آنها هنگام برنامهنویسی سیستم برای موقعیتیابی تمامی جای پارکهای شناسایی شده خالی یا پر و اینکه در زمان مراجعه رانندگان جاهای پارک با چه ترتیب زمانی به هر نفر اختصاص داده شود، مشکلات عمدهای داشتند که همچون یک شبکه در هم تنیده به هم پیچیده شده بود. غیر از فائق آمدن بر این مشکل، مساله ساخت گجت پارکینگ پاروت و تولید بدون نقص آن خیلی حساس بود؛ زیرا کوچکترین اشتباه به سرمایه اندک جمعآوری شده ضرر میزد.
آینده
اکنون چندلر و تیمش در حال مذاکره با پارکینگهای بیشتری در ایالتهای دیگر هستند تا استفاده از این سیستم را فراگیر کنند. برای پول در آوردن از ایدهشان در پارکینگ پاروت تغییراتی ایجاد کردند تا راننده برای رزرو جای پارک پول پرداخت کند که اینطوری درصدی به مالک پارکینگ و بقیه به شرکت چندلر میرسد.
پارکینگ پاروت چیست؟
پارکینگ پاروت یک سیستمهوشمند برای پارکینگ است که از یک گجت (قطعه)، مرکز داده و اپلیکیشن برای اندروید و iOS تشکیل شده است. در این سیستم، گجت که حسگرهایی درون خود دارد و ضدضربه است، در تمامی جای پارکهای یک پارکینگ نصب میشود. بهمحض پارک کردن یا ترک جا توسط هرخودرو، گجت متوجه میشود و اطلاعاتی به سرورهای مرکز داده اختصاصی خود ارسال میکند.
از سویی اپلیکیشنی هم وجود دارد که به همان سرورها وصل میشود و با دریافت اطلاعات از آنها، تمامی جای پارکهای خالی و اشغال شده را روی نقشه نشان میدهد. با این سیستم میتوان پیش از رسیدن به مکان مورد نظر جای پارک را رزرو و همچنین از جاهایی که خالی است، اطلاع پیدا کرد. غیر از این قابلیت کاربر میتواند در صورت پر بودن پارکینگی که به آن مراجعه کرده، دنبال پارکینگهای دیگر در همان حوالی بگردد. این سیستم علاوه بر سهولت در پیدا کردن جای پارک که در شهرهای بزرگ یک معضل است، باعث صرفهجویی در مصرف سوخت نیز میشود.
نام: چندلر بِرک
(Chandler Burke)
کشور: آمریکا، ایالت تِنسی
تحصیلات: کارشناس بازاریابی
نام ایده: پارک پاروت
(ParkParrot)
سایت: parkparrot.com
رامین فتوت
کیوسک تلاش
سرمایهگذاری روی استارتآپ
اگر خواننده کیوسک تلاش باشید، حتما متوجه شدهاید که در این بخش تاکنون سعی کردهایم از راههای گوناگون قدمی در جهت رشد استارتآپها برداریم، چه با آموزش یا معرفی و حمایت. این هفته همانطور که در متن هم آدرس دادهایم، قصد داریم درباره سرمایهگذاری روی استارتآپ صحبت کنیم. استارتآپ از یک ایده خام و معمولا نو آغاز میشود که قصد دارد طی مدتی کوتاه موسسان و کارمندان خود را به یک شرکت بزرگ تبدیل کند. این گذار طی نمیشود مگر با سرمایهگذاری و تزریق پول به رگهای بیرمق کسبوکار نو پا. مقدار این پول البته با توجه به نوع کار متفاوت است، اما تامین آن معمولا از عهده موسسان خارج است. بهاینمنظور در دنیا صندوقهای سرمایهگذاری مخصوصی وجود دارد که بهصورت اختصاصی روی استارتآپ سرمایهگذاری میکنند. به صندوقهایی که پول کم ولی موثر برای استخوانبندی استارتآپ سرمایهگذاری میکنند، سید فاندر (seed funder) یا سرمایهگذار مرحله کشت ایده و به پول پرداختی آن seed money میگویند. در واقع سید فاندر اولین سرمایهگذاری است که به استارتآپ پول میدهد و پس از رشد و رسیدن به یک مرحله با ثبات سرمایهگذارهای دیگری که هر کدام القاب متفاوتی دارند، روی کار سرمایهگذاری میکنند.
نظرتان درباره این ایده چیست؟ پیشنهادها و انتقادهای خود را درباره تلاش این هفته با ما در میان بگذارید. کلیک حرفهای شما را به گوش چندلر بِرک میرساند. شاید در آینده نهچندان دور یکی از اعضای طرح او شدید! علاوه بر این، کلیک دست افرادی که توانستهاند ایده دانش بنیان خود را در فضای آیتی به یک کسب و کار تبدیل کنند، به گرمی میفشارد. ما را از شنیدن ایدههای خود محروم نکنید، کلیک بیصبرانه منتظر شماست!
شماره پیامک: 300011226 آدرس ایمیل: Click@jamejamonline.ir
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: