ساعت 10 صبح و پیش از آنکه خیابانها مملو از جمعیت شود، به آنجا رسیدم. سیاهپوستان و سفیدپوستان زیادی آنجا بودند و هیچ مشکلی وجود نداشت. راهپیمایی ظهر آغاز شد و مردم به آرامی شروع به حرکت کردند. پس از گذشتن از چند خیابان، عده زیادی پلیس را دیدم که بدون هیچ دلیلی مانع جلو رفتن مردم شده بودند.
ناگهان یک مرد جوان سیاهپوست از وسط نیروهای پلیس گذشت و به سمت مرد سیاهپوست دیگری رفت. بسرعت درگیری آغاز شد و همین موضوع بهانهای برای پلیس بود تا وارد عمل شود. یک صحنه غیرقابل تصور شکل گرفت؛ اگر با چشمانم آن را ندیده بودم به هیچوجه باورش نمیکردم. بین جمعیت حتی زنان و کودکان نیز حضور داشتند و پلیس نیز با باتوم مردم را متفرق کرده و به آنها ضربه میزد. من وسط جمعیت بودم و تا پیش از آنکه از آنجا خارج شوم، سه حلقه فیلم انداختم.
به محض اینکه به محل کارم رسیدم، آنها را ظاهر کردم. این قویترین عکس آن روز بود زیرا تصویری فوقالعاده از دو نفری است که به دو گروه اصلی آنجا تعلق داشتند. در واقع یک لحظه ثابت شده در اوج درگیری بود که مقابل چشمانم اتفاق افتاد. من بخوبی میدانم که خنده روی لبهای آن جوان سیاهپوست، خنده ترس بود. شاید او تصور میکرد هیچ کار اشتباهی انجام نداده است. در گزارش روز بعد هیچ اشارهای به اتفاقاتی نشد که در آنجا رخ داده بود؛ عاملان اصلی شورش، عدهای آشوبگر معرفی شدند. اما این عکس داستان متفاوتی را بازگو میکرد.
درباره عکاس
متولد: سال 1945 در ایالت میشیگان آمریکا
فرود: پذیرفته نشدن در پروژه مگنوم
فراز: کار کردن با افراد جوان در سربرنیتسا در فیلم من به نام «شمعها علیه نور»
توصیه مهم: پیش از عکس گرفتن، از خود درباره اهمیت این عکس سوال کرده و سپس این کار را انجام دهید.
راوی: سارا فیلیپس - گاردین
مترجم: حسین خلیلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: