به گزارش جامجم، رسیدگی به این پرونده از شانزدهم بهمن امسال همزمان با کشف جسد مردی در کانال آب در شهرک صنعتی خاوران در دستور کار پلیس قرار گرفت. ماموران جنایی پس از حضور در محل، در بررسیهای اولیه متوجه شدند جسد متعلق به مردی حدود سی و پنج ساله است که با ضربات چاقو، در محل دیگری به قتل رسیده و داخل پتویی پیچیده شده و پس از قتل در محل دیگری، به آنجا انتقال یافته است.
همزمان با آغاز رسیدگی به پرونده، شناسایی هویت مقتول در دستور کار قرار گرفت و با بررسی پرونده افراد ناپدید شده، هویت مقتول شناسایی و معلوم شد مرد جوان چهاردهم بهمن پسر ده ساله خود را به مدرسه رسانده و پس از آن ناپدید شده است.
تحقیقات از خانواده مقتول نشان داد، او یک خودروی بی ام و گرانقیمت داشته که پس از قتل سرقت شده است. کشف این سرنخ احتمال قتل با انگیزه سرقت را مطرح کرد. با شروع بررسیها برای توقیف خودرو، بیستم بهمن، خودرو بهصورت پارک شده در بلوار معلم یافت آباد پیدا شد.
خودرو از سوی کارشناسان تشخیص هویت مورد بررسی قرار گرفت اما هیچ آثاری از درگیری در داخل آن کشف نشد.
تیم جنایی در ادامه تحقیقات دریافتند مقتول است. چندی قبل یک دستگاه پرشیا را به مردی به نام محمد چهل و یک ساله فروخته اما سند آن را به نام محمد منتقل نکرده است. تجسسها بر روی محمد متمرکز شد و ماموران پی بردند محمد در یک شهرک راهسازی در بلوار معلم مشغول به کار بوده و همزمان با این جنایت شرکت تعطیل شده است. تحقیقات محلی نیز مشخص کرد، چهاردهم بهمن از داخل شرکت صدای درگیری به گوش رسیده که محمد پس از خروج ادعا کرده، درگیری بر سر اختلاف حساب با یکی از اعضای شرکت بوده است. تمامی دلایل و شواهد نشان از مشارکت محمد در ارتکاب جنایت داشت به همین دلیل دستگیری وی در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت و هماهنگیهای لازم با بازپرس برای دستگیری محمد انجام شد.
همزمان محمد با مراجعه به پلیس آگاهی خود را به عنوان قاتل معرفی و درباره انگیزهاش عنوان کرد: چهار ماه پیش یک دستگاه خودروی پرشیا را از مقتول خریدم اما اسناد مالکیت خودرو به نام پدر وی بود و به همین علت انتقال اسناد مالکیت آن به زمان دیگری موکول شد. این زمان همچنان به تعویق میافتاد تا اینکه باعث اعتراض من شد.
وی ادامه داد: روز حادثه از مقتول خواستم به شرکت من بیاید تا در این خصوص با هم صحبت کنیم. وقتی وارد شرکت شد، وضع روحی خوبی نداشت، زمانی که درباره علت تاخیر در انتقال سند پرسیدم، او به سمتم آمد و با هم درگیر شدیم. مقتول از لحاظ قدرت بدنی بسیار قویتر از من بود و درگیری لفظی ما به درگیری فیزیکی کشیده شد که در این هنگام با چاقویی که در شرکت بود چند ضربه به او زدم و وی زمین افتاد. در همان زمان، تعدادی از اهالی مجتمع به مقابل شرکت آمدند تا علت سر و صدا را جویا شوند که مدعی شدم با یکی از اعضای شرکت اختلاف مالی پیدا کرده بودم. تا ساعت 9 شب در شرکت ماندم تا مطمئن شوم کسی در ساختمان حضور ندارد. پس از آن، جسد را داخل پتویی قرار داده و داخل صندوق عقب خودروی پرشیا گذاشتم و داخل کانال آب رها کردم.
پس از اعتراف محمد به جنایت، وی با قرار قانونی در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت تا صحنه جنایت را بازسازی کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم