تا «کارنامه اسلام»

در کشور ما همواره بعضی عناصر کوشیده اند جریان روشنفکری را به سمت عرفی گری و تقابل با فرهنگ اصیل و بومی ایران سوق دهند اما بعضی همچون زنده یاد سیدجلال آل احمد با تیزبینی از این تله جستند
کد خبر: ۷۵۱۳۴
و با قلم و بیان عمیق و موثر خویش ، در مسیری مقابل این جریان طی طریق کردند و «غربزدگی» و «در خدمت و خیانت روشنفکران» را نگاشتند.
در میان نخبگان بعضی دیگر نیز بودند که در سیر تطور فکری خویش مراحل مختلفی را پشت سر گذاردند و در نهایت به دلیل انصاف و حق جویی به عمق مطلب یا لااقل جلوه هایی از آن دست پیدا کردند.
استاد عبدالحسین زرین کوب از جمله این گروه است. او اگر در مقطعی از حیات علمی اش نظریه ای را عنوان می کرد وقتی با گسترش و عمق مطالعات به نظر دیگری رسید، با شهامت و انصاف از رای پیشین عدول می کرد. لذا در کارنامه علمی او، هم «دو قرن سکوت» را می توان دید و هم «کارنامه اسلام» را.
افسوس که دست اجل در 24 شهریور 78 مهلت نداد تا جامعه از اندیشه این فرزانگان (در اوج پختگی علمی آنان) بیشتر بهره گیرد.


عبدالحسین زرین کوب پسر عبدالکریم عبائی معروف به شیخ زرگر، در 27 اسفند 1301 در محله بحرالعلوم کوی صوفیان در شهر بروجرد دیده به جهان گشود.
وی تحصیلات ابتدایی را در سال 1307 ش در مدرسه دولتی کمال شروع و در مدرسه غیردولتی اعتضاد در سال 1313 ش به پایان رسانید.
دوره دبیرستان را نیز در حالی که همزمان در مدرسه دینی بحرالعلوم به تحصیل ادامه می داد در آن شهر ادامه داد. در سال 1318 به دلیل تعطیلی تنها دبیرستان بروجرد به تهران آمد و ضمن ادامه تحصیل با مقدمات حکمت نیز آشنا شد و نزد شیخ ابوالحسن شعرانی با شرح تجرید و هدایه میبدی و قسمتی از امور عامه شفا آشنا گردید.
در معاشرت با بعضی روشنفکران جوان وقت هم با فلسفه معاصر غربی مانوس شد و مطالعه آثار نیچه ، جیمز فریزر، گرنت آلن و هربرت اسپنسر در اندیشه او تاثیر قابل ملاحظه ای بر جای نهاد.
در خرداد 1319 در مدرسه خان مروی در رشته ادبی تحصیلات دبیرستانی را پایان برد و موفق به اخذ مدرک دیپلم گردید.
بعد از فراغت از تحصیل ، شغل معلمی را برگزید و ابتدا در دبیرستان های خرم آباد و سپس بروجرد مشغول تدریس شد. در همین ایام که همزمان با شروع جنگ جهانی دوم و کشیده شدن دامنه جنگ به ایران بود، از طریق ارتباط با نظامیان ایتالیایی و آلمانی مستقر در بروجرد، با زبان آلمانی و ایتالیایی آشنایی یافت.
این در حالی بود که قبل از این با زبانهای عربی ، انگلیسی و فرانسه نیز آشنا شده بود.

تاسیس سازمان روشنفکران بروجرد
در سال 1322 با همکاری دکتر محمدعلی شهریاری با تاسیس کتابخانه و قرائت خانه ، سازمان روشنفکران بروجرد را پایه گذاری کرد و در قالب آن سازمان ، سخنرانی های سیاسی و اجتماعی متعددی برگزار نمود.

تحصیلات دانشگاهی
مهر ماه 1324 وارد دانشگاه ادبیات دانشگاه تهران شد و در سال 1327 به عنوان دانشجوی رتبه اول در رشته ادبیات فارسی فارغ التحصیل شد.
سال 1328 برای تحصیل در دوره دکتری پذیرفته شد و با دفاع از پایان نامه اش با عنوان «نقدالشعر، تاریخ و اصول آن» در سال 1334، تحصیلات دانشگاهی را با اخذ مدرک دکتری به پایان برد.
همزمان با تحصیل در مقطع دکتری سردبیری هفته نامه مهرگان به مدیریت محمد درخشش را نیز بر عهده داشت و با دایرهالمعارف اسلام در زمینه ترجمه و تالیف مقالات مختلف همکاری کرد.
همچنین انجمن ادبی سه شنبه را در سال 1332 تاسیس کرد که همه هفته با حضور استادان ، ادیبان و شاعران به مدت یازده سال ادامه یافت.

ازدواج
زرین کوب ، در سال 1332 با دکتر قمر آریان، همدرس دانشکده و همکار مطبوعاتی ازدواج کرد. آن دو 45 سال زندگی مشترک داشتند.

استادی دانشگاه
در سال 1335 با رتبه دانشیاری تدریس در دانشگاه را آغاز کرد و به تدریس تاریخ اسلام ، تاریخ ادیان ، تاریخ کلام و مجادلات فرق ، تاریخ تصوف اسلامی و تاریخ علوم پرداخت.
در همین سال برای مدت کوتاهی مسوول انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب شد. در سال 1339 به رتبه استادی نایل آمد.
ایشان مدتی نیز در دانشسرای عالی تهران و دانشکده هنرهای دراماتیک و مدرسه عالی پارس به تدریس مشغول شد و در موسسه لغت فرانکلین با مجتبی مینوی همکاری کرد.

فعالیت علمی در نشریات ادواری
در سال 1342 سردبیری مجله راهنمای کتاب را بر عهده گرفت و فصلی از آن را به معرفی ادبیات معاصر ایران اختصاص داد و با نشریاتی چون سخن ، یغما، جهان نو، دانش ، علم و زندگی ، مهر و فرهنگ ایران زمین نیز همکاری علمی داشت.

استاد میهمان در دانشگاه های امریکا
در سالهای 1347 الی 1349 به امریکا رفت و به عنوان استاد میهمان در دانشگاه های کالیفرنیا و پرینستون به تدریس تاریخ ایران و تاریخ تصوف پرداخت.
در مدت توقف در امریکا با زبان اسپانیایی نیز آشنا گردید. در سال 1349 به ایران بازگشت و به دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران منتقل شد و در دو گروه تاریخ و ادبیات مشغول تدریس گردید. در فاصله سالهای 1355 و 1356 مدیریت گروه را نیز بر عهده داشت.

ارمغانی برای زرین کوب
در آبان 1355 مجلس بزرگداشتی به مدیریت حمید ایزدپناه برای استاد زرین کوب در خرم آباد برگزار شد که نام آن را «ارمغانی برای زرین کوب» نهادند و مقالات و مطالب ارائه شده در مجموعه ای به همین نام گردآوری و منتشر شد.
در این مجلس، مردم و بزرگان فرهنگ ، ادب و تاریخ ایران از خدمات ایشان به تاریخ و فرهنگ تجلیل کردند که با توجه به سن و سال وی رویداد کم نظیر و نشان جایگاه والای علمی او بود.

سفرهای علمی به کشورهای مختلف جهان
او در طول زندگانی به سفرهای بسیاری به کشورهای مختلف جهان دست زد که عمدتا علمی و به منظور مطالعه، سخنرانی و... بوده است.

مجالس ادبی دوشنبه
استاد زرین کوب پس از معالجه و اقامت طولانی در آلمان و فرانسه به کشور بازگشت و در دانشگاه تهران مشغول تدریس شد. همچنین وی به یاری دوستان ادیب خود مجالس ادبی دوشنبه را برگزار نمود.

فعالیت های علمی
مرحوم زرین کوب سراسر عمر خود را وقف فراگیری علم و ارائه آن به جامعه ایرانی و جامعه جهانی نمود ایشان علاوه بر شرکت در گردهمایی ها و مجامع علمی بین المللی، در داخل کشور نیز فعال بود.
از جلسات ادبی هفتگی که بعضی از آنها همچون «دوشنبه» را خود پایه گذاری کرده بود گرفته تا کنگره های ایران شناسی، مجالس سخنرانی مختلف تاریخی و ادبی و جلسه های بحث و بررسی و غیره شرکت می کرد.
البته در سالهای آخر عمر به دلیل تشدید بیماری و مسائل و مشکلات ناشی از آن ، بیشتر وقت خود را به مطالعه کتابخانه ای، بویژه در کتابخانه شخصی خود سپری می کرد و به تالیف کتاب می پرداخت و به دعوتنامه های واصله از داخل و خارج جواب رد می داد.
وی در سال 1371 با دکتر محمد علی اسلامی ندوشن و دیگر دوستان خود در فراهم آوردن مقدمات تاسیس ایرانسرای فردوسی در توس همکاری کرد و با موسسه تحقیقات و پژوهش های اسلامی نیز تعامل داشت.
از سال 73 به سازمان نقشه برداری کشور کمک رساند و بالاخره از سال 1374 با دایرهالمعارف بزرگ اسلامی همکاری می نمود.

بیماری و مرگ
زرین کوب از سال 1353 دچار بیماری قلبی شد و این بیماری تا پایان عمر او را می رنجانید، وی چندین بار برای رهایی از این رنجوری و درد، تن به تیغ جراحان سپرد و برای درمان در بیمارستان های ایران ، امریکا، انگلیس ، فرانسه و آلمان بستری شد.
ولی در نهایت بیماری چنگ در جان رنجور او نهاد و عاقبت بعدازظهر 24 شهریور 1378 پس از عمری تحصیل ، تدریس، تحقیق و تالیف در بیمارستان پارس تهران جان به جان آفرین تسلیم کرد.

آثار
زرین کوب از پرکارترین ادیبان ، مورخان ، محققان و اسلام شناسان ایران می باشد که در طول نیم قرن تحقیق و مطالعه موفق به تالیف یا ترجمه بیش از 400 مقاله و کتاب شد.
آشنایی او با زبانها و ادبیات عربی ، انگلیسی و فرانسه و تا حدودی آلمانی و ایتالیایی به قول خودش هر کدام در هر نوبت دریچه ای از آفاق اندیشه را به رویش گشود. آثار وی در حوزه تاریخ، ادبیات ، عرفان ، نقد و حتی شعر، قصه و نمایش می باشد.
مهمترین آثار زرین کوب عبارت است از: آشنایی با نقد ادبی، ارزش میراث صوفیه، از کوچه رندان، با کاروان حله، بامداد اسلام، کارنامه اسلام، تاریخ مردم ایران، تاریخ ایران بعد از اسلام، تاریخ در ترازو، دو قرن سکوت ، در قلمرو وجدان، روزگاران ایران ، فلسفه شعر، شعر بی دروغ، شعر بی نقاب ، سرنی ، فرار از مدرسه، جستجو در تصوف ایران، پیر گنجه در جستجوی ناکجاآباد، پله پله تا ملاقات خدا، از گذشته ادبی ایران، نه شرقی، نه غربی، انسانی، از گذشته ادبی ایران، شعله طور، از چیزهای دیگر، با کاروان اندیشه، دفتر ایام، نقش بر آب ، یادداشت ها و اندیشه ها، از کوچه رندان ، نامورنامه و...

آرا و عقاید
اندیشه های زرین کوب در حوزه تاریخ نگاری با تاثیرپذیری از گفتمان فکری باستان گرا شروع و با گذشت زمان به واقع گرایی چرخش پیدا کرد.
بر این اساس وی تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی را «استمرار گذشته باستانی» آن می داند و معتقد است که با ورود اسلام به ایران نه تنها استمرار ایرانیت نگسست ، بلکه اسلام عاملی برای حفظ و استمرار فرهنگ پرمایه ایرانی شد و مردم ایران زندگی گذشته را در روشنی یک افق تازه ادامه دادند و در پایان جنگها، خشم و تعصب در نزد غالب و مغلوب جای خود را به «همسازی و دمسازی انسانی» داد.
وی در صدد بود در بازیابی هویت ملی ایران از عناصر فرهنگی و انسانی هویتی ایران باستان، ایران دوره اسلامی و دستاوردهای ناشی از تماس با فرهنگ و تمدن غرب به صورت تلفیقی بهره گیرد.
زرین کوب برای تاریخ، رسالتی خاص قایل است و اعتقاد دارد که در صورت ارائه فهم تاریخ ، بسیاری از مشکلات جامعه را می توان حل کرد و از پیشامدهای ناخوشایند آینده جلوگیری نمود.
برای او تاریخ «تبلور تمام اندیشه ها و تجربه های انسانی» است. در مورد فواید تاریخ بویژه برای جوانان می گوید: «آنها را زودتر از معمول به سطح عصر خویش می رساند.»
او به آینده تاریخ و انسان خوش بین است. این خوش بینی به حدی است که تاریخ را عین زندگی می داند ; البته «نه زندگی طبقه یا ملت خاص بلکه زندگی تمام انسانیت».
به جبری بودن تاریخ اعتقادی ندارد، بلکه در فلسفه نظری وی ، انسان در تاریخ محوریت دارد. به نظر او، برای انسان دیروز این مساله مطرح بود که تاریخ را چگونه تحمل می کند; در حالی که انسان امروزی خودش مسیر تاریخ را مشخص می کند.
خود او نیز با نگارش کتابها و مقاله های گوناگون ، سخنرانی ها و غیره تلاش می کرد که تاریخ ایران در مسیری بیفتد که جانمایه فرهنگ ریشه دار این کشور (یعنی انسانی بودن یا آنچه متضمن بلندنظری ، عدالت جویی و اعتدال است) به ایرانیان هویتی براساس مقتضیات روز بدهد و آنها را به وحدت منتهی به صلح و امنیت رهنمون شود. او برای انسانی تر شدن زندگی و روند تاریخ ، اخلاق محوری و دوری از تعصبات را توصیه می کند و می گوید: «تاریخ واقعی انسانیت را نیز ترقیات معنوی انسان به تصویر می کشد.»
وی راز ماندگاری ایران در کشاکش ایام را «فرهنگ انسانی» آن می داند. او این فرهنگ را مهمترین عنصر هویت ملی ایرانیان برمی شمارد و معتقد است که تمدن و فرهنگ ایران نه ماخوذ از شرق و نه گرفته شده از غرب است.
راه غرب و شرق هیچکدام قابل پیروی نیستند ; او فرهنگ انسانی را میراث مشترک بشریت تلقی می کند و در این زمینه جهان را وامدار فرهنگ ایرانی می داند.
زرین کوب درباره فرهنگ اسلامی نیز اثبات می کند که آن نیز قائم به ذات خود بود و غربی و شرقی نبود: «همه جا یک دین بود و یک فرهنگ: فرهنگ اسلامی که فی المثل زبانش عربی بود، فکرش ایرانی ، خیالش هندی بود و بازویش ترکی ، اما دل و جانش اسلامی بود و انسانی.
پرتو آن در سراسر قلمرو اسلام وجود داشت: مدینه ، دمشق ، بغداد، ری ، نیشابور، قاهره ، قرطبه ، غرناطه ، قونیه، قسطنطنیه، کابل ، لاهور و دهلی . زادگاه آن همه جا بود و هیچ جا.
در هر جا از آن نشانی بود و در هیچ جا رنگ خاصی بر آن قاهر نبود. اسلامی بود، نه شرقی و نه غربی.»
در مجموع می توان گفت که عشق به انسانیت و فرهنگ انسانی در یکایک آثار زرین کوب خودنمایی می کند.
حتی در علاقه او به باستان گرایی تاریخ ایران باستان ، بویژه عصر هخامنشی نیز بیش از هر چیز به ویژگیهای انسانی و فرهنگ انسانی موجود در تاریخ این عصر توجه می کند.
او همواره کوشید که انصاف و بیطرفی را رعایت کند و هر کجا از جاده انصاف دور شد، به آن اعتراف کرد و به واقع گرایی روی آورد. روحش شاد و راهش پررهرو باد.


منابع و ماخذ:
برای نگارش این مقاله از منابع زیر استفاده شده است:
1- درخت معرفت ، جشن نامه استاد دکتر عبدالحسین زرین کوب (مجموعه مقالات)، به کوشش علی اصغر محمدخانی، تهران، سخن،1376

2- یادگارنامه استاد دکتر عبدالحسین زرین کوب (مجموعه مقالات )، به کوشش علی دهباشی، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی،

1376 3-کارنامه زرین (مجموعه مقالات)، به کوشش علی دهباشی، تهران، دفتر پژوهش های فرهنگی،1379

4- عبدالحسین زرین کوب، نه شرقی، نه غربی، تهران، امیرکبیر، 2536 شاهنشاهی.

5- سجاد راعی گلوجه، «هویت ملی و ایرانی گری در تاریخ نگاری زرین کوب»، فصلنامه مطالعات ملی چهارم، ش 1 (مسلسل 15)،1382.

سجاد راعی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها