ایران در صورتی که از حقوق خود محروم نشود به همکاری کامل با آژانس بینالمللی انرژی اتمی ادامه میدهد.ایسنا: قسمت دوم متن رویکرد ایران به گزارش اخیر البرداعی به شرح زیر است:
کد خبر: ۷۵۰۵۴
چشم انداز آتی بر اساس آخرین ارزیابی کلی آژانس:
بعد از حدود 2 سال ، بررسیها ، نمونه برداری ها و تحلیل های فنی ، منسجم و فشرده ، موضوع اصلی مربوط به منشاء آلودگی اورانیوم با غنای پایین مشخص شده است. مدیرکل اظهارات ایران را تائید کرده است و گفته است که " بر اساس اطلاعاتی که در حال حاضر در اختیار آژانس می باشد، نتایج تحقیقات نشان می دهد که بیانیه ایران در مورد منشاء خارجی داشتن آلودگی با غنای بالا اورانیوم صحت داشته است" در پی همکاری کشور ثالث اظهارات ایران در این زمینه بار دیگر مورد تائید قرار گرفت.
مدیرکل همچنین گزارش کرد که قصورهای صورت گرفته در گذشته در حال اصلاح می باشد. همه مواد هسته ای اعلام شده در ایران مورد حسابرسی قرار گرفته و در نتیجه مشخص شده است که هیچ ماده ای به سوی فعالیتهای ممنوعه منحرف نشده است. آژانس همچنان فعالیتهای پادمانی در ایران و اجرای موافقتنامه پادمان جامع و پروتکل الحاقی را تحت نظارت خود دارد. ایران مصمم است طبق موافقتنامه پادمان و پروتکل الحاقی با آژانس همکاری کامل به عمل آورد.
نقطه نظراتی پیرامون گزارش مدیرکل
نظرات عمومی :
اینکه از مدیرکل خواسته شود که یک گزارش جامع برای هر اجلاس شورای حکام ارائه دهد و گزارشات جدید کاملا تکرار گزارشات قبلی در خصوص فعایتهای ایران در 26 سال گذشته باشد، نه تنها فشار سنگینی بر دبیرخانه تحمیل می کند بلکه کشورهای عضو و مالا جامعه بین المللی نیز سر درگم می شوند بنابراین از آژانس انتظار می رود که به طور منطقی و با روشی کارآمد تنها تحولات جدید را به هر اجلاس گزارش کند و در مورد موضوعاتی که در گذشته مطرح بود و برخی از آنها در سال گذشته حل و فصل شده است صرف دادن اشاره به گزارشات قبلی کافی می باشد تا خواننده اشتباها اینگونه تلقی نکند که موضوع جدیدی اتفاق افتاده است. همه گزارشات قبلی در پایگاه اینترنتی آژانس موجود می باشد و نیازی نیست که دبیرخانه ، وقت و بودجه هنگفتی را از بودجه عادی کشورهای عضو برای تهیه و ارائه اینگونه مطالب تکرای صرف کند.
گزارشاتی که به شورای حکام ارائه می شود بایستی موجز باشد و به موضوعات عمده بپردازد و کشورهای عضو را از آخرین تحولات مطلع نماید و اقدامات آتی را که قرار است از سوی دبیرخانه صورت گیرد ، برشمارد.
لازم به ذکر می باشد که نبایستی در این قضیه مدیرکل را مقصر دانست چراکه ایشان موظف است آنچه را که از سوی کشورهای عضو از جمله شورای حکام از وی خواسته شده است ، انجام دهد.
در این جا هدف این نیست که به جزئیات گزارش مدیرکل پرداخته شود و ذیلا تنها به مواردی که بیشترین سر در گمی را بوجود آورده است ذکر می گردد:
استخراج سنگ اورانیوم و کنسانتره کردن آن (بندهای 31 28)
در ابتدا بایستی به این نکته توجه شود که گرچه ایران طبق موافقتنامه همه جانبه پادمان (INFCIRC/214) تعهدی برای مطلع کردن آژانس از معادن اورانیوم ندارد ، اما در طول 25 سال گذشته اطلاعات جامعی را در مورد معادن اورانیوم از جمله معدن گچین در بندرعباس ارائه داده است که در کتاب منتشر شده از سوی آژانس با عنوان " منابع اورانیوم، تولید و تقاضا، معروف به کتاب قرمز " منتشر شده است.
در جریان بازدید رئیس بخش عملیات B آژانس از معدن اورانیوم و کارخانه کنسانتره در بندر عباس ، رئیس تیم اسکورت ملی به ایشان یادآور شد که بعد از اینکه ایران تصمیم گرفت داوطلبانه پروتکل اضافی را قبل از تصویب آن در مجلس اجرا نماید، ایران اظهار نامه های مربوط را تکمیل کرده که قبلا به آژانس تسلیم شده است. طبق بند الف (شق V ) ماده 2 پروتکل اضافی " ایران بایستی اظهار نامه ای را حاوی اطلاعات در خصوص مکان ، وضعیت عملیاتی و برآورد ظرفیت سالانه تولید از معادن اورانیوم و کارخانجات کنسانتره اورانیوم و کارخانجات کنسانتره توریوم و نیز تولید سالانه فعلی این معادن و کارخانجات کنسانتره در ایران ارائه نماید. ایران طبق درخواست آژانس بایستی تولید جاری سالانه هر یک از معادن و کارخانه کنسانتره را ارائه دهد. محتوای این اطلاعات شامل حسابرسی تفصیلی از مواد هستهیی نمی شود".
رئیس بخش عملیات B اداره پادمان آژانس از ایران خواست که در چارچوب روحیه همکاری و شفافیت اطلاعات ذیل را به آژانس ارائه دهد:
1 نقشه های طراحی.
2 دانش فنی استخراج اورانیوم که از سوی سازمان انرژی اتمی ایران در اختیار شرکت کیمیا معدن قرار گرفته است .
3 قرارداد میان سازمان انرژی اتمی ایران و شرکت کیمیا معدن.
با این درک که این همکاری به صورت شفاف صورت می گیرد و این تصور که این اطلاعات تنها اطلاعات تکمیلی مورد نیاز آژانس می باشد ایران اطلاعات درخواست شده را همراه با اسناد حجیم آن ارائه نمود . اما متعاقب آن آژانس بار دیگر اطلاعات بیشتری را در مورد اسناد اصلی زیر خواستار شد :
1 قرارداد میان سازمان انرژی اتمی ایران و کیمیا معدن برای پروژه آسیاب گچین.
2 مهندسی طراحی ، اولین الی آخرین نسخه ها (که برای ساخت و ساز مورد تصویب قرار گرفت) برای احداث ساختمانهای اداری و ساختمان پردازش شیمیایی و ساختمانهای پردازش سنگ معدن اورانیوم.
3 مهندسی طراحی ، اولین الی آخرین نسخه ها (که برای ساخت و ساز تصویب شد) برای اقلام عمده در تجهیز روند پردازش شیمیایی مثل مخازن شستشوی برای تصفیه ، ستون استخراج ، تجهیزات مربوط به تبخیر و انبساط و ایستگاه خرد کردن و سائیدن U308
4 دستور خرید اقلام عمده تجهیزات پردازش شیمیایی که در بند 3 فوق ذکر شد.
5 دستور خرید اقلام عمده تجهیزات مربوط به پردازش سنگ معدن اورانیوم (مسیر آسیاب) و مسیر آسیاب جدید.
همچنین توضیح داده شد که طبق قرارداد ، شرکت کیمیا معدن تنها متعهد است که متن نهایی اسناد و طراحی ها را به سازمان انرژی اتمی ارائه دهد و اینکار قبلا انجام شده و سند نهایی از سوی این شرکت به سازمان تسلیم شده است. شرکت الزامی برای ارائه اسناد ابتدایی و موقتی ندارد.
در عین حال کیمیا معدن به صورت غیر رسمی برخی اسناد مربوط به این پروژه از جمله اولین نسخه های اسناد این پروژه و اولین نسخه های طراحی را بعد از انحلال شرکت به سازمان انرژی اتمی ارائه داد (که متعاقبا9 به بازرسان آژانس ارائه شد)
طراحی های مهندسی به نشست ماه اوت 2005 ارائه گردید. در این طراحی ها مخفف اسامی افرادی که در طراحی نقشه ها و یا کنترل و تصویب آن نقش داشتند و نیز اشاراتی که به شماره پروژه و اسامی کارکنان شرکت (شرکتهای فرعی و طرف قرارداد شرکت کیمیا معدن) که این طراحی ها را آماده کرده بودند از طرف این شرکت خصوصی با ماژیک سیاه در دو سوی کاغذهای ارائه شده پوشانده شده و به بازرسان گفته شده که پوشاندن اسامی برای حفاظت از اسرار تجاری مربوط به یک شرکت خصوصی بوده است.
آژانس در گزارش بازرسی خود نتیجه گیری کرد که از اطلاعات باقی مانده موجود برای آژانس در خصوص این اسناد هیچ سر نخی که بتوان نتیجه گیری کرد که اسناد مذکور اسناد اصلی نمی باشند بدست نمی آید.
بعد از بررسی اسناد خرید تکمیلی که به بازرسان ارائه شد آنها نتیجه گیری کردند " روشن است که کار اولین مدار آسیاب اورانیوم بسیار گسترده بوده است و در یک دوره زمانی کوتاه برقرار شده است" بنابراین اظهارات ایران مبنی بر اینکه اینکار در یک دوره کوتاه صورت گرفته مورد تائید آژانس قرار گرفت.
گرچه ایران به طور فعال اسناد اصلی متعددی را در زمینه دانش فنی ، طراحی و حتی اسناد خریدی که مربوط به ماموریت فنی بازرسان نبوده را ارائه کرد اما ایران نگرانی جدی خود را از این مطلب بیان داشت که این درخواستها ورای پروتکل اضافی است و رویه جدیدی را بنا می نهد که تاثیر منفی بر تصمیمات دیگر کشورها که در حال بررسی و یا تصویب پروتکل اضافی هستند می گذارد.
بازرسی از پایگاههای نظامی :
در شرف تشکیل اجلاس شورای حکام ، بر حجم تبلیغات سیاسی آمریکا علیه ایران از طریق طرح ادعاهای بی اساس افزوده شده است.
این نکته تا حدودی موجب دلسردی است که همکاری فعالانه ایران در اعطای دسترسی فوری به پایگاههای نظامی که ارتباط مستقیم با امنیت ملی دارد ، آنطور که باید و شاید در گزارشات به شورای حکام لحاظ نشده است. حقیقت این است که در مواردی که بازرسیهای آژانس پوچ بودن این ادعاها را ثابت کرده است به نحو صحیح به مدیرکل و نیز برای عموم گزارش نشده است بنابراین ضروری است که هر چه سریعتر مقررات قانونی توسط آژانس به تصویب برسد که مانع از طرح و تکرار ادعاهای بی اساس توسط یک کشور عضو علیه دیگران شود تا تحقق یافتن این امر آژانس بایستی دقت لازم را در مورد عواقب تداوم چنین روندی به کار بندد. ذیلا به اختصار به بررسی سه مورد ادعاهای بی اساس در مورد کلاهدوز ، لویزان شیان و پارچین پرداخته می شود:
در بند 49 مدیرکل گزارش کرده است که حیطه اختیارات قانونی آژانس برای راستی آزمایی فعالیتهای اتمی مربوط به سلاحهای هسته ای محدود است. در عین حال ، آژانس همچنان خواستار همکاری ایران است که موارد مطروحه در گزارشات و موضوعات مربوط به تجهیزات ، مواد و فعالیتهایی که در حیطه امور نظامی متعارف و حیطه غیر نظامی و نیز حیطه هسته ای نظامی کاربرد دارد پیگیری شود. ایران به عنوان یک اقدام شفاف سازی به آژانس اجازه داد که از پایگاههای مرتبط با فعالیتهای دفاعی یعنی کلاهدوز، لویزان و پارچین بازدید نماید. در حالی که آژانس هیچ فعالیت هسته ای مرتبط در کلاهدوز نیافت. هنوز هم در حال ارزیابی اطلاعات است و (منتظر دریافت اطلاعات تکمیلی) در خصوص پایگاه لویزان می باشد. آژانس هنوز منتظر است که بازدید مجدد از پایگاه پارچین را بیابد".
1 نظرات عمومی :
الف) در صورتی که دبیرخانه در صدد کسب اختیارات قانونی بیشتری ، فراتر از اساسنامه آژانس ، موافقتنامه جامع پادمان ( INFCIRC/153 ) و پروتکل اضافی (INFCIRC/540 ) است نبایستی این موضوع را به هنگام بررسی موضوع ایران مطرح کند. بایستی این موضوع را مد نظر داشت که بسیاری از کشورهای عضو از قبل نگرانی جدی خود را نسبت به افزایش چارچوبهای حقوقی و اختیارات فعلی در مقطع حاضر که هنوز بسیاری از کشورهای عضو در حال بررسی جهت امضاء یا تصویب پروتکل اضافی هستند ، ابراز داشته اند و اظهاراتی که حاکی از ضعف ، نقص یا کمبود در پروتکل اضافی باشد می تواند جامعیت این پروتکل را زیر سوال برده و آینده آنرا دچار مخاطره کند.
ب) به رغم تبلیغات سنگین و نیات سیاسی علیه ایران ، آژانس نتوانسته است حقایق مربوط به همکاری کامل ایران در اعطای دسترسی به پایگاههای نظامی ، نمونه برداری ها و نتایج یافته هایش را به طور شایسته و بایسته ، منصفانه و زمان مناسب به جامعه بین الملل منعکس نماید .
ج) این نگرانی جدی است که دبیرخانه یک موضوع جدیدی را یعنی "تجهیزات و مواد با کاربرد دوگانه " را مطرح می سازد. این عبارت در ابزارهای حقوقی الزام آور آژانس مثلا موافقتنامه های پادمان ، شناسایی یا تعریف نشده است. بازکردن حیطه تعدادی از اقلام که کاربردهای متعدد در پزشکی ، کشاورزی و صنعت دارد یک خطر بزرگ برای اعتبار و کارایی و اختیارات آژانس است . کشورهای عضو نگرانی جدی در مورد رویه های جدید بویژه چنانچه این رویه ها ورای اصطلاحات و اشارات تعریف شده و قابل قبول پادمانهای آژانس باشد ، دارند . دبیرخانه از ویژگیهای استفاده دو گانه از تجهیزات که از سوی گروه تامین کنندگان هسته ای ( NSG ) عنوان شده را در بازدیدهای خود از پایگاه لویزان و پارچین بکار برد به گونه ای که گویی توصیه های NSG از نظر حقوقی برای کشورهای عضو الزام آور است .
2 نظریات خاص و مشخص :
در خصوص پایگاه کلاهدوز آژانس نظر خود را تنها محدود به عبارت زیر کرده است:
باید توجه داشت که در خلال بازدید از کلاهدوز ، بازرسان ، بر اساس منبع اطلاعاتی آشکار ، درخواست نمودند ، در همان محل ، همچنین از سایت نظامی دیگری در نزدیکی کلاهدوز ، به نام شهید کاظمی بازرسی نمایند ، به نشانه همکاری و شفافیت، ایران بسرعت ( ظرف 15 دقیقه ) امکان دسترسی به این سایت را فراهم نمود. همچنین یادآوری می گردد که در خلال همین بازدید ، آژانس درخواست دیگری را برای دسترسی به محلی که به نظر آژانس یک سایت نظامی بود بعمل آورد . این درخواست نیز برآورده گردید بعدا ملاحظه شد که محل مذکور یک انبار دارویی می باشد و نه آنگونه که منابع آشکار ادعا کرده بودند که یک سایت نظامی است. این همکاریهای فعالانه مهم ایران هرگز در گزارشهای ارائه شده به هئیت حاکمه منعکس نگردید .
ب) در ارتباط با سایت لویزان شیان بعد از شماری از ملاقتها ، به بررسی سوابق ، بازرسیها، نمونه برداری و مصاحبه ها آژانس در پاراگراف 37 اطلاع می دهد که از اکتبر سال 2003 ایران بر اساس درخواست بعمل آمده و بعنوان یک اقدام شفاف ساز، امکان دسترسی آژانس به اطلاعات و اماکن اضافی معینی را که خارج از موافقتنامه پادمان و پروتکل اضافی است فراهم نمود . گرچه دبیرکل نسبتا گزارش نمود که این بازدیدها و بازرسیها در جوی از شفافیت سازی و همکاری و نه اجباری بعمل آمدند اما حقیقت مورد تاکید قرار نگرفت که نتایج نمونه برداری و تحقیقات حاکی از یافت نشانه ای برخلاف اظهارات ایران نبوده و لذا ادعاهای بعمل آمده بی اساس می باشند .
دبیرکل در پاراگراف 39 گزارش، اطلاع داد که به نظر می رسد اطلاعات ارائه شده توسط ایران با توضیحات داده شده در مورد تخریب ساختمانهای موجود در منطقه لویزان شیان مطابقت دارد .
ج ) در ارتباط با پارچین ، آژانس مطلع گردید که این سایت بعنوان یک سایت نظامی متعارف کاملا شناخته شده بوده و در آن هیچگونه فعالیتی که قابل اظهار به آژانس باشد وجود ندارد اما بعنوان یک عمل شفاف سازی و به منظور رفع هر گونه ابهام و اثبات اینکه ادعاها بی اساس می باشند ، از بازرسان آژانس مشروط به اینکه ملاحظات امنیتی ایران را رعایت نمایند استقبال می شود. متن این مباحثات و تصمیمات اکنون به منظور ارائه تصویری روشن از تحولات منعکس می گردد.
در خلال این ملاقات ، هئیت ایرانی اعلام نمود:
- جمهوری اسلامی ایران مصمم است نگرانیهای جامعه بین الملل را با اجرای موافقتنامه پادمان و پروتکل اضافی رعایت نماید البته ایران از ادامه ادعاهای بی اساس کشوری معین و گروه تروریستی شناخته شده و درخواستهای آژانس برای بازدید که بر اساس این ادعاها است نگران می باشد .
- ایران به آژانس اطمینان می دهد که مجتمع پارچین یک سایت هستهای نبوده و هیچگونه فعالیتی که براساس موافقتنامه پادمان و پروتکل الحاقی قابل اعلام باشد ، در آن بعمل نمی آید .
- جمهوری اسلامی ایران بر این اعتقاد است که درخواستهای مکرر آژانس برای بازدید براساس چنین ادعاهایی ، همانگونه که در بازدیدها و بازرسیهای قبلی ثابت گردید ، بی اساس بوده و اعتبار و شهرت آژانس را بخطر می اندازد.
با توجه به نگرانیهای فوق و رعایت نکات ذیل توسط آژانس ، ایران با دسترسی آژانس به سایت پارچین موافقت نمود :
الف) درخواست آژانس، تا جائیکه به طول و عرض و مشخصات جغرافیایی محل مربوط می شود، باید به اندازه کافی مشخص باشد.
ب) آژانس محلی را با بالاترین اولویت در مجتمع انتخاب خواهند نمود.
پ) بازرسان آژانس مقررات امنیتی وزارت دفاع را بطور کامل در خلال بازدید رعایت خواهند نمود.
ت) آژانس از انتشار اطلاعات بدست آمده در خلال بازدید از این سایت (چه شفاهی و چه کتبی)، با توجه به ماهیت محرمانه بودن اینچنین اطلاعاتی، اجتناب خواهد نمود.
ث) با توجه به تاثیرات منفی احتمالی در افکار عمومی ایران و در نتیجه بر همکاری آینده، آژانس قبل از انجام بازدید، این موضوع را به اطلاع عموم نخواهد رساند.
ج) پس از بازدید و اثبات کذب بودن (ادعاها) و فقدان مدرک مبنی بر انحراف برای اهداف ممنوعه، آژانس، رسما9 ، ماهیت بی پایه و اساس ادعاها به اطلاع جامعه بین الملل خواهد رساند.
چ) با توجه به تاثیرات منفی چنین ادعاهای بی پایه ادامه دار و بازدیدهای آژانس، انتظار می رود که چنین روندی ادامه نیابد.
ح) هرگونه درخواستی در آینده، برای روشن سازی یا دسترسی، بر طبق موافقتنامه پادمان ایران و پروتکل الحاقی خواهد بود.
در همین ملاقات، آژانس منطقه ای را که دارای بالاترین اولویت می باشد انتخاب نمود. مدیرکل نیز این توافق را تایید نمود. البته وی درخواست نمود، در صورت امکان، منطقه دیگری نیز مورد بازدید قرار گیرد، اما تاکید گردید که این درخواست شرطی برای توافق بعمل آمده نمی باشد. قبل از حرکت بازرسان به سوی این سایت، مقامات ایرانی فرصت دیگری برای آژانس داد تا در صورت علاقه منطقه دیگری را بجای آن انتخاب نماید.
بازرسان اطلاع دادند که آنها کماکان مایلند منطقه تعیین شده در ملاقات وین را بازرسی نمایند. این بازرسی همانگونه که در گزارش مدیرکل تایید شده است با همکاری کامل وزارت دفاع بعمل آمد. در پاراگراف 41 گزارش سپتامبر 2005 (GOV/67/2005) مدیرکل همچنین گزارش داد : " آژانس دسترسی آزادانه به آن ساختمانها و اطراف آن داشت و اجازه داشت نمونه های محیطی بگیرد که نتیجه آن حاکی از عدم وجود هرگونه ماده هستهای یا تجهیزات یا موادی مرتبط که مصرف دوگانه داشته باشد، بود" بنابراین درخواست جدید برای بازدید از پارچین، خلاف موافقتنامه ای بود که در بالاترین سطح در وین حاصل شد و متعاقب آن بازرسی به شیوه ای بسیار رضایت بخش همانگونه که قبلا9 در گزارش آژانس نیز مطرح شد انجام گردید.
پروژه تحقیقات پلوتونیوم ( بندهای 8 و 24 مندرج در سند GOV/67/2005)
عبارتهای "اطلاعات جدید" در بند 8 و "یافته پیشین آژانس مبنی بر اینکه زمان تولید محلولهای پلوتونیوم در شیشه ها به نظر کمتر از 12 الی 16 سال می باشد" و این که گفته شده است پلوتونیوم بعد از سال 1993 جدا سازی شده "درست نمی باشد" ایران این اختلاف فنی در مورد" زمان تولید" پلوتونیوم را در بیانیه خود به شورای حکام در ژوئن 2005 روشن ساخت و بدین ترتیب ابهامی که قبلا در این زمینه وجود داشت ، مرتفع گردید. (به ضمیمه 3 این سند رجوع شود)
از آژانس انتظار می رود که به جای ارائه اطلاعات فنی کوچک و نسبی که می تواند خواننده غیر فنی را دچار اشتباه سازد ، تصور کاملی از این موضع ارائه دهد . به عنوان مثال این عبارت در بند 24 که می گوید "تعداد کل مواد موجود در این محفظه بیشتر از آنچه اعلام شده بوده است" ممکن است سوء برداشت ایجاد کند زیرا که آژانس از این حقیقت آگاه است که تعداد کل مربوط به بسته ها بوده است و نه لزوما تعداد محفظه ها . در اینجا موضوع میزان مواد هسته ای پرتو افشانی شده مطرح است و نه ظروفی که بایستی به عنوان زباله کنار گذاشته شود ! همچنین باید یادآور شد که خود ایران پیشنهاد داد که از مواد زباله ای پرتو داده شده نمونه برداری شود زیرا این مواد بازفرآوری نشده بودند و بدین ترتیب تاریخ پرتو افشانی و جدا سازی را می شد مشخص نمود.
غنی سازی سانتریفیوژ ( 1 - p و 2 - p ) :
بعد از دو سال بحث و گفتگو مشترک میان ایران و آژانس و انجام بازدیدهای متعدد و مصاحبه با کارشناسان، مقامات ذیربط در این پروژه ، نمونه برداریهای محیطی که به حل و فصل موضوع کلیدی مربوط به آلودگی مواد اورانیوم با غنای بالا و اورانیو.م با غنای پایین، منجر شد ، آژانس به نقطه أی رسید که می توانست به صداقت کامل بودن و صحت اطلاعات ارائه شده از سوی ایران در زمینه برنامه های غنی سازی را اعلام کند. اما تا این زمان ایران از چنین اعلامی به خاطر فشارهای سیاسی برخی کشورهای غربی خودداری کرده است. این کشورها این موضوع را با فعالیتهای فوق العاده غیرفنی و بررسیهای اطلاعاتی به اصطلاح شبکه هستهای گره زده اند. بازرسان آژانس با سابقه علمی و هستهای صرفا9 به فعالیتهای امنیتی اطلاعاتی می پردازند که مستلزم همکاری نزدیک با آژانس های اطلاعاتی کشورهای غربی است. در عین حال دبیرخانه ادعا می کند که تصمیمات شورای اجرایی را اجرا می کند بنابراین ضرورت فوری دارد که یک سازوکار قانونی بوجود آید که وظیفه آن ارائه مشورتهای حقوقی به کشورهای عضو شورای حکام قبل از تصویب هر تصمیم یا قطعنامه است تا اینکه تعلیق تصمیمات و قطعنامه های شورا با اساسنامه آژانس تضمین شود. این فعالیتها مطمئنا9 خارج از وظایف اساسنامه ای آژانس است. بیشتر موضوعات مربوط به P2 , P1 که هنوز آژانس آنها را معوق در نظر می گیرد، اطلاعات مربوط به معامله انجام شده با دلالان است. آژانس اصرار دارد اطلاعاتی را در مورد تاریخ و مکان ملاقات با دلالان و ریز صورت مذاکرات انجام شده در این ملاقات ها و فهرست افراد شرکت کننده در ملاقاتها، شغل و آدرس این افراد، گذرنامه اصلی خدمت یا شخصی کارشناسان ایرانی، میزان پول پرداخت شده و غیره را دریافت دارد. این در حالی است که در مواردی که نام تامین کنندگان در بازرسیها مشخص شده بود بعدها از دریافت مجوزهای صادراتی محروم شدند (ایران در جریان بازرسی نام این افراد یا شرکتها را مخفی نگاه نداشته بود) یا اینکه برخی از دانشمندان ایرانی که علاقمند به شرکت در کنفرانسهای بین المللی یا سفرهای شخصی بودند متاسفانه از دریافت روادید محروم ماندند.
بدون شک هیچ کشور عضوی نمی تواند تصور این را بکند یا به بازرسان آژانس اجازه دهد که به خط قرمزهای امنیت ملی و مسائل خصوصی اتباع اش وارد شوند.
خلاصه :
با عنایت به اینکه :
- بعد از 1300 نفر روز بازدید منسجم و فعال از ایران
- اجرای کامل پروتکل اضافی ، از جمله انجام بیش از 20 بازدید تکمیلی که برخی از آنها تنها 2 ساعت یا کمتر از دو ساعت اطلاع قبلی در دو سال گذشته صورت گرفته است
- آژانس تائید دارد که آژانس هیچ مدرکی دال بر اینکه مواد و فعالیتهای هسته ای ایران به اهداف ممنوعه منحرف شده است ندارد
- از همه مواد هسته ای صورت برداری شده است
- ایران تصمیم گرفته یک اقدام فعالانه عمده دیگر یعنی تعلیق داوطلبانه فعالیتهای غنی سازی خود را انجام داده تا به آژانس این فرصت داده شود تحلیل های فنی خود را از نمونه برداری ها انجام دهد
- آژانس همان گونه که توسط مدیرکل گزارش شده است (سند شماره GOV/67/2005) تائید دارد که منشاء آلودگی اورانیوم با غنای بالا خارج از ایران بوده است. ثابت شده است که ذرات اورانیوم غنی شده در نتیجه غنی سازی در ایران نبوده است
- ایران موافقتنامه جامع پادمان را اجرا می کند و داوطلبانه پروتکل اضافی را اجرا می نماید به گونه ای که آنرا تصویب کرده است
- تاریخ تلخ گذشته در مورد انحصار طلبی ، تحریمها و نیز نقصان ابراز بین المللی الزام آور برای تضمین تامین هسته ای
- همان گونه که در بیانیه های گروه غیر متعهد ها و قطعنامه ها و حتی قطعنامه اخیر اجلاس فوق العاده شورای حکام آمده است ، تعلیق فعالیتهای مربوط به غنی سازی داوطلبانه و غیر الزام آور از نظر حقوقی بوده و یک اقدام اعتماد سازی به شمار می رود
- وجود سازکارهای کاملا توجیه پذیر و قابل اتکا از نظر فنی و پیچیدگی تجهیزات نظارتی در اداره پادمان های آژانس، می تواند فعالیتهای اعلام شده غنی سازی و سطوح غنی سازی را راستی آزمایی نموده و تضمین دهد که اینگونه فعالیتها صرفا برای اهداف صلح آمیز است
- جمهوری اسلامی ایران در مناسبتهای مختلف اعلام داشته است که از هیچ تلاشی برای اطمینان دادن به جامعه بین المللی در مورد صرفا صلح آمیز بودن فعالیتهایش دریغ نمی کند
- هیچ دلیلی برای ایران وجود ندارد که تعلیق داوطلبانه و کسالت آور تبدیل اورانیوم (UCF ) و غنی سازی را ادامه دهد چراکه همچنان از حق انکار ناپذیر خود در زمینه چرخه سوخت هسته ای محروم می ماند در حالی که هدف از آن تولید سوخت لازم برای راکتورهای تحقیقاتی و تاسیسات تولید انرژی هسته ای است.
نتیجه گیری :
بر اساس حقایق و اسنادی که در این مقاله به آن اشاره شده است ، کشورهای عضو آژانس بین المللی اتمی، بایستی روند تدریجی و سازنده را در چارچوب آژانس تسهیل نمایند و بدین ترتیب تضمین بیشتری در مورد چند جانبه گرایی و دیپلماسی چند جانبه داده شود. در عین حال کشورهای عضو باید مانع از آن شوند که یک کشور خاص که در مناسبت های دیگر سیاست یکجانبه ای را در تعارض با حقوق بین الملل اجرا کرده است و نگرانی جدی امنیتی جامعه بین المللی را به بهانه های واهی وجود سلاحهای کشتار جمعی نادیده گرفته است ، دستاوردهای آژانس را که تاکنون حاصل شده را به گروگان بگیرد و روند بررسی پرونده ایران را به خارج از آژانس منحرف سازد و در جهت رویارویی فشار آورد که مطمئنا9 می تواند امنیت منطقه ای و جهانی را به مخاطره اندازد.
جمهوری اسلامی ایران بار دیگر تعهد کامل خود را نسبت به اصول خلع سلاح هسته ای و عدم اشاعه ابراز می دارد و اعلام می دارد که تسلیحات هسته ای جایی در دکترین دفاعی ایران ندارد. جمهوری اسلامی ایران اعلام می دارد که مصمم است به همکاری کامل خود با آژانس بین المللی انرژی اتمی و اجرای تعهداتش طبق پادمان آژانس ادامه دهد بشرط آن که از حق انکار ناپذیر خود در استفاده صلحآمیز از انرژی هسته ای از جمله چرخه سوخت هسته ای که در اساسنامه آژانس و در پیمان عدم اشاعه تصریح شده است محروم نشود.