متن کامل نقد ایران بر گزارش البرادعی ( 1)

ایران روز گذشته نقد خود را به گزارش محمد البرادعی درباره برنامه هستهیی ایران تحویل اعضای شورای حکام داد و نارضایتی و موضعش را نسبت به این گزارش صریحا اعلام کرد. ایران اعلام کرد که "مصمم است به همکاری کامل خود با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و اجرای تعهداتش طبق پادمان آژانس ادامه دهد به شرط آنکه از حق انکارناپذیر خود در استفاده صلحآمیز از انرژی هستهیی از جمله چرخه سوخت هستهیی که در اساسنامهی آژانس و در پیمان عدم اشاعه تصریح شده است، محروم نشود".
کد خبر: ۷۵۰۵۲

خبرگزاری ایسنا به منظور شفافسازی این حرکت مقامات کشورمان ، متن این نقد را به صورت کامل و در دو قسمت منتشر میکند.

مقدمه:
با نگاهی مختصر به ابعاد حقوقی و فنی، به سادگی می توان به این نتیجه گیری رسید که جامعه بین المللی تا اندازه زیادی با جانب داری، و اطلاعات اغراق آمیز و سیاسی شده در ارتباط با برنامه ها و فعالیتهای هستهیی ایران به راه خطا رفته است.
موضوعات هستهیی ایران که بایستی به شیوه ای کاملا فنی در چارچوب آژانس بین المللی انرژی اتمی مورد بررسی قرار گیرد، سیاسی شده است. این امر به منظور منحرف ساختن توجه جامعه بین المللی از نگرانیهای امنیتی فوری و جدی ناشی از نقض ماده 6 معاهده عدم اشاعه سلاحهای هستهیی، وجود تعداد انبوهی از کلاهکهای هستهیی، تحولات اخیر در ساخت انواع جدید تسلیحات هستهیی بوسیله دو دولت هستهیی و مورد دیگر اما نه آخرین آنها یعنی تهدید بالقوه اتمی اسرائیل، که تنها کشور غیرعضو در NPT در منطقه استراتژیک خاورمیانه می باشد صورت می گیرد.
ضمن قدردانی از کار بسیار سازنده آژانس، و تلاشهای بی دریغ آقای دکتر البرادعی دبیرکل آژانس در حل موضوعات، با این حال ایران نگرانیهایی جدی درباره سوء تفاهم ها، آشفتگی ها، سوء برداشتها و دست کم گرفتن پیشرفت بسیار زیادی که تاکنون بوسیله تعدادی از اعضای شورای حکام برای حذف موضوعات صرفا9 فنی از چارچوب آژانس صورت گرفته است، دارد.
آنها تلاش می کنند اقتدار آژانس را با درخواست دستور العمل ها از سایر نهادهای بین المللی کاهش دهند.
این امر بدون شک در تعارض با اساسنامه آژانس است که آژانس بین المللی انرژی اتمی را یک نهاد مستقل مرتبط در زمینه انرژی اتمی در نظر می گیرد و اقتدار آن نیز در اساسنامه آژانس قرار دارد.
هر تلاشی در این راستا چندجانبه گرایی را به مخاطره می افکند. این سند که با هدف رفع ابهامات احتمالی در خصوص فعالیتهای هستهیی ایران تنظیم شده است، از نکات و موارد مطرح شده در اسناد گوناگون آژانس بین المللی انرژی اتمی، گزارشهای بازرسی و بویژه گزارشهای دبیرکل به شورای حکام بهره گرفته است که فهرست آنها به گزارش پیوست شده است.

بخش یک- مروری کوتاه بر برنامه ها و سیاست هستهیی ایران در گذشته ، حال و آینده:
فعالیتهای هستهیی ایران با تاسیس مرکز اتمی دانشگاه تهران و احداث راکتور تحقیقاتی پنج مگاواتی با سوخت 93% غنی شده بوسیله یک شرکت آمریکایی با عنوان AMF که از سال 1968 در آمریکا فعالیت خود را شروع نموده بود، آغاز گردید. لازم به ذکر است که دو راکتور تحقیقاتی مشابه تقریبا9 همزمان از سوی آمریکایی ها در پاکستان و ترکیه ساخته شد.
سازمان انرژی اتمی ایران AEOI در سال 1974 تاسیس گردید. AEOI موظف به کاربر روی چرخه سوخت و تکمیل نمودن آن شامل تولید بیست و سه هزار مگاوات برق با استفاده از نیروگاههای برق هستهیی گردید. AEOI مرکز اتمی به همراه راکتور تحقیقاتی 5 مگاواتی آنرا در اختیار گرفت. این مرکز از آن پس مرکز تحقیقات هستهیی NRC نام گرفت.
ایران یک قرارداد چرخه سوخت هستهیی ده ساله قابل تمدید با آمریکا در سال 1974 ، آلمان 1976 و فرانسه 1977 منعقد نمود. کشورهای غربی در ارائه چرخه سوخت هستهیی از جمله غنی سازی به ایران با یکدیگر رقابت می کردند.
باید یادآوری شود که در سال 1975، ده درصد سهام تاسیسات غنی سازی اورانیوم یورودیف Eurodif را که در تریکاستین فرانسه در حال ساخت بود و بخشی از فناوری غنی سازی توسعه یافته بوسیله یوردیف محسوب می شد خریداری نمود و برای خرید یک سهم از اورانیوم غنی سازی در تاسیسات جدید توافق بعمل آمد.
شاه همچنین یک میلیارد دلار بعنوان کمک مالی به شرکت مذکور داد اما ایران حتی یک گرم اورانیوم از کارخانه مذکور را که بشدت برای تولید رادیوایزوتوپهای راکتور خود و عمدتا9 برای استفاده های پزشکی نیاز داشت دریافت نکرد.
مسئله توجیه انتخاب انرژی هستهیی بعنوان یک گزینه برای ایران که گاز طبیعی و منابع نفتی داشت در آن زمان اصلا9 مطرح نشد. با در نظر گرفتن این واقعیت ها که نسبت به 30 سال قبل جمعیت ایران دو برابر شده است، قیمت نفت بشدت افزایش یافته است، کاربردهای گسترده محصولات نفتی که در صنایع پتروشیمی تولید شده اند و سرانجام گزارشهای IAEA در خصوص توجیه فنی و مالی انرژی هستهیی در کمک به عرضه انرژی ملی (طراحی توسعه نظام برق بوسیله WASP ) ، هیچ تردیدی وجود ندارد که یک استاندارد دو گانه با مقاصد صرفا9 سیاسی بر جمهوری اسلامی ایران تحمیل شده است.

آینده برنامه هستهیی :
مجلس ایران تولید 20 هزار مگاوات از انرژی هستهیی تا سال 2020 را تصویب کرده است. برنامه آینده مبتنی بر موارد و آمار زیر است:
-در دو دهه گذشته متوسط افزایش در تقاضای برق p.a. 8/37 بوده است و در دو دهه گذشته بالغ بر 91 درصد از تولید برق با استفاده از سوخت فسیلی بوده است.
-مزایای فرآوری سوخت فسیلی بجای سوخت آن در نیروگاه های برق (پتروشیمی و غیره).
-افزایش احتمالی بیشتر در قیمت سوخت فسیلی در دهه های آینده.
-امتیاز انرژی هستهیی با توجه به تاثیرات زیست محیطی (آلودگی، تاثیرات گلخانه ای).
-با در نظر گرفتن تجربه تلخ گذشته مبنی بر فقدان تضمینهای حقوقی الزام آور برای عرضه و سرمایه گذاری انبوه در خصوص چرخه سوخت هستهیی بومی و دست آورد 25 سال گذشته که با تحریم همراه بوده ایران مجبور است فعالیتهای خود در زمینه چرخه سوخت هستهیی تحت نظارت پادمانهای جامع آژانس را ادامه دهد.

سیاست عدم اشاعه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران :
پیمان NPT در سال 1974 در ایران اجرایی شد. متعاقب آن قرارداد پادمان جامع (INFCIRC/214) براساس مدل قرارداد (INFCIRC/153) منعقد شد.
رهبر کبیر و بنیانگزار انقلاب اسلامی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در موارد متعددی در صحبتهای عمومی خود سلاحهای هستهیی را محکوم کردند.
اگر ایران قصدکار روی سلاح هستهیی را داشت، باید آن موقع از NPT خارج می شد. زمان قابل توجیه برای خروج از NPT دقیقا9 بعد از پیروزی انقلاب بود، زیرا یک مرور انتقادی نسبت به همه توافقنامه های چندجانبه و دوجانبه که توسط رژیم پیشین صورت گرفته بود در حال انجام بود و این موضوع برای جامعه بین الملل منطقی و قابل هضم بود.
ایران تصمیم گرفت که عضویت و پایبندی خود را به NPT و قرارداد پادمان و اساسنامه آژانس حفظ نماید.
در طول 26 سال گذشته، انقلاب اسلامی ایران از هیچ تلاشی برای همکاری با آژانس تا جایی که مربوط به تعهدات این کشور طبق NPT است فروگذار نکرده است.
ایران تنها کشوری است که بصورت داوطلبانه در اواخر دهه 80 بازرسان آژانس به ریاست معاون مدیرکل آنزمان آژانس را دعوت کرد تا از تاسیسات ایران به انتخاب خود بازرسی بعمل آورند.
هرچند الزامی برای اعلام این تاسیسات طبق قرارداد پادمان جامع وجود نداشت.
علاوه بر آن، ایران در حال اجرای پروتکل الحاقی از دسامبر 2003 است و این اجرا بگونه ای است که گویا پروتکل الحاقی در ایران تصویب شده است.

تاثیرات تحولات بین المللی روی سیاستهای هستهیی ایران :
تحولات بین المللی مخصوصاٌ آنهایی که ذیلا9 مطرح می شوند، تاثیرات جدی روی سیاست هستهیی ایران، برنامه ریزی ها و فعالیتهای مربوطه ایران داشت:
- مجمع عمومی در سال 1980 قطعنامه ای را تصویب کرد تا یک کنفرانس بین المللی در مورد ارتقای همکاری بین المللی در زمینه های صلح آمیز هستهیی (UNPICPUNE) برگزار نماید.
کنفرانس دستور العمل داده شد تا محدودیتهای موجود را مشخص و پیشنهاداتی را برای ارتقای همکاریهای بین المللی در این زمینه ارائه نماید. شایان توجه است که این کنفرانس سازمان ملل آنقدر برای کشورهای درحال توسعه مهم بود که یک کنفرانس مقدماتی در سال 1983 از سوی کشورهای در حال توسعه و جنبش عدم تعهد NAM در هاوانا در این مورد برگزار شد.
بعد از تقریبا9 یک دهه زمینه سازی و مذاکره، نهایتا9 کنفرانس در سال 1987 در ژنو برگزار شد، اما در نتیجه ایجاد موانع از سوی برخی کشورهای صنعتی مخصوصاٌ کشورهای هستهیی غربی، این کنفرانس نتوانست به هیچ نتیجه گیری خاصی برسد.
- همین واقعه در آژانس نیز اتفاق افتاد، جائیکه کمیته تضمین عرضه که انتظار می رفت با ایجاد اصول شناخته شده بین المللی و اسناد الزام آور حقوقی عرضه هستهیی پایدار را تضمین نماید، در سال 1987 بعد از 8 سال مذاکره با شکست مواجه شد.
- فعالیتهای همکاریهای فنی (TC) آژانس که یک وظیفه اساسنامه ای مهم آژانس است و ارتباط مستقیم به کشورهای در حال توسعه دارد، توسط کمکهای داوطلبانه تامین اعتبار می شود.
در حالیکه بودجه فعالیتهای پادمان از طریق بودجه عادی آژانس تهیه شود. در طول سه دهه گذشته، کشورهای در حال توسعه خواهان بهبود وضعیت و ایجاد یک مکانیزم مطمئن و قابل پیش بینی برای بودجه همکاریهای فنی آژانس شده اند.
این انتظار مشروع بخاطر مخالفت برخی کشورهای توسعه یافته از جمله برخی کشورهای هستهیی تاکنون برآورده شده است.
هدف اصلی آنها این است که آژانس تنها یک سگ نگهبان باشد و وظایف ارتقایی آن به تدریج محو گردد. در برخی موارد با لحاظ ملاحظات سیاسی کشورهای تامین کننده اعتبار تهدید کرده اند که کمکهای داوطلبانه خود را کاهش دهند یا ارائه نکنند.
- آمریکا طبق قراردادی که پیش از سال 1979 با ایران منعقد کرده بود باید سوخت راکتور تحقیقاتی 5 مگاواتی تهران که تحت نظارت پادمانهای آژانس قرار داشت و کار آن تولید رادیوایزوتوپها با کاربرد پزشکی، کشاورزی و صنعتی بود را تامین می کرد.
این کشور نه تنها سوخت را ارائه نکرد بلکه دو میلیون دلار پول دریافت شده برای آن را نیز پس نداد.
ایران پروژه هایی را با آژانس برای تولید رادیوایزوتوپها با استفاده از این راکتور داشت. هیچ یک از سازمانهای بین المللی از جمله IAEA کاری برای بهبود وضعیت و مجبور کردن آمریکا برای عمل به تعهدات قراردادی و حقوقی خود که سبب توقف فعالیتهای هستهیی صلح آمیز بود نکردند.
با توجه به تحولات فوق الذکر که این ادعا را اثبات می کند که محور فعالیتهای ارتقایی اساسنامه آژانس همچنین مقررات ماده 4 NPT اجرا نشده است، همچنین تحریمهای مداوم برخی کشورها، جمهوری اسلامی ایران هیچ انتخابی جزء اتکا به منابع و قدرت انسانی خود برای اعمال حقوق ذاتی خود برای استفاده از انرژی هستهیی برای مقاصد صلح آمیز نداشت.

بخش دوم - نگاهی کوتاه به تحولات قبل و بعد از اختلاف سیاسی هستهیی ایران:
دکتر البرادعی ، مدیرکل آژانس اولین دیدار خود از ایران را در سال 2000 به عمل آورد که در آن دیدار به طور کامل درباره هدف سازمان انرژی اتمی ایران در اتخاذ فعالیتهای مشخص در زمینه فناوری چرخه سوخت هستهیی و ساخت تاسیسات مربوط به آن همچون تاسیسات تبدیل اورانیوم (UCF) به وی اطلاعات لازم داده شد.
اگرچه ایران در آن زمان هنوز به ترتیبات فرعی اصلاح شده نپیوسته بود با این وجود با کمال میل پرسشنامه اطلاعات طراحی (DIQ) مربوط به تاسیسات تبدیل اورانیوم در اصفهان و دیگر فعالیتهای مربوط به چرخه سوخت هستهیی را ارائه داد.
آژانس پرسشنامه اطلاعات طراحی (DIQ) تاسیسات تبدیل اورانیوم (UCF) را در سال 2000 دریافت نمود که حدود چهارسال پیش از زمانی بود که ایران براساس موافقتنامه جامع پادمانها (INFCIRC/214) متعهد شد که به آژانس گزارش دهد.
از اینرو ایده پرده برداری از فعالیتهای اعلام نشده همچون UCF یا پنهانکاری کاملا9 بی پایه و غلط است.
مدیرکل بار دیگر در سال 2003 به ایران دعوت شد او از کارخانه آزمایشی غنی سازی سانتریفیوژ اورانیوم (PFEP) در نطنز در 21 فوریه 2003 دیدن کرد.
او در دیدار با رئیس جمهور ایران این دستاورد عظیم را تبریک گفت. او به ایران پیشنهاد داد تا با موافقتنامه فرعی تعدیل شده همراهی و پروتکل الحاقی را امضاء کند.
رئیس جمهور پاسخ مثبت در قبال موافقتنامه فرعی داد و از کارشناسان آژانس دعوت نمود تا ابعاد مختلف فنی ، حقوقی و امنیتی پروتکل الحاقی را برای هموار نمودن مسیر روند تصمیم گیری بررسی نمایند.
مدیرکل هیچ تردیدی نداشت که ایجاد تاسیسات غنی سازی اورانیوم در تعارض با تعهدات پادمانها نیست و ایران بر اساس موافقتنامه پادمانها متعهد نبود که پرسشنامه های اطلاعات طراحی (DIQ) تاسیسات غنی سازی نطنز را قبل از آن دیدار ارائه دهد. ایران بایستی پرسشنامه های اطلاعات طراحی (DIQ) را تنها 180 روز قبل از خوراک دهی مواد هستهیی به تاسیسات ارائه می داد.
در نشست مارس 2003 شورای حکام، بعد از دیدار مدیرکل از ایران، نماینده یونان در بیانیه اش از سوی اتحادیه اروپا، اهمیت پذیرش اصلاح موافقتنامه فرعی موافقتنامه پادمانها از سوی مقامات ایران را خاطرنشان نمود، که ایران را متعهد می کند که اطلاعات اولیه طرح مربوط به تاسیسات را (که تا قبل از آن الزام قانونی برای آن نداشت) ارائه نماید.
در همان نشست نماینده انگلیس گفت که "از آنجایی که اصلاحیه موافقتنامه فرعی ایران، در پی دیدار مدیرکل از این کشور مورد پذیرش قرار گرفت، اگر آنها پیشتر اصلاح شده بودند، ایران ملزم به اطلاع رسانی اولیه تاسیسات غنی سازی می شد".
در واقع آژانس بسیار زودتر از آن زمانی که براساس موافقتنامه جامع خود، ایران ملزم به گزارشدهی بود، کاملا9 مطلع شد. چرا که کارخانه آزمایشی غنی سازی سوخت PFEP هنوز به طور کامل در آن زمان عملیاتی نشده بود و حتی هنوز نیز بعد از دو سال عملیاتی نشده است.
ایران بعد از دیدار مدیرکل به بازرسان آژانس اجازه داد تا نمونه گیریهای محیطی از کارخانه آزمایش غنی سازی سانتریفیوژ (PFEP) بعمل آورند. نتایج ارزیابی ها گواه بر وجود ذرات اورانیوم با غنای پایین و اورانیوم با غنای بالا بود.
این نتایج باعث ابهاماتی شد، چرا که کارخانه آزمایشی غنی سازی سانتریفیوژ (PFEP) دارای ظرفیت انجام چنین غنی سازی نبود.
از اینرو ایران تصمیم گرفت اطلاعات بسیار محرمانه مربوط به معاملات اجزای سانتریفیوژ با واسطه گران خارجی را در اختیار آژانس قرار دهد، واسطه گرانی که مسئول تحویل اقلام دست دوم و آلوده به جای اقلام نو بودند. ایران اعلام نمود که منبع این اورانیوم با غنای بالا و اورانیوم با غنای پایین از خارج از ایران می باشد.
نتایج اطلاعات تجزیه و تحلیل این نمونه ها که نیازمند زمان بیشتر برای بررسیهای فنی زمانبر بود تبدیل به موضوع مطرح در محافل دیپلماتیک در مقر آژانس و شورای حکام شد. چنین اطلاعات حساس محرمانه ای بلافاصله در رسانه ها منتشر می شد.
از اینرو یک مسأله کاملا9 فنی در مراحل اولیه تجزیه و تحلیل آن به عنوان خوراک تبلیغاتی برای مقابله سیاسی با یک کشور خاص مورد استفاده قرار گرفت که تلاش برای ایجاد اختلاف در جهت توجیه خارج کردن مساله از چارچوب آژانس، یگانه سازمان بین المللی مربوطه بود.
به عبارت دیگر، آن مصمم بود که سیاست یک جانبه خود را با وجود اینکه در دیگر مقاطع به طور جهانی محکوم شده بود، تحمیل نماید. نمونه هایی که در پی می آید ثابت خواهد کرد که بزرگنمایی و اتهامات پی در پی همچون 18 سال پنهانکاری فعالیتهای هستهیی از قبیل تبدیل اورانیوم کاملا9 بی پایه است.
1- با توجه به پادمانهای جامع، کنسانتره اورانیوم معروف به کیک زرد موضوع هیچگونه رویه های پادمان نیست به غیر از اعلام واردات و صادرات که در پاراگراف (a) 34 و b موافقتنامه پادمانها آمده است. ایران 530 تن از این مواد را وارد کرده و به آژانس اطلاع داده است.
اگرچه چنین موادی از قبل پادمان شده اند، اما این مواد کاملا9 توسط آژانس در 1998 حسابرسی شده اند.
پرسشنامه اطلاعات طراحی (DIQ) تاسیسات تبدیل اورانیوم (UCF) در سال 2000 به آژانس ارائه شده اند که قبل از زمانی است که ملزم به آن شد. ایران طی 26 سال گذشته تنها 58 کیلوگرم از این مواد را در چند پژوهش در حد آزمایشگاهی، بعضی در پایان نامه های دانشجویی، استفاده کرده است.
در چند مورد نتایج این تحقیقات به چاپ رسیده اند، در کنفرانسهای بین المللی ارائه شده اند و حتی در فرمهای درخواست بورس آژانس منعکس شده اند. علیرغم شفافیت کامل و مقدار بسیار کم اورانیوم طبیعی که در تحقیق و توسعه مورد استفاده قرار گرفته است محافل سیاسی سروصداهای زیادی درباره آن به راه انداخته اند.
پس از تقریبا9 دو سال تنش سیاسی، آژانس اعلام کرد که فعالیتهای تبدیل اورانیوم به طریق عادی اجرای پادمانها دنبال خواهد شد. (بند 6 و 43 از 2005/67/GOV)
2- کل مقدار پلوتونیوم جداسازی شده در فعالیتهای تحقیقاتی از سوی آژانس حدود 200 میلیگرم تخمین زده شده، در حالی که باید خاطر نشان ساخت که چندین تن پلوتونیوم مستمرا9 در حال تولید و جداسازی توسط کشورهای دارای سلاحهای هستهیی و همچنین کشورهای فاقد سلاحهای هستهیی عضو NPT می باشد.
همانطور که توسط مدیرکل گزارش شده، پروژه تحقیقاتی پلوتونیوم در سال 1993 خاتمه یافت. تجهیزات برچیده شده به بازرسان آژانس ارائه شده بود. لازم به یادآوری است که فقدان تمایز فنی روشن میان تولید، جداسازی و تخلیص پلوتونیوم در یکی از گزارشهای قبلی به شورای حکام سوء تفاهمات زیادی برای محافل غیرفنی و سیاسی ایجاد کرد (رجوع به ضمیمه 3).

همکاری پایدار و فعالانه ایران با آژانس و جامعه بین المللی :
الف) ایران همکاری نزدیکی با آژانس داشته است حتی فراتر از تکالیف حقوقی اش (از جمله اعطای دسترسی حتی به سایتهای نظامی، تسهیل مصاحبه با چندین نفر، اجرای پروتکل الحاقی بنحوی که گویی تصویب شده است، ارائه اطلاعات غیرمرتبط با پادمانها، تعلیق داوطلبانه ،...)
ب) ایران دیپلماسی چندجانبه با اعضای آژانس اعضای جنبش عدم تعهد و اتحادیه اروپا، چین، روسیه و دیگر کشورهای عضو شورای حکام را افزایش داد.
پ) ایران دو سال اخیر بطور فعالانه و به شیوه ای فوق العاده طی و بهمراه بازرسهای تقریبا9 مستمر که به 1300 ساعت نفر روز بالغ می گردد با آژانس همکاری داشته است که در تاریخ آژانس بی سابقه است.
ت) در یک اقدام تاریخی و بی سابقه، ایران تصمیم به تعلیق داوطلبانه و موقت فعالیتهای غنی سازی و بازفرآوری خود گرفت تا به آژانس فرصت دهد که فعالیتهای فنی خود را از جمله نمونه گیری و تجزیه و تحلیل نمونه های آلوده در نطنز را انجام دهد.
ث) مدیرکل در گزارش خود به شورای حکام تایید کرد که " از دسامبر 2003، ایران بنحوی بموقع دسترسی آژانس را به مواد، تاسیسات همچنین مکانهایی در کشور، طبق توافقنامه پادمان ها و پروتکل الحاقی تسهیل نموده است و به آژانس اجازه داده است نمونه گیریهای محیطی خواسته شده توسط آژانس را بعمل آورد.
ج) مدیرکل به شورا اطلاع داد که " از اکتبر 2003، همکاری ایران بنحو قابل فهمی بهبود یافته است".

اقدامات عمده ذیل توسط ایران مبنای این ارزیابی هستند :
- امضای پروتکل الحاقی در مورخ 18 دسامبر 2003
- اجرای موقتی و داوطلبانه پروتکل الحاقی در مورخ 18 دسامبر 2003، پیش از تصویب، گویی که ایران آنرا تصویب کرده است
- دسترسی کامل و نامحدود به تمامی مواد و تاسیسات هستهیی بویژه تاسیسات غنی سازی نطنز و UCF اصفهان
- دسترسی تکمیلی (بیش از 20 بار) طبق پروتکل الحاقی، در بسیاری موارد با اطلاع دو ساعت قبل از بازرسی یا کمتر
- ارائه اطلاعات مفصل در رابطه با واردات مواد و قطعات هستهیی مرتبط با سانتریفیوژ و فعالیتهای غنی سازی لیزر
- ارائه اطلاعات مفصل و کامل در خصوص تاریخچه، فعالیتها، تحقیقات، گزارشهای پیشرفت کار در خصوص فعالیتهای غنی سازی، تبدیل اورانیوم، جداسازی پلوتونیوم، معدن کاوی و تولید، راکتور تحقیقاتی ، تولید آب سنگین
- ارائه دسترسی به سایتهای نظامی بدنبال اتهامات توسط یک کشور خاص و گروههای تروریستی اپوزیسیون که از سوی آن کشور خاص حمایت می شود. بازرسی ثابت کرد که اتهامات بی پایه و اساس هستند
- در اکتبر 2003، به آژانس اجازه داده شد تا از مجموعه نظامی صنعتی کلاهدوز بازدید کند که از سوی گروه تروریستی (MKO,NRCI) اعلام شده بود که به فعالیتهای غنی سازی مرتبط است. بدنبال این بازرسی، آژانس در بند 49 گزارش مدیرکل (GOV/67/2005) گزارش نمود : نتایج هیچ نشانه ای از فعالیتهایی که استفاده از مواد هستهیی را در برداشته باشد را نشان نمی دهد
- در ژوئن 2004 ، به آژانس بازدید از مجموعه نظامی لویزان - شیان اعطا شد، جایی که آژانس از آن نمونه گیری محیطی بعمل آورد. همانطور که مدیر کل در بند 102 (GOV/83/2004) گزارش نمود : " ... نمونه های خاکی و گیاهی گرفته شده از سایت لویزان شیان تجزیه و تحلیل شده است و هیچ شواهدی از مواد هستهیی را نشان نمی دهد".
- در ژانویه 2005، دسترسی آزاد به سایت نظامی پارچین اعطا شد. نمونه های محیطی گرفته شد. مدیرکل سپس گزارش داد که نتایج هیچ نشان های از حضور مواد هستهیی نشان نداد و بازرسان آژانس هیچ تجهیزات یا مواد مرتبط دو منظوره را مشاهده نکردند
- فراتر از تکالیف و رویه های عادی، نسبت به انتقال قطعاتی از تجهیزات (laser collector, pu discs, ) و نمونه های از مواد برای تجزیه و تحلیل (تخریبی و غیرتخریبی) به لابراتوارهای آژانس اجازه داده شد، در کنار نمونه های محیطی (Swipes)
- ارائه اطلاعات در مورد کارخانه تولید آب سنگین، پیش از اجرای موقتی پروتکل الحاقی، در حالی که ایران در آن موقع طبق توافقنامه جامع پادمان (INFCIRC/153) موظف به چنین کاری نبود
- ارائه بیش از 1000 صفحه اظهارنامه های اولیه پروتکل الحاقی در مورخ 21 مه 2004 و متعاقبا9 بطور معمول این اظهارنامه ها را به روز نمود که توسط آژانس راستی آزمایی شده است.

تاثیر پذیری آژانس از فشارهای سیاسی
طرفهای ثالث در طول چالش هسته ای

عملکرد آژانس از زمانی که مناقشات شروع شد:
عملکرد آژانس را می توان بر مبنای کار ویژه ها و تصمیمات شورای حکام و دبیرخانه بطور خلاصه و به قرار زیر ارزیابی شود:
1- تحت فشارهای سیاسی از سوی کشورهای غربی، شورای حکام در موارد بسیاری سیاسی شد تا حدی که مسائل فنی فدا شدند و قطعنامه ها عمدتا9 فراتر از نص و روح اساسنامه آژانس و NPT بودند.
مقایسه میان مورد ایران و موارد دیگر که توسط شورای حکام طی این دوره بررسی شدند، اظهار ایران مبنی بر اینکه مورد تبعیض واقع شده و اینکه این نهاد فنی بین المللی تا حد زیادی سیاسی شده است را حمایت می کند.
مواضع و انتقادات تاریخی کشورهای عدم تعهد طی جلسات شورای حکام و نیز چهل و هشتمین نشست کنفرانس عمومی نشانه ای روشن از وضعیت موجود ناموجه است (ضمیمه 2).
2- عبارت " پنهانکاری" که اولین بار توسط آمریکا و سپس توسط دبیرخانه در گزارشهایش استفاده شد. کاملا9 نادرست و گمراه کننده می باشند.
عدم گزارش فعالیتهایی نظیر ایجاد تاسیسات اتمی که ایران موظف بود به موجب موافقتنامه جامع پادمانهای خود، آژانس را از طریق پرسشنامه اطلاعات مربوط به طراحی، فقط 180 روز قبل از تغذیه مواد هستهیی معین از آن مطلع می ساخت، به معنی پنهانکاری نیست. باید یادآوری کرد هنگامی که بعضی از فعالیتها و طراحی و ساخت تاسیسات آغاز شد، پروتکل الحاقی حتی وجود نداشت.
حتی اگر ساخت نیروگاه هستهیی بوشهر تقریبا9 25 سال پیش شروع شد، اما ایران فقط مکلف بود که وجود این نیروگاه و مشخصات آن را تنها 180 روز قبل از دریافت سوخت توسط راکتور، گزارش کند.
همین امر در مورد سایر تاسیسات نظیر کارخانه غنی سازی در نطنز و کارخانه تبدیل اورانیوم مصداق دارد که چهارسال قبل از آنکه ایران موظف باشد، آژانس از آن مطلع گردید.
لازم به توجه است که گزارشهای اجرای پادمانهای آژانس شامل تعداد زیادی قصور توسط سایر کشورهای عضو می باشد که برجسته نشده است.
نکته آخر اینکه آژانس قانونا9 نه در موقعیت و نه قادر به قضاوت در مورد نیات کشورهای عضو می باشد و بدین ترتیب استفاده از عبارت پنهانکاری خارج از موضوع است. دبیرخانه مکلف است که اظهارنامه های کشورهای عضو را از طرق فنی راستی آزمایی کند.
3- اگرچه دبیرخانه قصد داشت و تلاش کرد تا بیطرفانه و در چارچوب مقررات پادمانها و پروتکل الحاقی رفتار کند اما در مواردی فراتر از این مقررات عمل کرد و از ایران تقاضا کرد تا اطلاعاتی ارائه نماید و یا دسترسی به اماکنی را فراهم سازد که ایران به موجب مقررات پادمانها یا پروتکل الحاقی موظف به آن نبود اما با توجه به درخواست شورای حکام برای همکاری و شفافیت، آن را اجابت کرد.
4- در پاره ای موارد که ایران به دلیل تنگناهای زمانی، لجستیک یا نگرانیهای امنیت ملی قادر به اجابت درخواستهای فوق العاده دبیرخانه نبود، دبیرخانه موضوع را به گونه ای به شورای حکام منعکس کرد که گویی ایران به تعهدات قانونی خود عمل نکرده است. چند عضو شورای حکام را باید بخاطر گشودن فصل جدیدی از فعالیتهای بی سابقه برای دبیرخانه نظیر فعالیتهای اطلاعاتی غیرفنی که فراتر از اساسنامه می باشد، مقصر دانست.
5- در بسیاری از موارد، قبل از تکمیل نمونه گیری، آنالیز و تحقیقات فنی، نتیجه گیریهایی بعمل آمد و به شورای حکام گزارش گردید. به رغم درخواستهای مکرر ایران در اجتناب از نتیجه گیری عجولانه پیش از اتمام تحقیقات فنی، چندین قطعنامه علیه ایران براساس اطلاعات ناقص بویژه در زمینه آلودگیها صادر شد. تایید اظهارات مکرر ایران در خصوص منشأ خارجی آلودگی اورانیوم (پاراگرافهای 12 و 45 از گزارش مدیرکل (GOV/67/2005 این مدعا را ثابت می کند. ایران ناخرسندی خود را از نارسائیهایی موجود در اسناد شماره INFCIRC/630, INFCIRC/628 و نیز بیانیه های نشستهای شورای حکام (ضمیمه 4) نشان داد.
6- از آنجا که واژه های " شفافیت" ، " همکاری کامل" و " کامل بودن اطلاعات" تا اندازه ای که به دامنه و حدود مربوط می شود تعریف نشده اند، گاهی اوقات به منظور متقاعد کردن هر یک از بازرسان مباحثات طولانی صورت می گیرد، در حالی که در اکثر موارد که واژه ها بخوبی در موافقت نامه پادمانها و پروتکل الحاقی تعریف شده اند، بازرسیها آرام و بطور موثر انجام می شود.
7- در واقع حامیان قطعنامه ها که از واژه های جدید استفاده می کنند باید مقصر قلمداد شوند نه دبیرخانه. هرچند بسیاری از کشورهای عضو صبر و همکاری ایران را در این زمینه ستوده اند اما نگرانی جدی خود را نیز از این موضوع ابراز داشته اند که چنین صبری ممکن است به ایجاد سابقه در واژگان مربوط به تعهدات قانونی بویژه در پادمانهای آژانس تبدیل گردد.
8- باید توجه داشت که در یک مناسبت، هنگامی که ثابت شد دبیرخانه در ارزیابی و نتیجه گیری خود از اظهارات ایران در مورد پروژه ای دچار اشتباه شده و آن را متناقض و متغیر خوانده بود، مدیرکل علنا9 خطای بازرسان را پذیرفت. باید از مدیرکل بخاطر رهیافت صادقانه ای که در این خصوص داشته، تقدیر کرد.

پاسخ نامناسب به همکاری گسترده ایران:
به رغم گامهای مهم بی سابقه و همکاری فعالانه ایران در زمینه اعتمادسازی، شورای حکام در قطعنامه های خود ابتدا از ایران فقط درخواست کرد که تغذیه UF6 به ماشینهای سانتریفیوژ را به حال تعلیق درآورد اما بتدریج تعداد کمی از کشورهای غربی با اعمال فشار سیاسی بر شورای حکام از آن خواستند که از ایران مصرانه بخواهد تا نه تنها تمام فعالیتهای غنی سازی بلکه فعالیتهای تبدیل اورانیوم را کاملا9 تعلیق نماید و در پروژه راکتور تحقیقاتی آب سنگین و حتی فعالیتهای تحقیق و توسعه تجدید نظر کند.
درخواست از ایران مبنی بر گسترش و ادامه تعلیق فعالیتهای اتمی اش که تحت پادمانهای آژانس قرار دارد، مغایر روح و مفاد پیمان عدم اشاعه هستهیی، اساسنامه آژانس و موافقتنامه پادمانها می باشد. چند تن از اعضای شورای حکام با طولانی کردن تعلیق، از هیچ تلاشی برای تحمیل سیاست تبعیض آمیز خویش فروگذار نکرده اند، در حالی که این تعلیق در تمام قطعنامه ها به عنوان اقدامی داوطلبانه، غیر الزام آور و اعتماد ساز با هدف توقف کامل فعالیتهای هستهیی ایران شناخته می شود.
هرچند دبیرخانه گزارشهای خود به شورای حکام را با تمایز میان موضوعات داوطلبانه و موارد الزامی تهیه می کند ولی تا آنجا که به مقررات پادمانها مربوط می شود بین موضوعات جزیی و مهم اولویت قایل نمی شود.
جامعه بین المللی نتوانسته است تا میزان اهمیت تعدادی از موضوعاتی را که بطور پی درپی در اسناد دبیرخانه فهرست گردیده اند، شناسایی کند. نباید اعضای جامعه جهانی را بخاطر آنکه قادر نیستند فرق میان پلونیوم (که طبق گزارش قبلی مدیرکل ماده شکافت پذیر نبوده و قابل گزارش نیست) و پلوتونیوم را تشخیص دهند، مقصر خواند.
در یکی از جلسات شورای حکام نماینده امریکا از معاون مدیرکل پرسید که ایران با چهار هزار مگنت که قصد خرید آن را برای سانتریفیوژ P-2 داشت، اگرچه خریداری نشد، قادر به ساخت چند سانتریفیوژ و بمب اتمی می باشد.
معاون مدیرکل در پاسخ به این سئوال فرضی و ساده لوحانه گفت که دو ماده انفجاری هستهیی! با توجه به این حقیقت که برای ساخت یک ماشین سانتریفیوژ علاوه بر تعدادی مگنت کوچک که ارزش آن چند دلار بیشتر نیست، بیش از 90 قلم لوازم دیگر مورد نیاز است، اینگونه نگرش و رهیافت غیرفنی در شورای حکام بدون شک اعتبار آژانس به عنوان تنها سازمان فنی بین المللی را به مخاطره انداخته و خواهد انداخت.
موجب نگرانی و ناامیدی فراوان است که هرچقدر ایران بیشتر همکاری کرد و گامهای بیشتری ورای تعهدات قانونی خود برداشت و میران بیشتری از موضوعات باقیمانده حل و فصل شد و تدابیر پادمانها با شدت بیشتر اجرا گردید، لحن قطعنامه های پیشنهادی توسط آمریکا و سه کشور اروپایی تندتر شد و بازرسیها با شدت بیشتر و سختگیرانه تر انجام گرفت.
اطلاعات زیر از گزارش مدیرکل به شورای حکام و قطعنامه های حامی اظهارات مربوط به این روند ناعادلانه و طاقت فرسا استخراج گردیده است :
در ژوئن 2003 ابتدا از ایران درخواست شد : به عنوان یک اقدام اعتمادساز مواد هستهیی را در کارخانه غنی سازی وارد نکند.
بتدریج در نشست های بعدی در سپتامبر 2003، نوامبر 2003، فوریه 2004، مارس 2004، ژوئن 2004، سپتامبر 2004 و نوامبر 2004 از ایران خواسته شد که دامنه تعلیق داوطلبانه خود را به : تست ، مونتاژ ماشین آلات، ساخت قطعات سانتریفیوژ، تولید UF6 و سرانجام تعلیق کامل تبدیل اورانیوم در UCF و عدم انجام فعالیتهای تحقیق و توسعه تسری دهد.
با توجه به اینکه تعلیق حتی از سوی قطعنامه های آژانس به عنوان یک اقدام داوطلبانه ، غیر الزام آور و اعتمادساز شناخته می شود، لذا این درخواستها مغایر تمام مقررات پیمان عدم اشاعه هستهیی و اساسنامه آژانس می باشد.

اجلاس ویژه شورای حکام (اوت 2005):

سابقه :

الف) ایران پیشنهاد سازندهیی را بر مبنای توافقنامه پاریس ، در خصوص تضمینهای عینی برای فعالیتهای هستهیی صرفا صلح آمیز از جمله غنی سازی اورانیوم ارائه داده (ضمیمه 5) سه کشور اروپایی این پیشنهاد را رد کردند.
ب) بعد از ماهها تاخیر، سه کشور اروپایی پیشنهاد و طرحی را ارائه دادند که خلاف روح و مفاد موافقتنامه پاریس بود . در این پیشنهاد سه کشور اروپایی / اتحادیه اروپا حق ایران در زمینه انجام فعالیتهای چرخه سوخت هسته ای نادیده گرفتند . موافقتنامه تهران و پاریس که به ترتیب در سال 2003 و سال 2004 به امضاء رسید ، حق ایران را برای فعالیت در زمینه چرخه سوخت هسته ای از جمله غنی سازی به رسمیت می شناسد.
طبق موافقتنامه پاریس ، ایران موافقت کرد که به عنوان اعتماد سازی، داوطلبانه و نه به عنوان یک اقدام الزام آور حقوقی ، غنی سازی را مادامی که مذاکره برای حصول به یک توافق دراز مدت قابل قبول ادامه دارد ، به حالت تعلیق درآورد. مدتها قبل از آنکه فعالیتها در UCF (کارخانه تبدیل اورانیوم اصفهان) از سر گرفته شود، ایران در نشستهای مختلف از جمله جلسه وزراء در ژنو هشدار داد که هر پیشنهادی از طرف سه کشور اروپایی که حق انکار ناپذیر ایران در زمینه چرخه سوخت را به رسمیت نشناسد، خلاف موافقتنامه پاریس است و در نتیجه ادامه مذاکرات را با مشکل مواجه می کند.
بر اساس تحولات و بحث های فوق الذکر ، ایران انتخاب دیگری جز از سر گیری فعالیتهای UCF نداشت.
به رغم ابتکارات عمده و مثبت ایران از قبیل تعلیق داوطلبانه غنی سازی ، سه کشور اروپایی اقدامی عجولانه و توجیه ناپذیر بعمل آوردند و درخواست تشکیل نشست ویژه شورای حکام برای یک موضوع کوچک مربوط به توافق دو جانبه نمودند. این طرف مذاکره ، قطعنامه ای علیه ایران ارائه داد ! گرچه در این قطعنامه تاکید شده است که تعلیق فعالیتهای هسته ای از جمله UCF داوطلبانه و برای اعتماد سازی بوده است و الزام حقوقی در بر نداشته است ، اما این اقدام ناپخته و غیر معمول سه کشور اروپایی تا حدود زیادی فضای اعتماد ، همکاری ، گفتگو و به عبارت دیگر روحیه وین را مسموم کرد.

حفاظت از اسرار توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی:
مقامات ایرانی در مناسبتهای مختلف نگرانی جدی خود را از این روند اظهار داشتند و از مدیر کل انتظار داشتند که از هر اقدامی برای حفظ اطلاعات محرمانه که به بازرسان و مقامات آژانس ارائه می شود و بویژه اطلاعاتی که برای تدوین گزارش مدیرکل به شورای حکام ارائه می شود فروگذار نکند.
آژانس باید به موضوع امنیت ملی ایران توجه داشته باشد به ویژه آن که یک تهدید بالقوه از ناحیه اسرائیل و گروههای تروریستی مخالف ، برای حمله به تاسیسات هسته ای وجود دارد.
گزارش های مدیرکل که حاوی اطلاعات محرمانه می باشد صرفاٌ برای استفاده اعضای شورای حکام می باشد.
در حالی که همواره این گزارشها قبل از نشستهای شورای حکام در رسانه های جمعی غربی منتشر می شود. در برخی موارد اطلاعات خیلی محرمانه بویژه در خصوص پایگاههای نظامی که به آژانس ارائه شده منتشر شده است.
به دلیل همین مشکلات به رغم خواستهای مکرر آژانس برای بازدید از یک پایگاه نظامی که بدنبال اتهامات آمریکا، در شرف تشکیل شورای حکام صورت گرفت موافقت نشد.
گروه کشورهای عدم تعهد نگرانی جدی خود را از این مسئله ابراز داشتند. مدیرکل نیز نگرانی خود را از این بابت ابراز داشت و به دبیر خانه دستور داد که اصول مربوط به حفاظت از اطلاعات را رعایت کنند اما هنوز این مشکل برطرف نشده است.
اخیرا9 گزارش خیلی محرمانه معاون دبیرکل در خصوص طرح تحقیقاتی پلوتونیوم، قبل از آنکه وی این گزارش را به شورای حکام در ژوئن 2005 ارائه دهد توسط رسانه های جمعی غربی منتشر شد.
گزینش و انتشار اطلاعات صرفاٌ فنی برای اهداف سیاسی، موجب سردرگمی تقریباٌ همه اعضای شورای حکام شد، و بعضاٌ اعتبار فنی و بی طرفی آژانس بین المللی انرژی اتمی را مخدوش کرد.

نقش تاریخی و مشارکت جنبش عدم تعهد:
از زمانی که موضوع هسته ای ایران در سال 2003 مطرح گردید ، گروه کشورهای عدم تعهد در وین فعالیتهای خود را آغاز کرد.
این گروه همواره بر اساس همان اصولی که جنبش عدم تعهد را پایه گذاری کرده بود ، موضع گیری کرده است.
تاکید این گروه بر چند جانبه گرایی و چالش های موجود برسر راه خلع سلاح هستهیی و عدم اشاعه از یک سو و از سوی دیگر موضع سازش ناپذیرانه در خصوص حق غیر قابل انکار و تبعیض ناپذیر استفاده همه کشورها از انرژی صلح آمیز هسته ای، از اصول ارزشمند گروه کشورهای عدم تعهد بوده است که طی دو سال اخیر در شورای حکام و کنفرانس عمومی بر روی آنها تاکید شده است.
ذیلا نمونه هایی از بیانیه های گروه عدم تعهد آورده می شود :
...گروه عدم تعهد معتقد است که موضوعات بایستی در قالب های فنی حل و فصل شود.
...گروه عدم تعهد اهمیت زیادی برای رسیدن به اجماع در تصمیم گیریهای شورای حکام قائل است تا این موضوع هر چه سریعتر حل و فصل شود و از دستور کار اجلاس آتی شورای حکام خارج و در روندی معمول بررسی شود.
...گروه عدم تعهد سپاسگذار است که آژانس توانسته تعلیق فعالیتهای غنی سازی را در تاسیسات و پایگاههای مورد نظر راستی آزمایی کرده و توانستند این موضوع را مورد تائید قرار دهد که تا این تاریخ هیچ گونه فعالیتی خلاف تصمیم داوطلبانه ایران در این تاسیسات صورت نگرفته است.
...گروه عدم تعهد حق اساسی و انکار ناپذیر همه کشورهای عضو را برای توسعه انرژی هسته ای برای مقاصد صلح آمیز را مورد تائید قرار داده و بر این باور است که این اقدام داوطلبانه در جهت اعتماد سازی و موقتی است و صرفا برای تسهیل در حل و فصل سریع این ماده از دستور کار است.
...گروه کشورهای عدم تعهد از این قطعنامه استقبال می کند چراکه در آن اصول اساسی که بنیان عدم تعهد را شکل می دهد اشاره شده است:
یعنی حق اساسی و انکار ناپذیر همه کشورها برای دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته ای ، و تمایز روشن در اقدامات اعتماد سازی داوطلبانه و تعهدات پادمانی حقوقی".
در جریان اجلاس ویژه شورای حکام که بنا به درخواست سه کشور اروپایی در اوت سال 2005 برگزار شد کشورهای عدم تعهد بر این موضوع تاکید کردند و تلاش نمودند که مواضع اصولی خود را در این قطعنامه بگنجانند. این موضوع به شرح ذیل است:
گروه عدم تعهد مایل است بر این نکته اساسی تاکید کند که بایستی یک تمایز واضح و روشن میان تعهدات حقوقی کشورهای عضو در قابل تعهدات پادمانیشان و تعهدات داوطلبانه وجود داشته باشد به گونه ای که این تضمین وجود داشته باشد که تعهدات داوطلبانه کشورهای عضو به تعهدات پادمانی تبدیل نشود.
گروه عدم تعهد بر این نظر است که اگر این دو موضوع به طور مشخص از هم تمیز داده نشوند ممکن است کشورهای عضو به خاطر عدم رعایت تعهدات داوطلبانه خود مجازات شوند.
بعد از تصویب این قطعنامه ، گروه عدم تعهد ملاحظات و انتظارات زیر را در این نشست ابراز داشت:
عدم تعهد همچنان تاکید دارد که همه مشکلات بایستی از طریق گفتگو و ابزارهای صلح آمیز حل و فصل شود و در این ارتباط از سه کشور اروپایی و ایران میخواهد به گفتگوهای خود ادامه دهند تا به توافق دراز مدت متقابل در چارچوب وظایف آژانس بین المللی انرژی اتمی دست یابند.
باید به این نکته توجه شود که گروه عدم تعهد تصمیم گرفت که به اجماع ملحق شود ، با این درک که اصول فوق الذکر در بحث های بعدی ملحوظ شود.
متن کامل بیانیه های گروه عدم تعهد از آغاز شروع بحث ایران در شورای حکام در ضمیمه 3 آمده است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها