jamejamnashriyat
کد خبر: ۷۵۰۳۷۵   ۲۶ آذر ۱۳۹۳  |  ۱۹:۰۰

گاهی اوقات دوربین تلفن‌های همراه در دادگاه علیه مجرم شهادت می‌دهند

کشف قتل با کمک دوربین

دوربین‌ها لحظات غم و شادی را به تصویر می‌کشند، لحظاتی که برای همیشه جاودان می‌ماند. زمانی که تلفن همراه مجهز به دوربین فیلمبرداری به بازار آمد نزد مردم محبوبیت خاصی پیدا کرد چرا که همیشه یک دوربین جیبی همراه افراد بود تا لحظه‌های ناب را شکار کنند. در این بین گاهی اوقات فیلم‌هایی که توسط مردم عادی در کوچه و خیابان از یک حادثه دزدی یا درگیری گرفته می‌شود کمک بزرگی به پلیس می‌کند چراکه با تماشای آن سرنخی از دزد، قاتل و مجرم اصلی پیدا می‌شود و برای همین است که بعضی اوقات تنها شاهد ماجرا دوربین‌هایی هستند که لحظه لحظه حادثه را ثبت کرده‌اند.

دست پلیس رو شد

خانم سامرویل خسته از کار روزانه مثل همیشه به خانه برگشت، پس از خوردن شام با شرکت خدماتی تلفن همراه تماس گرفت و در مورد هزینه با شخصی که آن طرف خط بود شروع به صحبت کرد که ناگهان بحث بالا گرفت و مشاجره لفظی بین آنها رخ داد. این مشاجره باعث شد اعصاب سامرویل به هم بریزد و به همسرش گفت که به خانه دخترش می‌رود و شب را همانجا می‌ماند.

او همیشه در شرایطی که آشفته حال می‌شد، سوار خودرویش می‌شد و با گوش دادن به موسیقی آرام می‌گرفت و آن شب هم مثل همیشه سوار ماشین شد و به سمت خانه دخترش حرکت کرد. همان طور که در راه بود از تصمیم خود صرف نظر کرد و به سمت لندن به راه افتاد تا بیشتر رانندگی کند.

شیشه ماشین را تا آخر پایین کشید، صدای موسیقی را زیاد کرد و شماره یکی از دوستانش را گرفت و همان طور که رانندگی می‌کرد با دوستش شروع به صحبت کرد تا این‌ که شارژ موبایلش تمام شد. او پس از گشت و گذار حالا دیگر نزدیک خانه رسیده بود، اما دلش خواست تا صبح در ماشین بخوابد، زیرا ماشینش همیشه برای او امن‌ترین جای دنیا به شمار می‌رفت.

ساعت تقریبا 8 و 30 دقیقه دقیقه صبح بود که پس از بیدار شدن از خودرویش پیاده شد و در همین لحظه گشت پلیس در کنار مرسدس بنز خانم سامرویل متوقف شد و دو مامور پلیس که یکی مرد و دیگری زن بود از ماشین پیاده شدند.

سامرویل سوال کرد آیا وسیله شارژ تلفن همراه دارند یا خیر که درست در همین لحظه یکی از ماموران با صدای بلند به او توهین کرد و با به کار بردن کلمه‌ای زشت یادآور شد که آنها پلیس هستند و سپس دست‌های سامرویل را به اجبار به عقب بردند و پس از دستبند زدن سوار ماشین کردند.

سامرویل حیرت‌زده از ماجرایی که اتفاق افتاده بود، ابتدا فکر کرد آنها او را با شخص دیگری اشتباه گرفته‌اند. مامور پلیس از زن خواست تا درون کیسه مخصوص آزمایش الکل بدمد، اما او که از برخورد ماموران بشدت عصبانی شده بود از انجام این کار ممانعت کرد و زمانی که به اداره پلیس رسیدند، حادثه وحشتناکی برای سامرویل رخ داد.

یک سرگروهبان پلیس با حمله به زن بی‌گناه او را بشدت کتک زد و سر زن را به طبقه سیمانی کوبید و سپس با یک ضربه محکم او را بیهوش کرد. سرگروهبان غافل از این بود که دوربین‌ها در حال ضبط کردن این عمل وقیح او هستند.

زمانی که ساندرا سامرویل بازاریاب پنجاه و هفت ساله به هوش می‌آید، خون از چشم چپیش در حال جاری شدن بود. زن میانسال که در حالتی از شوک و ترس به سر می‌برد به زحمت از روی پله‌ها بلند شد و گوشی تلفن را برداشت و با فشار دادن دکمه تماس داخلی با صدایی لرزان گفت: «من صدمه دیده‌ام لطفا کمکم کنید.» با تحقیقاتی که پلیس روی فیلم ضبط شده انجام داد معلوم شد پلیسی که به او آسیب رسانده یکی از افسران کارآزموده و قوی است که مارک اندرو نام دارد و دو سال قبل نیز به دلیل توهین به همین خانم مجرم شناخته شده بود.

مارک اندرو اگر چه ابتدا به این کار اعتراف نمی‌کرد، اما پس از این‌که 5 روز در حبس به سر برد، زبانش باز شد و این اتهام را پذیرفت و به شش ماه زندان محکوم شد.

عروس مرده

سال 2003 مردی که رسانه‌ها نام او را قاتل ماه عسل گذاشته بودند تیتر اول اخبار شده بود. مسافری که از آمریکا با نقشه‌ای از پیش تعیین شده همراه همسر خود به استرالیا سفر کرده بود تا فکر پلیدش را عملی کند و اکنون بعد از گذشت 13 سال از این ماجرا این پرونده همچنان در دو کشور آمریکا و استرالیا در حال بررسی است.

سال 2003 گیب واتسون که بتازگی با همسر 26 ساله‌اش تینا ازدواج کرده بود تصمیم گرفت با همسرش به استرالیا و شهر کویینزلند بروند و ماه عسل را در آنجا بگذرانند. قرار بود که آنها 11 روز در استرالیا بمانند و بعد به کشورشان آمریکا برگردند.

یک روز صبح گیب به همسرش پیشنهاد داد تا برای غواصی به کنار دریا بروند و تینا هم این پیشنهاد را از صمیم قلب پذیرفت. غافل از این که گیب نقشه قتل او را کشیده است. لباس‌های غواصی را که پوشیدند زن و شوهر به درون آب شیرجه زدند و مدتی زیر آب چرخیدند و وقتی که گیب مطمئن شد کسی اطرافش نیست ناگهان به همسرش حمله کرد و با جدا کردن ماسک اکسیژن از صورت تینا او را به زور زیر آب نگه داشت تا خفه شود و بعد هم بدون این ‌که جلب توجه کند از محیط دور شد و از آب بیرون آمد تا این‌ که چند نفر دیگر که نوبت پریدنشان بود درآب شیرجه زدند و شنا کنان به طرف جایی که جسد تینا افتاده بود رفتند و خواستند عکس یادگاری زیر آب بگیرند که ناگهان یکی از آنها متوجه جسد شد و فکر کرد که برای زن جوان اتفاقی افتاده و به سویش حرکت کرد تا او را نجات دهد، اما متاسفانه تینا خفه شده بود. کشف سریع جسد و نحوه قرار گرفتن آن در عکس راز پرونده را خیلی زود فاش کرد.

هنگامی که پلیس استرالیا وارد عمل شد در جستجوهایش به این نکته مهم رسید که تینا بیمه عمر داشته و شاید انگیزه قاتل از کشتن زن جوان، طمع باشد و در جریان تحقیقات پلیس به کسی جز همسر او گیب که تنها وارث بیمه عمر تینا بعد از مرگش بود شک نکرد.

تحقیقات از سال 2003 ادامه داشت تا این که در سال 2008 شواهد و مدارک کافی علیه گیب جمع‌آوری شد و طی نامه‌ای رسمی از او خواسته شد تا از محل اقامتش در آلابامای آمریکا برای دادگاهی به استرالیا برود. گیب که دوباره ازدواج کرده بود به استرالیا سفر کرد و در این دادگاه به 18 ماه زندان محکوم شد. پس از اتمام دوران حبس او حالا باید به آمریکا بازمی‌گشت و آنجا هم دادگاهی می‌شد با این تفاوت که این بار سرنوشتی جز مرگ در انتظارش نبود. از این رو از سال گذشته تاکنون مقامات دولت استرالیا در تلاش بودند تا بلکه بتوانند برای این شوهر قاتل کاری کنند، اما مقامات آمریکایی به هیچ عنوان راضی به این کار نشدند و گیب باید به کشور خود بازگردد تا در آنجا هم محاکمه شود.

دعواهای دانش‌آموزی

دریان آلبرت از دانش‌آموزان شانزده ساله آکادمی کریستین فینگر یکی دیگر از افرادی است که صحنه قتل او از سوی تلفن همراه فیلمبرداری شده است.

ماجرا از این قرار بود که بعد از تعطیل شدن مدرسه تعدادی از دانش‌آموزان آکادمی که از قبل با هم در مدرسه مشاجره کرده بودند، قرار گذاشتند در بیرون از مدرسه حساب‌هایشان را تسویه کنند. آنها به دو گروه تقسیم شدند و دعوای شدیدی بین آنها به راه افتاد.

هر یک از دانش‌آموزان اولین نفری که جلوی چشمش می‌دید میزد و کاری به آن نداشتند که طرف مقابلشان از ابتدا در دعوا بوده یا این که رهگذر است. اطراف گروه دعواگر پر از جمعیتی بود که آنها را تماشا می‌کردند و هیچ کس جرات نزدیک شدن به آنها را نداشت که ناگهان سیلوانوس شانون نوزده ساله، ایگن ریلی هجده ساله، اریک کارسون شانزده ساله و ایگن بایلی هجده ساله به آلبرت حمله‌ور شدند و از پیاده‌رو او را به وسط خیابان کشاندند و تا می‌توانستند با تخته چوب‌هایی که در دست داشتند به سر آلبرت زدند. نوجوان شانزده ساله که تاب و توان مقاوت در برابر چهار نفر را نداشت نقش بر زمین شد و همین که خواست بلند شود دوباره او را گرفتند و یکی از دانش‌آموزان محکم به سرش زد و دیگری هم ضربه سنگینی به صورتش وارد کرد و آنقدر تعداد ضربات وارده به سر آلبرت شدت داشت که او جان باخت.

با رسیدن فیلم صحنه درگیری به اداره پلیس چهار نفری که به آلبرت حمله کرده بودند دستگیر و همگی به اتهام قتل درجه یک مجرم شناخته شدند.

مترجم:سامرا قلی‌زاده

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
سفر ممنوع شد، سفر ممنوع نشد

سفر ممنوع شد، سفر ممنوع نشد

دوباره تعطیلات و دوباره ممنوعیت سفر؛ موضوعی که در یک‌سال گذشته به‌دفعات با آن روبه‌رو شده‌ایم اما موضوع مهم این است که باوجود اعمال محدودیت و ممنوعیت سفر در تعطیلات پیش‌رو چه نقصی وجود دارد که ممکن است به اوج گرفتن دوباره بحران کرونا دامن بزند؟

مدیریت خشکیده

مدیریت خشکیده

خشکسالی، شکارچی حیات وحش شده‌ است، فلامینگوها در بختگان زمینگیر شده‌اند و دوستداران محیط‌زیست برای نجات آنها به تکاپو افتاده‌اند، اما این داستان تلخ محدود به بختگان و جوجه فلامینگوها نیست.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر