jamejamonline
فرهنگی کتاب و ادبیات کد خبر: ۷۴۶۲۴۴   ۱۵ آذر ۱۳۹۳  |  ۱۰:۰۰

باور کنید این‌که می‌گویند «نویسندگی آب و نان نمی‌شود»، شوخی نیست. تصور کنید یک نویسنده سال‌ها دانش، تجربه، انرژی و توش و توان خود را می‌گذارد و یک رمان می‌نویسد.

چرتکه برای نویسندگی

فرض کنید پشت جلد این رمان به قیمت امروز که دلار 3300 تومان است وبهای نان هم 30 درصد افزایش یافته، 15 هزار تومان قیمت بخورد. میانگین می‌گیریم که از این رمان هزار نسخه در بازار منتشر شود. حالا بیایید محاسبه کنیم که تنها 10 درصد از قیمت پشت جلد به نویسنده می‌رسد. 15 هزار تومان ضرب در هزار نسخه می‌شود 15 میلیون که اگر 10 درصد آن را حساب کنیم، یک میلیون و 500 هزار تومان سهم نویسنده خواهد بود.

این در شرایطی است که تازه نویسنده باید خوش‌شانس بوده باشد، شناخته شده بوده باشد، اثرش از قابلیت چاپ برخوردار بوده باشد و ناشر حاضر به چاپ اثرش بوده باشد. از طرفی فقط کافی است در نظر بگیرید که نویسنده 10 درصد پشت جلد را می‌برد، از آن طرف پخش‌کننده رقمی بین 30 تا 50 درصد پشت جلد را. حالا قضاوت با خودتان.

ممکن است بگویید نویسنده فقط از طریق 10 درصد پشت جلد کتاب ارتزاق نمی‌کند. به هر حال نویسنده یک کتاب می‌تواند به جوایز ادبی هم نظر داشته باشد و از آن طریق هم قدری از زحماتش جبران شود. حق با شماست. حالا بیایید این فرض را هم بررسی کنیم. مثلا همین محمدکاظم مزینانی که یکی از موفق‌ترین نویسندگان چند سال اخیر بوده است. او با دو کتاب «شاه بی‌شین» و «آه با شین» توانسته در چند سال اخیر اغلب جوایز ادبی را از آن خود کند. از جایزه جلال گرفته تا جایزه داستان انقلاب و جایزه قلم زرین. تازه او خوش‌اقبال بوده که توانسته به عنوان اولین برگزیده بخش داستان جایزه جلال که گران‌ترین جایزه ادبی ایران محسوب می‌شود، به طور مشترک با ابوتراب خسروی 55 سکه بهار آزادی را از آن خود کند. حالا باز هم محاسبه کنید. 55 سکه از جایزه جلال، فرض می‌کنیم از همه جوایز دیگر مانند جایزه داستان انقلاب و قلم زرین هم 45 سکه گرفته باشد. اصلا ما سکه را به صورت خودسر یک میلیون تومان در نظر می‌گیریم. مجموع جوایز نقدی و حق‌التالیف این نویسنده را هم دست بالا صد میلیون تومان فرض می‌کنیم. حالا به اظهار نظر نویسنده گوش کنید: جوایزی که دریافت کرده‌ام ارزشمند است، اما اگر بخواهیم با ذهن بازاری و بیرحمانه محاسبه کنیم، چهار سال زمان صرف نوشتن «شاه بی‌شین» کردم و حق تالیف ناچیزی برای انتشار کتاب دریافت کردم. اگر زحمات و زمانی که صرف نگارش آثارم کرده‌ام با رقم جایزه مقایسه شود، بسیار ناچیز بوده است.

بله. نویسنده چهار سال وقت صرف کرده و با حساب بیرحمانه بازاری ما دست‌بالا صد میلیون نصیبش شده است. تقسیم بر ماه کنید. می شود میانگین ماهی دو میلیون تومان که معادل یک حقوق معمول برای زندگی در جامعه امروز است. باور کنید شوخی نیست.

نویسندگی شغلی است که روح را می‌مکد و این رقم‌ها برای آن بیشتر به یک شوخی شبیه است. آن هم برای خوش‌اقبال‌ترین نویسنده از لحاظ درو کردن جوایز ادبی و آن هم برای کشوری که به ادبیاتش می‌بالد.

سجاد روشنی‌/‌ گروه فرهنگ و هنر

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
همان امام رضایی که داشتم، دارم

همان امام رضایی که داشتم، دارم

بارها وقتی پسرم یا دخترم در حیاط و روی مرمرهای خنک و تمیز صحن‌تان بدو بدو می‌کردند، همان‌طور که یک چشمم به گنبد شما بود و یک چشمم به بچه‌ها که گم نشوند و سکندری نخورند و نیفتند، به این فکر می‌کردم یعنی همین‌ قدری که مشهد رفتن کودکی‌های ما کیف می‌داد، مشهد رفتن اینها هم کیف می‌دهد؟ همان‌قدر به ما که خوش می‌گذشت به اینها هم خوش می‌گذرد یا نه؟

بیایید یک کاری بکنیم

بیایید یک کاری بکنیم

هر عکسی یک نقطه طلایی دارد، یعنی یک جایی در عکس، کانون عکس است و مشت محکم می‌کوبد وسط قرنیه‌هایت، وسط قلبت. عکسی را حامد به واتس‌اپ می‌فرستد.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر