در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما مادرانی که فرزند خود را به جبهه فرستادهاند اما دیگر خبری از او دریافت نکردهاند، نه جنازه او را دیدهاند و نه خبر درستی از او دارند؛ آیا شهید شده؟ شاید که اسیر باشد، اما نه، همه اسیران آزاد شدهاند پس چرا او نیامده است؟ شاید درجایی گیر افتاده است و نمیتواند بیاید؟ این هم نمیشود!، مگر میشود پسری زنده باشد و مادرش را چشم انتظار بگذارد....
همه این اما و اگرها را مادرانی که پسری مفقودالاثر دارند، تجربه میکنند. انتظار روزها و شبهای آنها را به هم گره میزند و آنها در انتظار شنیدن یک خبر چشم به راه میدوزند و به همه مقدسات چنگ میزنند و زیر لب هر چه ذکر است، نجوا میکنند تا خبری از گمشده خود پیدا کنند. حالا دیگر مهم خبر است! زنده است یا شهید شده، حالا مهم این است که خبری یا نشانی بیاید! حتی اگر شده یک استخوان از قسمتی از بدن فرزند یا یک تکه فلز به نام پلاک. یک قطعه کوچکی که نشانی از این گمشده باشد تا دل مادر آرام گیرد تا او به روش معمول همه سوگواری را آغاز کند و صبورانه تاب بیاورد مثل همه سالهایی که طاقت آورده، نبودن پسر را.
همه این انتظارها و دل به راه داشتنها را تاکنون در فیلمهای مختلف دیدهایم که یکی از بهترینهایش فیلم بوسیدن روی ماه است که همایون اسعدیان آن را کارگردانی کرد و انتظار شگفتانگیز دو پیرزن برای رسیدن خبری از فرزندان مفقودالاثرشان را به نمایش گذاشت.
دیروز شبکه یک فیلمی از روحالله حجازی نشان داد به نام «سبز به رنگ زمرد»، داستان این فیلم هم درباره مادر پیری بود که در یکی از روستاهای شمال کشور زندگی میکرد و سالها منتظر بود تا خبری از پسرش برسد. او آداب و مناسک خاص خود را برای این انتظار داشت. از همه مهمتر این بود که او به برگشت پسر ایمان داشت، او باور نمیکرد که پسرش شهید شده باشد. سالها انتظار او را به این باور رسانده بود و حرف و حدیثهای دیگران هم بر ایمان او تاثیری نداشت.
نقش این مادر منتظر را رابعه مدنی بازی میکرد که در فیلم بوسیدن روی ماه هم نقش یکی از مادران منتظر را بازی کرد. صادقانه بازی کردن او تاثیری بر بیننده نمیگذارد که قبلا هم او را در چنین نقش مشابهی دیده است. چهره و بیان رابعه مدنی چنان مادرانه و دلسوزانه است که بیننده باور میکند او میتواند مادری باشد که در انتظار آمدن فرزند چشم به در دوخته است و سرما و گرما و گذشت زمان تاثیری در انتظار او ندارد.
درد مادران چشمانتظار، آنهایی که هنوز منتظرند تا از فرزند خود خبری دریافت کنند، خیلی بزرگتر از درد مادرانی است که تکلیفشان با شهادت فرزند روشن است. درد آنها قلب آدمی را تکان میدهد و بزرگی صبر آنها، طاقتشان را مقدس میکند و چه خوب که کارگردانان سینما و تلویزیون در قابهایی زیبا شکیبایی آنان را به ما نشان میدهند.
طاهره آشیانی / دبیر گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: