1ـ شناسایی احساسات
در مواقع شکست و بحران زندگی معمولا احساسات بدی نسبت به خود دارید و همیشه با خود جملاتی منفی تکرار میکنید؛ اینکه من ضعیف هستم، من شکست خوردهام یا جملاتی از این دست. این جملات هرگز احساس واقعیتان را بیان نمیکند و در حقیقت افکار مخربی است که به ذهنتان هجوم آورده است. به جای اینکه بگویید: من شکست خوردهام، بگویید: احساس میکنم شکست خوردهام. یا احساس میکنم ضعیف شدهام. بهاین ترتیب وجود خود را مقصر واقعی نخواهید دانست، بلکه عوامل دیگری غیر از خود را دخیل میدانید و این اعتقاد به شما کمک میکند به دنبال راهحل مناسب بگردید.
2ـ پذیرفتن احساسات
غم و اندوهتان را بپذیرید، اما کوچکترین قضاوتی در موردشان نکنید. اگر دلتان میخواهد گریه کنید، ایرادی ندارد اجازه دهید اشکهایتان جاری شود، اما به خود نگویید رفتارتان کودکانه است.
3ـ افکار جدید
افکار قدیمیتان در مورد اوضاع و احوالتان خود را دور بریزید و افکار تازه را جایگزین کنید. مثلا اگر پس از شکست مدام با خود تکرار کنید حالتان خوب نیست، هرگز خوب نخواهید شد، بهتر است این افکار را با جملات بهتر مانند من الان خوب هستم، جایگزین کنید تا در مسیر بهبود و تغییر باور غلط نسبت به خود قرار بگیرید.
4ـ انجام دادن کاری موثر
وقتی سعی میکنید احساسات خوب را جایگزین احساسات بد کنید، پس باید با روشی موثرتر آن را انجام دهید. یعنی وقتی به خود میگویید من حالم خوب است، پس کاری انجام دهید که بدنتان نیز مانند ذهنتان به این باور برسد. میتوانید در اینگونه مواقع کاری را که دوست دارید انجام دهید. به این ترتیب خیلی زود واقعا حالتان خوب میشود و دیگر با خود تکرار نمیکنید که شما فردی بیلیاقت هستید.
منبع: tinybuddha.com
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: