در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آنچه در ادامه میآید ارزیابی دلایلی اصلی ناکامیهای فوتبال ایران در همه این سال هاست. ناکامیهایی که گهگاه پشت موفقیتهای مقطعی پنهان میشود، اما همیشه همراه این فوتبال است:
سوءمدیریت
در فوتبال ایران استعدادهای زیادی وجود دارد و بیشترین پتانسیل را در اختیار داریم؛ فقط باید بدرستی برنامهریزی کنیم. بزرگترین ضعف فوتبال ما نداشتن برنامهریزی مناسب است. معضلی که خود ریشه در سوءمدیریت دارد. خیلیها مدیریت حاکم بر این فوتبال را دلیل حال و روز خراب این روزهای آن میدانند.
مجید نامجو مطلق با بیان این که حدود 15 سال است فوتبال ایران دچار مشکل شده، میگوید: ما در این سالها استعداد نابی رو نکردیم زیرا هیچ توجهی به تیمهای پایه نشده است. اگر کیفیت لیگ پایین است یا ارتباطات نامتعارف وارد فوتبال شده به خاطر سوء مدیریت است که در فوتبال لحاظ شده. این شرایط باعث میشود افراد سودجو براحتی وارد فوتبال شوند و به منافع خودشان برسند.
این تمام ماجرا نیست. اگر در گذشته تیمهایی بودند که بازیکنسازی میکردند الان خبری از پرورش استعدادها در سطح باشگاهی نیست. پس مدیران باشگاهها هم در این چرخه معیوب نقش دارند. وقتی مدیری از مسئول آکادمیآن باشگاه میخواهد خودش بهدنبال درآمدزایی باشد در این حالت بازیکنی که پول دارد و استعداد زیادی ندارد فوتبالیست میشود اما استعدادهای دیگر که وضع مالی خوبی ندارند باید کنار بمانند.
کم کاری باشگاهها
اینکه باشگاهها در ردههای پایه فعال نیستند، خود بزرگترین آسیب است. به گفته غلامحسین پیروانی اکثر باشگاهها، تیمهای جوانان و امیدشان را به خاطر سرشکن کردن هزینهها منحل میکنند و فعالیت در ردههای پایه را خرجتراشیدن میدانند. باشگاههای ما هیچ سرمایهگذاری در رده نوجوانان و جوانان نمیکنند و فقط شعار میدهند. پس میتوان بخشی از ناکامی فوتبال ایران در ردههای پایه را به حساب کم کاری آنها گذاشت. اولین نتیجه بیتوجهی باشگاهها به ردههای سنی پایه در بالا رفتن سن پدیدههای فوتبال ایران خود را نشان میدهد. اگر زمانی بازیکنی چون مهدی مهدویکیا در هفده سالگی خودش را به فوتبال تحمیل میکرد الان شاهد این هستیم که بازیکنانی نظیر محمد عباسزاده و سروش رفیعی با 24 و 25 سال سن بهدنبال تجربه حضور در تیم ملی هستند.
در این میان شاهد بهترین راهکار، وضع قانونی است برای اینکه فدراسیون فوتبال بتواند ورودی و خروجی تیمهای پایه را از باشگاهها بخواهد یا شاید هم به قول حسین فرکی بهتر است فدراسیون و سازمان لیگ سیاستگذاریشان را تغییر دهند و همانطور که بودجهای برای تیمهای بزرگسال در نظرگرفته شده است، باشگاها موظف شوند برای تیمهای پایه هم بودجهای در نظر بگیرند.
فساد در سطوح پایه
کمکاری باشگاهها یک طرف، اما از کنار فساد در ردههای سنی فوتبال پایه هم بسادگی نمیتوان گذشت. مثالهایی از این نوع که به مربی تیم میگویند چند بازیکن را تو انتخاب کن و چند بازیکن را ما به تو معرفی میکنیم زیاد شنیدهایم یا این که به مربی گفته میشود فلان بازیکن را در قبال دریافت فلان مبلغ در ترکیب قرار بده. کافیست پای صحبت مربیان تیمهای پایه بنشینید تا هر کدام به دهها مورد از این قبیل پیشنهادات اشاره کنند. از بازیکنان در ردههای سنی پایه صرفا بهخاطر استعدادی که دارند بازی گرفته نمیشود و متاسفانه کم نیست مواردی که بازیکن با پرداخت پول بیشتر، دقایق بیشتری در ترکیب قرار میگیرد.
نتیجه این فساد در تیمهای پایه این است که استعدادها کم میشود. این ایراد وقتی بیشتر ریشه میدواند که بدانیم مربیان پایه فوتبال ایران اکثرا چهرههایی ناشناخته هستند و هیچ جایی در این فوتبال ندارند و اینکه بسیاری از آنها تخصص لازم را ندارند، خود مشکلآفرین است. محمود کلهر، رئیس آکادمیفوتبال باشگاه راهآهن در آسیبشناسی این موضوع میگوید: ما فوتبال پایه را در اختیار مربیانی قرار دادهایم که تجربه کافی ندارند. این درحالی است که ما باید بهترین مربیان را برای تیمهای پایه بیاوریم.
بدون شک ریشهکن کردند فساد، کار آسانی نیست، اما استفاده از مربیان متخصص در سطوح پایه میتواند تا حد زیادی مانع ترویج فساد مالی در این ردههای سنی باشد.
نداشتن طرحی برای توسعه فوتبال
از مجموعه این عوامل میتوان به این نتیجه رسید که خیلیها در ناکامیهای فوتبال اخیر ایران نقش دارند. مجید جلالی هم همین نظر را دارد. او با بیان این جمله که همه باید اصلاح را از خودمان شروع کنیم، میگوید: باید بپذیریم که همه ما در این ناکامیها نقش داریم. از من مربی گرفته تا مدیران باشگاهها و همینطور رسانهها و حتی تماشاگران و فوتبالدوستان. اگر دقت کنیم متوجه میشویم همه ما نگاه ضعیفی به موضوع فوتبال پایه داریم و این تنها فدراسیون نیست که به این بخش توجه نمیکند. افکار عمومیهم به دنبال بحثهای دیگری هستند. همه ما نسبت به کار بنیادی در فوتبال پایه نگاه عمیق نداریم بنابراین نباید دنبال مقصر خاصی بگردیم.
جلالی با طرح این سوال که آیا ما مثل کشورهای صاحب فوتبال برنامهای برای توسعه فوتبال پایه داشتهایم یا خیر، میافزاید: امارات که کمتر از ده میلیون نفر جمعیت دارد، صد هزار فوتبالیست زیر پوشش آموزش حرفهای دارد در حالی که ما همین تعداد فوتبالیست را تحت پوشش آموزش حرفهای داریم و جمعیتمان نزدیک به 80 میلیون نفر است. شما نسبت را ببینید. ما اصلا برنامهای برای توسعه فوتبال جوانان نداریم در حالی که طراحی این برنامه اصلا کار سختی نیست؛ برنامه میخواهد و بودجه، که البته من فکر میکنم تا امروز هیچکدام از آنها را نداشتیم. ما در این چند سال همواره در همین مسیر غلط گام برداشتهایم، پس باید راهمان را عوض کنیم.
اینکه بیشتر بودجه فوتبال ما در موضوعات روز که خوراک افکار عمومی است هزینه میشود یک واقعیت انکارناپذیر است. در این میان نتیجهگرا بودن مدیران فوتبالی در ایران خود یک عامل تاثیرگذار منفی است. البته در پیشبرد طرح توسعه فوتبال، یک پارامتر تاثیرگذار دیگر هم وجود دارد؛ امکانات.
اینکه هنوز هم ورزشگاه آزادی بهعنوان تنها ورزشگاه استاندارد و البته آبرومند این فوتبال، پذیرای رقابتهای باشگاهی و ملی فوتبالماست یا اینکه ورزشگاه نقش جهان بعد از 15 سال هنوز هم بیمصرف مانده، خود نشانههای مریض بودن ساختار این فوتبال است. ساختاری که بیشک درمان آن نه تعویض مربی است و نه تعویض رئیس فدراسیون.
رضا پورعالی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: