نیروهای ویژه برای خنثی کردن طرح و نقشه حریف دچار موانع فراوان میشوند... متوجه خواهید شد که قرار نیست در این سریال با پلیسها و مجرمان کلیشهای مواجه باشیم. قرار نیست در یک نگاه صفر و صدی یا سیاه و سفید رودررویی قهرمان و ضدقهرمانی را شاهد باشیم که یکی لباس سوپرمنی به تن کرده و دیگری یک خلافکار کودن است که خیلی زود به دام قانون گرفتار میشود.
در سریال رهایی که از شبکه دو در حال پخش است، قرار نیست مجرم و خلافکار و ضدقهرمان آدمهای ساده لوح و کمهوش باشند و از آن طرف هم با پلیسی مقتدر و معصوم که هیچ اشتباهی نمیکند مواجه شویم. تعادل در این دو قطب متضاد برقرار شده و اتفاقا به واسطه همین نقطه تعادل، دو سر طیف خیر و شر در موقعیت واقعگرایانهای رودرروی هم قرار میگیرند؛ درست شبیه به صفحه شطرنج که مهرههای سیاه و سفید به موازات و مساوات هم چیده میشود. در اینجا هم اگر با پلیسی ویژه مواجه هستیم که شمایل ظاهری و تجهیزاتشان با پلیس متعارف و معمولی که درخیابان میبینیم، متفاوت است با گروه مجرمان و خلافکارانی هم روبهرو میشویم که هم باهوشند و هم مجهز و آشنا با رمز و رازهای پلیسی. حتی در نسبیت بین سام قریبیان به عنوان سردسته خلافکاران و دانیال حکیمی به عنوان رئیس پلیس وزنه به سمت ضدقهرمان سنگینتراست؛ هم از حیث بازی و هم شخصیتپردازی و تیپسازی و این درنهایت به نفع پیام اثر است. وقتی ضدقهرمان قدرتمند باشد، قهرمان تاثیرگذارتر و مقتدرتر در ذهن و دل مخاطب مینشیند. گرچه در اینجا با فرد مواجه نیستیم. قصه سویه تخت شخصیتی ندارد؛ بلکه یک نگاه جمعی و حرکت تیمی بر آن حاکم است به این معنی که قرار نیست از کاراکتر و بازیگر خاصی به عنوان محور قصه استفاده شود، چه در گروه مجرمان چه در گروه پلیس؛ بلکه این تیم پلیسی و کارکرد اجتماعی پلیس است که برجسته شده است.
استفاده خوب از جلوههای بصری و ویژه برای انعکاس قدرت پلیس معاصر که از آخرین تکنولوژی مدرن روز در حوزه کاری خود به شکل حرفهای استفاده میکند، از دیگر نکات مثبت این سریال است. استفاده از این تکنیکهای بصری و میدانی در کنار نوع تصویربرداری با زاویههای نامتعارف و غیرمتقارن دوربین موجب شده هم ریتم و ضرباهنگ اثر شتاب بیشتری به خود بگیرد که این متناسب با اقتضای ژانر هم هست و هم التهاب درونی قصه به مخاطب منتقل شده و درگیری ذهنی ایجاد کند، اما حلقه مفقودهای در این بین وجود دارد. به عبارت دیگر بین دو ویژگی مثبت سریال که یکی تلاش برای تصویر واقعگرایانه از پلیس و خلافکاران است و دیگری استفاده از تکنولوژیهای مدرن در تولید و فضاسازی صحنههای درگیری اما پای قصه میلنگد. یعنی مخاطب نمیتواند تصویر دقیقی از خط سیر داستان به دست آورد. آنقدر حجم صحنههای اکشن و پلیس بازیها زیاد است که انگار قصه لابهلای آن گم میشود. مخاطب نمیتواند با قصه و شخصیتهایش نسبت فردی و شخصی برقرار کند. به عبارت دیگر مخاطب بیشتر با فضای پلیسی و تعقیب و گریزهای هیجانانگیز آن ارتباط برقرار کرده و از تماشای آن لذت میبرد، نه از طریق درگیر شدن با ساختار درونی قصه. اگر این فرم جذاب و هیجانانگیز که اتفاقا نیاز سریالسازی امروز ماست با مضمونی معمایی و روایتی قصه آمیخته میشد با یک سریال خوب پلیسی ـ جنایی مواجه میشدیم.
شاید حضور سام قریبیان که امتحان خود را در ایفای نقش منفی در فیلم خط ویژه بخوبی نشان داد در اینجا به جذابیت سریال بخصوص شکلگیری یک ضدقهرمان تاثیرگذار اگر نگوییم دوست داشتنی کمک میکند. تسلط کلامی و صلابت نگاه و صدایش شمایل مقتدری از یک ضد قهرمان را به تصویر میکشد. تقابل و تعاملهای بازی و شخصیتی او با شاهد احمدلو نیز که بعد از مدتها دوری از فضای بازیگری در این مجموعه ظاهر شده این چرخه را کاملتر میکند.
سیدرضا صائمی / جامجم
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد