یکم: دیدگاه اول، زاویه دید بانک مرکزی است. این بانک با افزایش سقف برداشت از خودپردازها کاملا مخالف است و استدلالش نیز این است که این امر نفس بانکداری الکترونیک را بیمعنی کرده و به رواج دوباره پول نقد در مبادلات منجر میشود. به گفته این بانک، بانکداری الکترونیک با این هدف ایجاد شده که مردم بیشتر امور خود را از طریق کارتهای بانکی و دیگر سامانههای بانکداری آنلاین انجام دهند تا ضمن این که کمکی به خلوت شدن شعب و کاسته شدن از کار بانکها میشود، اسکناس در حجم فعلی که به نسبت دنیا غیراستاندارد است و چاپ و فرآوری آن سالانه هزینه گزافی روی دست بیتالمال میگذارد، از چرخه خارج شود؛ کاری که دنیا کرده است.
دوم: اما دیدگاه دوم، زاویه دید مردم و شهروندان عادی است. آنان میگویند با افزایش نرخ تورم، سطح پرداختهای خرد روزانه افراد بالا رفته و رقم 200 هزار تومان در شبانهروز مشکلی را از آنان حل نمیکند. به عنوان مثال، یک باک بنزین، یک چهارم پول نقد دریافتی از خودپرداز را میبلعد و شخص ممکن است برای دیگر امور روزمره خود که بناچار نیاز به پول نقد دارد، با مشکل مواجه شود. از سوی دیگر، مردم میگویند بسیاری از پرداختهای خرد به علت ماهیت شغل، هنوز مشمول داشتن کارتخوان نشده و نخواهد شد. همچنین سوال شهروندان این است که اگر شبکه شتاب از کار افتاد و لاجرم نیاز به پول نقد بیشتر برای خریدها به وجود آمد، آنان چه کنند.
در مثالی دیگر، آنان اشاره میکنند در مواردی که شخص حتما به تحویل پول نقد به طرف مقابلش نیاز دارد، مانند کادو دادن در مراسم مختلف یا پرداخت حقوق خدمتکار یا کارگر منزل و امثالهم، سقف 200 هزار تومان اصلا کافی نیست و این پول، گاه در چشم برهمزدنی تمام شده و شخص مجبور به مراجعه به شعبه بانک خواهد شد. به این ترتیب شهروندان معتقدند ضمن در نظر داشتن اهداف بانکداری الکترونیک، رشد تورم و کاهش ارزش پول، سقف پول نقد مورد نیاز برای انجام کارهای عادی روزمره را گاه بیش از 200 هزار تومان کرده است و بنابراین بانک مرکزی باید با افزایش سقف برداشت پول نقد ـ که البته کم و بیش در برخی بانکها وجود دارد ـ مقتضیات جدید مردم را مورد توجه قرار دهد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم