از کرخه تا راین (ابراهیم حاتمیکیا)
بازیگران: علی دهکردی، هما روستا، صادق صفایی، اصغر نقیزاده، هانس نویمن و پرویز شیخ طادی.
سعید، جانباز جنگ تحمیلی برای درمان راهی آلمان میشود و آنجا با یونس فرزند خواهرش لیلا و شوهر آلمانیاش ارتباط عاطفی عمیقی برقرار میکند.
خدا، خدا، خدا. چرا اینجا؟ رو زمین دنبالت گشتم نبردیم، تو دریا دنبالت بودم نکشتیم. تو جزیرهها دنبالت گشتم، ولی فقط چشمامو گرفتی این تن رو نبردی. چرا اینجا؟ اینجا، اینجا. من شکایت دارم، من شاکیم. پس کو اون رحمانت، کو اون رحیمت؟ کو؟ آخه قرارمون که این نبود. چرا اینجا؟ آخه چرا اینجا؟ چرا چشمامو بهم پس دادی؟! که چیکارش کنم، که چی ببینم؟ من شکایت دارم، به کی شکایت کنم، به کی بگم؟ به کی شکایت کنم آخه؟ این شکواییه پرستشوارانه آشنای سعید (علی دهکردی) کنار رود راین آلمان در فیلم به یادماندنی «از کرخه تا راین» را حتما به یاد دارید. سعید از آن فرشتههای فرود آمده به زمین در هیبت انسان است که آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد. جانبازی است که در جنگ تحمیلی بر اثر بمبهای شیمیایی بینایی چشمانش را از دست داده و بجز این مشخص میشود که بر اثر استنشاق گازهای شیمیایی مبتلا به سرطان خون هم است. این اثر جاودانه حاتمیکیا با موسیقی روحنواز مجید انتظامی بنمایه و چکیده موضوعات ارزشمندی مانند دفاع مقدس، رعایت خصلتهای والای انسانی رزمندگان، مظلومیت، ایستادگی و زندگی جانبازان و صبر و افتخار آنان به مقام جانبازی است. هرچند بزرگواری مثل سعید به دلیل عمری دلبستگی به خالقش با اندکی گلایه او را صدا بزند و از منظر دلتنگی در خلوتی عاشقانه با معشوقش به شیوه خود راز و نیاز کند. او خوبتر از هر کسی به برکات و نعمات این دردهای بهتر از درمان آگاه است.
سربه مهر (هادی مقدمدوست)
بازیگران: لیلا حاتمی، آرش مجیدی و خاطره اسدی.
صبا که نماز نمیخوانده، بنا به شرایط زندگی شروع به خواندن نماز میکند، اما الان شهامت اینکه از این موضوع چیزی به خواستگارش بگوید را ندارد؛ مسالهای که میتواند آینده این آشنایی را تحت تاثیر قرار دهد. نماز خواندن شخصیتها در آثار نمایشی ما هنوز آنطور که باید جا نیفتاده و در قالبی جذاب و ترغیبکننده ارائه نمیشود. هنوز هم متاسفانه برخی صحنهها و سکانسهای حاوی نماز برای صرفا رفع تکلیف در بعضی از فیلمها گنجانده میشود و مثل نمازی میماند که بیهیچ دلبستگی و بندگی و ارادت و عشقی و تنها از روی عادت ادا میشود. با این حال فصلهای تصویری را هم به یاد میآوریم که هنرمندانه و در خدمت فضای دراماتیک اثر از نمایش نماز بهره بردهاند و با این کار، هم آن صحنه را جاودانه کرده و هم موجب شدهاند تماشاگران با دیدن آن، حس خوشایندی نسبت به این جلوه زیبای بندگی پیدا کنند. فیلم و سریالهای مذهبی و آثار دفاع مقدسی که به واسطه رویکرد مستقیمشان به دین و مذهب اساسا در برخی لحظات نمازخواندن شخصیتهای مومن و رزمنده را به تصویر میکشند، اما در فیلمهای دیگر نمایش نماز از حساسیتهای بالایی برخوردار است و کوچکترین لغزش و شعار بیپشتوانهای لطف قضیه را از بین میبرد. «سربه مهر» شاید تنها فیلم سینمای ایران باشد که به طور مستقیم به موضوع ارزشمند نماز میپردازد و خوشبختانه از این امتحان سربلند بیرون میآید. مقدمدوست با نوشتن شخصیت صبا که با اجرای هنرمندانه لیلا حاتمی همراه و تکمیل میشود، موفق به خلق انسانی میشود که مشکلات و دردهای زندگیاش را پشت رکعتهای نماز جا میگذارد و با این بهترین عبادت به آرامش میرسد و بر تردیدهایش غلبه میکند.
بچههای آسمان (مجید مجیدی)
بازیگران: رضا ناجی، میرفرخ هاشمیان، بهاره صدیقی و فرشته سرابندی.
پسربچهای به نام علی کفشهای خواهرش را گم میکند و از آنجا که زهرا کفش دیگری نداشته و پدر هم توانایی مالی خرید کفش نو را ندارد، قرار میگذارند صبحها زهرا کتانی علی را بپوشد و ظهر علی با کتانی به مدرسه برود. امام صادق(ع) میفرماید: اگر در میان مردم عدالت برقرار شود، همه بینیاز میشوند و به اذن خداوند متعال آسمان روزی خود را فرو می فرستد و زمین برکت خویش را بیرون می ریزد. این تنها یک نمونه از تاکیدات دینی و آسمانی بزرگان ما درباره نشر فرهنگ عدالتخواهی است. موضوع عدالت از آغاز تاریخ سینما به فیلمها راه پیدا کرده و فیلمسازان عدالتخواه همیشه از کوچکترین فرصتها برای رساندن فریاد اعتراضشان به وضع موجود بهترین و بیشترین استفاده را کردهاند. شخصیت ولگرد با هنرنمایی بیبدیل چاپلین یکی از بهترین مصداقهای بیعدالتی اجتماعی است و هرآنچه بر سر او میرود ریشه در تبعیض و بیانصافی جهانی بیرحم و درنده دارد. «بچههای آسمان» اثر پرآوازه سینمای ایران نمونهای درست از تصویری واقعی و انتقادی بدون پرداختن به سیاهبینی و یاس است. اثری که روی نقطه ضعفی به نام عدالت اجتماعی دست میگذارد و در قالبی هنرمندانه و به امید فردایی بهتر آن را بازگو میکند.
طلا و مس (همایون اسعدیان)
بازیگران: بهروز شعیبی، نگار جواهریان، سحر دولتشاهی، جواد عزتی و مهران رجبی.
سیدرضا طلبهای که بتازگی با خانوادهاش به تهران میآید تا در کلاسهای استاد اخلاقی که وصف او را بسیار شنیده شرکت کند، متوجه بیماری همسرش زهرا میشود و بهناچار برای تهیه هزینه درمان او باید تغییراتی در شیوه زندگیاش دهد. گرچه قهرمانهای شکستناپذیر کلاسیک که به سبک بتمن، سوپرمن و دیگر اسطورههای دنیای سرگرمی قادر به شکست مشکلات باشند هنوز هم در سینما پیدا میشوند و طرفداران پرشماری هم دارند، اما قهرمانان امروزی از جنس خود ما هستند؛ آدمهایی پنجه در پنجه مشکلاتی ریز و انگار بیپایان. بنابراین باید دنبال راهحلهایی انسانی، ملموس و آشنا برای برتری بر آنها باشند. در آن صورت است که ما تماشاگران آنها را باور میکنیم و میپذیریم و در مسیر اثر همراهشان میشویم و شکست آنها را شکست خودمان و پیروزیشان را هم برنده شدن خودمان خواهیم دانست. سیدرضا، طلبه «طلا و مس» از این جنس است، همینطور شخصیت روحانی فیلم «فرشتهها با هم میآیند» و کاراکترهای دیگری که بخصوص در سینمای اجتماعی و متعهدانه ایران تعدادشان زیاد است، آدمهایی دردمند و دغدغهمندند که مضمونهایی چون احساس مسئولیت، ایثار، زهد، انفاق، ریاضت، جدیت در کار و تلاش برای خدا را در گذر قصه به فعل تبدیل میکنند. درواقع سبک و شیوه زندگی آنها بازتاب بخشی از جامعه است و هر رفتار و گفتار این شخصیتها میتواند به عنوان الگوی افراد مورد بهرهبرداری قرار بگیرد.
بازمانده (سیفالله داد)
بازیگران: سلما مصری، جیانا عید، جمال سلیمان، بسام کوسا، غسان مسعود، صباح برکات و علاءالدین کوکش.
سال 1948 است و شهر حیفا در فلسطین تحت اشغال رژیم صهیونیستی است. صفیه که میخواهد تنها یادگار خانوادهاش را حفظ کند، به عنوان دایه فرهان وارد یک خانواده یهودی میشود. از سوی دیگر، همسر صفیه که درگیر مبارزه با صهیونیستهاست نقشه انفجار بمب در یک قطار حامل صهیونیستها را طرحریزی میکند و صفیه میپذیرد چمدان حاوی بمب را حمل کند. مقاومت اسلامی، تاریخی به درازای ظهور اسلام دارد و از همان زمان پیامبر، خانواده و یاران باوفایش همواره مورد ظلم و ستم کافران و بدکاران قرار گرفتند و این سیر اسلامستیزی و رفتار سرکوبگرانه و خصمانه در برابر هر نوع آزادهخواهی ادامه پیدا کرد و امروز خودش را در قالب جنایات و فجایع رژیم صهیونیستی و دیگر حکومتهای ناخلف نشان میدهد.
از سوی دیگر، مقاومت نیز گستردهتر شده و بیداری اسلامی و بیداری سایر دینمداران و افراد آزاده جهان ابعاد فوقالعادهای پیدا کرده است. بنابراین چه رسانهای قدرتمندتر و تاثیرگذارتر از سینما که بتواند نقش موثری در رسوایی بدکاران و نمایش ایثار و مقاومت جانانانه آزادهخواهان داشته باشد؟
کشور جمهوری اسلامی ایران نیز که به عنوان مرکز عدالتخواهی و آزادهخواهی منطقه و جهان شهره عام و خاص است، با آگاهی کامل از نقش سازنده و موثر سینما هیچگاه نسبت به تولید آثاری ارزشمند و ماندگار درباره جنایات اسرائیل و دیگر قدرتهای پوشالی و مقاومت مردم مظلوم فلسطین، لبنان و سایر مردم رنج کشیده جهان بیاعتنا نبوده است. فیلمهای شکارچی شنبه، سی و سه روز، آتش پنهان، شهابی از جنس نور و ابوزینب تنها چند نمونه از فعالیتهای موثر فیلمسازان متعهد و دغدغهمند ما در این زمینه است. فیلم درخشان و ماندگار «بازمانده» ساخته زندهیاد سیف اللهداد اما حکایت دیگری دارد. اثری استاندارد که با تکیه بر قصهای پرتعلیق و پرکشش مضمون رشادتها و مقاومت مردم مظلوم فلسطین را به بهترین شکل منتقل میکند و به موضوع مهم ماجرای اشغال و ظلم بیسابقه به ملت فلسطین میپردازد. فیلمی که به عنوان نمونهای موفق میتواند الگوی ساخت آثاری درخور و شایسته درباره این موضوع باشد.