
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
معجزه سبد هلو، زودتر از آنچه انتظار میرفت در ذهن جهانیان نشست. آمریکاییها، پیشقراولان بازیهای قبیلهای شبیه بسکتبال، قوانین بازی با سبد هلو را فراگرفتند و آن را در میان قارهها توسعه دادند. مستشرقان غربی در هندوستان و کارگران انگلیسی در جنوب ایران پایههای سبد بسکتبال را بنا کردند، اما فعالیتهای آنها در میان خوشگذرانیهای مظفرالدین شاه گم شد. شاه قاجار در سفر فرنگ و در کنار مشاهده ورزشکاران، شیفته ورزش شد اما از ابداع نای اسمیت که آن روزها به دروازه اروپا رسیده بود، سر درنیاورد.
دائرهالمعارف بریتانیا سال ورود بسکتبال به ایران را 1901 میلادی (1280 شمسی) نوشته است، اما بسکتبال به طور رسمی توسط فریدون شریفزاده دانشجوی ایرانی ساکن ترکیه، در سال 1310 شمسی وارد ایران شد. بین سالهای 1314 تا 1325 دبیرستان البرز (کالج البرز) خاستگاه بسکتبالیستهای پرشماری بود که هر کدام در سالهای بعد در بازی و مربیگری، پایههای توسعه بسکتبال ایران را بنا گذاشتند.
2 سیگارش را روشن کرد و گذاشت گوشه لبش. با پک دوم سرفهاش گرفت. سیگار را توی جا سیگاری فشار داد و مچالهاش کرد. انگاری به خاطر همان دو پک که به سیگار زد، پشیمان شد. پرسید: کجا بودیم... گفتم: کالج البرز.
ابوالفضل صلبی یکی از چند بازمانده کالج البرز است که هنوز زمینهای این کالج زیر پل حافظ برایش لبریز از خاطرات بازیهای المپیک و آسیایی است. بازیکن نسل اولی بسکتبال ایران که مهارت پرتابهای راه دورش سینه به سینه تا امروز نقل شده است... دود سیگار که اذیتت نمیکنه؟... نه عمو صلبی...راحت باش.
انگار مطلب تازهای به ذهنش رسیده باشد، میگوید: خدا رحمت کنه مسعود ماهتابانی رو. یه روز همون موقعها تابستون 1323 یا 1324 بود اشتباه نکنم، دستم رو گرفت برد زمین البرز. بسکتبال چی بود. نمیدونستم. آخه فوتبال بازی میکردم. مسعود توپ رو داد دستم گفت پرتاب کن. پرتابم به سبد نشست. خوشم اومد. دوباره توپ رو داد، این بار باهاش دویدم. گفت وایستا بابا کجا میری. نمیدونستم رانینگ چیه. اونوقت قانون بازی رو به من یاد داد. خدا بیامرزدش.
ابوالفضل صلبی در سالهای 1327-1326 در اوج بسکتبال خودش در رقابتهای المپیک 1948 لندن شرکت کرد. تیمهای ایران آمادگی حضور در این بازیها را از قبل نداشتند، اما تیم ملی بسکتبال به همراه تعدادی از ورزشها رهسپار لندن شد.
صلبی از خاطراتش در آن سالها میگوید: انگلیسیها توی بعضی اتاقها تخت نداشتند، بچهها روی زمین میخوابیدند. رفتیم لندن دیدیم اوه! چه خبره! بسکتبال اینه که اینا بازی میکنن نه ما با اون بازیهامون.
به این ترتیب المپیک لندن سرآغاز حرکت نوین بسکتبال ایران بعد از دوره ابداع و ورود این ورزش به ایران بود. از آن به بعد توجه به بسکتبال بیشتر شد و برای اولین دوره بازیهای آسیایی تیم ملی بسکتبال در کنار تیمهای شیرجه، وزنهبرداری، فوتبال و دوومیدانی به بازیهای 1951 دهلی رفت.
3 عمو صلبی با دست به یکی از آلبومهای قدیمی روی میز اشاره میکند و میگوید: آلبوم رو بردار. ورق بزن. آهان این یکی. همین... همین. اون منم. نفر دوم از سمت راست. از چپ بخوای برات بگم کمال مشحون، علیرضا اوشار، حسین صعودیپور، من و حسن خالقپور. این پنج نفر عضو تیم ملی بسکتبال در بازیهای آسیایی 1951 دهلی بودیم. قبل از این بازیها ما رو برده بودند ژاندارمری. گفتیم بابا اینجا واسه چی آوردینمون، گفتند اردوی آمادگیتون اینجاست. یه سالن بزرگ در اختیار کل ورزشکاران بازیها بود که تختها توش مرتب چیده شده بودند. ناهار و شاممون همونجا بود. زمین تمرینمون دانشکده افسری بود. دور بود. بعد جامونو عوض کردن.
زمینهای تمرینی بسکتبال در سال 1330 آسفالت بود. در خاطرات بیژن قهرمانلو خواندم برای تمرین یا مسابقه در روزهای بارانی با سطل، آب چاله چولههای زمین را خالی میکردند و اکنون ابوالفضل صلبی میگوید: زمین بتون بود. نرم نبود مثل الان. میافتادیم دست و پاهامون خراش برمیداشت. حالیمون نبود. جوون بودیم. میدویدیم این طرف آن طرف. دست و پا هم میشکست خداحافظ.
در بین عکسهای عمو یکی ذهنم را خیلی مشغول کرد... این مرغ و خروسها چیه توی عکس؟... اینا رو میگی؟ تمرین مون بود دیگه... با مرغ و خروس تمرین میکردین؟... آره بابا میدویدیم دنبال این مرغ و خروسا... میگرفتیمشون.
تمرین هوازی آن روزهای ابوالفضل صلبی با صعودیپور، مرحوم کامبیز مخبری و مرحوم حسین سرودی دویدن دنبال مرغ و خروسها در زمین ژاندارمری و گرفتنشان بود!... مث مرغ و خروسای الان نبودن یه گوشه چرت بزنن. زبل. زرنگ. مگه میشد گرفتشون.
با این تدارکات بود که ابوالفضل صلبی و هم تیمیهایش در بازیهای آسیایی 1951 دهلی شرکت کردند. تیم ملی به نسبت بازیهای المپیک باتجربهتر شده بود. حسین سرودی مربی و کاپیتان تیم بود...
حرف، حرف حسین سرودی بود. کسی جرات نداشت رو حرفش حرف بزنه. میگفتیم چشم و بازی میکردیم. زمینهای هند نرمتر از زمینهای ژاندارمری بود. خاک رس بود. میخوردی زمین آسیب نمیدیدی، پا میشدی میافتادی پی توپ...
از تیمهای مطرح در اولین دوره بازیهای آسیایی چین و پاکستان غایب بودند. کرهایها هم به دلیل جنگ نیامده بودند. از تیمهای بسکتبال خوب وقت، ژاپن و فیلیپین بودند که تیم ایران به هردو باخت و در پایان رقابتهای بسکتبال بازیهای آسیایی سوم شد. اولین حضور بسکتبال با نخستین برنزآسیایی. صلبی میگوید: فیلیپین دو تا قدبلند داشت. همه گلها رو همون دو تا میزدند. ژاپنیها سهتایی میافتادند سر بازیکن صاحب توپ. ما هم خوب بودیم. اختلاف امتیازات مون زیاد نبود....
4 هواپیمای داکوتای دو موتوره که کاروان ایران با سه فروند آن رهسپار دهلی شده بود در فرودگاه این شهر آماده بازگشت به ایران بود. ابوالفضل صلبی به همراه تعدادی از ورزشکاران روی صندلیهای هواپیما نشسته بودند که هواپیما پرید. پرواز داکوتا اما در آسمان با نقص فنی روبهرو شد...
وسط آسمون یه صدا خوابید. گفتیم داریم سقوط میکنیم. خلبان اعلام کرد یه موتور هواپیما از کار افتاده. باید فرود بیاییم، اما تا زمان فرود اضطراری باید یه کاری کنیم. چمدونها رو بندازیم بیرون که هواپیما سبک بشه! چمدونا رو از ترس جونمون پرت کردیم و چند دقیقه بعد هواپیما توی یه شهر دیگهای نشست. رسول رئیسی قهرمان وزنهبرداری میخواست بره دنبال چمدونا. گفتم بشین عزیز من هر چی بود از اون ارتفاع تا پایین لت و پار شد...
...دودش که اذیتت نمیکنه؟ گفتم: نه عمو، راحت باش. یه سیگار دیگه از پاکت درآورد و گذاشت پشت گوشش. حالا کی نوبت اون سیگار میشه و دومین سرفه عمو صلبی که مچالهاش کنه؟
محمد رضاپور / گروه ورزش
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد