مردم وقتی به زندگی شخصیتی علاقهمند میشوند و تمایل پیدا میکنند اثر نمایشی را تماشا کنند که چیزی فراتر از آنچه همه میدانند را بازگو کند. نقبی به اتفاقات جامعه و مردم آن دوره بزند و داستانکها و حواشی را به تصویر بکشد که دیدن و شنیدن آن برای مردم جالب باشد و از همه مهمتر اینکه قصه داشته باشد یعنی ساختار روایی سریال براساس داستانگویی دنبالهدار طراحی شود.
کشور ما مشاهیر زیادی دارد چه آنها که در زمانهای دورتر زندگی میکردند و چه آنها که معاصرند و تلویزیون میتواند با استفاده از این منبع غنی درباره همه آنها فیلم یا سریال بسازد. درست شبیه کاری که برای دکتر قریب انجام داد و ساخت زندگی این شخصیت معاصر و مهم را به کیانوش عیاری سپرد تا او با استفاده از تجربیاتی که در زمینه فیلمسازی دارد و هوش خلاقانه خود اثری بسازد که تاکنون چند بار از شبکههای مختلف تلویزیون بازپخش شده، اما هنوز هم دیدنی است و غبار تکرار آن را ملالانگیز نکرده است. شاید اگر ساخت این سریال به کارگردانی سپرده میشد که به اندازه عیاری به کارش تسلط نداشت روزگار قریب به این میزان در روایت شخصیت دکتر قریب و علاقهمند کردن مردم به تماشای زندگی او موفق نمیشد.
بازی بازیگران و تلفیق استادانه واقعیتهای زندگی دکتر قریب با حواشی که در آن دوره در جامعه ما رخ داده، رجعت به گذشته بجا و مناسب و استفاده صحیح از درامپردازی باعث شده تا سریال روزگار قریب به یکی از دیدنیترین آثار تلویزیون تبدیل شود.
از همین الگو و روش میتوان برای ساخت سریال و فیلم درباره شخصیتهای معروف ایرانی بهره برد. هر چند عیاری برای ساخت این سریال زمانی نزدیک هفت سال وقت گذاشت، اما نشان داد که به اصطلاح یک دهآباد بهتر از صد شهر خراب است! شخصیتهای مهم کشور ما زیاد هستند و تصویرسازی منسجم و خوب از آنها هم میتواند برای تلویزیون اعتبار باشد و هم شخصیت موردنظر را به شکل درست به مردم معرفی کند.
طاهره آشیانی / دبیر گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم