اصولا رمان باید چیز پنهانتری را بگوید؛ چیزی که فیلمها توان نفوذ در آن را ندارند. چیزی که تئاترها به واسطه محدودیت ذاتی در باورپذیرکردن تخیلات دیوانهوار و افراطی نمیتوانند نمایش دهند. «شهر و خانه» این گونه رمانی است. تمام این شاهکار ناتالیا گینزبورگ، نویسنده بزرگ ایتالیایی به صورت نامههایی روایت میشود که شخصیتها برای هم میفرستند.
نامه احساساتی را که گاه خود آدم به آن آگاه نیست، افشا میکند. تو را با آنچه در درون پنهان کردی روبهرو میکند. شهر و خانه را که میخوانید خیلی ملموس ارزش نامهنوشتن را بازمییابید و دوست دارید به همه آدمهای مهم زندگیتان نامه بنویسید.
نامههای جوزپه شخصیت اصلی رمان شهر و خانه تصویر عمیقی است از او و نامههایی که به او فرستاده میشود، تصویر صریحی است از احساسی که دیگران به او دارند.
معرفی کتاب برای آخر هفته، یعنی روزی مثل پنجشنبه یا جمعه کمی ریسک دارد. شاید موسیقی، مهمانی و گشت و گذار با رفقا یا دیدن یک کمدی درست و حسابی بیشتر به درد بخورد، اما شهر و خانه فرق میکند.
گوشه مناسبی را انتخاب کنید. درمیان رمان یک فنجان قهوه اسپرسو با عطر عربیکا میچسبد.
هر رمانی که رنگی از ایتالیا دارد، بدون اسپرسویی روی میز عیشی ناقص است. گاه میتوانید توقف کرده و ترانههای قدیمی و دلربای ایتالیایی را گوش کنید.
وقتی از خواندن مشعوف شدید، پنجره را باز کنید و شب زنده تهران را ببینید. تمام خواندن این رمان برای این تماشای دلانگیز است تا قدر شهر و خانه را بدانید. شب در شهر همیشه زیباست.
سهراب شکیب
شهر و خانه/ ناتالیا گینزبورگ
ترجمه: محسن ابراهیم/ انتشارات هرمس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم