در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چه زمانی یک فرد با پزشکی قانونی سروکار دارد؟ در پاسخ این پرسش باید گفت: نخست زمانی که مرگ مشکوکی رخ دهد یا نیاز باشد درباره مرگ یک فرد گزارشی به دولت ارسال شود، مثلا وی کالبدشکافی شود. دوم وقتی که مردم نیاز دارند از میزان آسیبهای وارد شده به خودشان گزارشی را به دادگاه آرائه کنند؛ مانند زمانی که فرد در یک نزاع مجروح شده است. آمارها نشان میدهد پزشکی قانونی سالانه دو میلیون گزارش کارشناسی به منظور کارکردهای خود صادر میکند که از این میزان 81 درصد مربوط به معاینه بالینی و 4 درصد شامل موارد فوتی است. در مواردی هم نیاز به بررسی برخی موارد همچون DNA یک فرد مجهولالهویه در آزمایشگاه است که آن کار را هم پزشکی قانونی انجام میدهد.
روشن است که در هر سه این موارد نظر هیچ پزشک دیگری، ولو معتبرترین و معروفترین پزشکان برای دادگاه محکمهپسند به حساب نمیآید. دلیل این مساله چیست؟
دولت (در معنای عام خود یعنی حکومت) به عنوان انجامدهنده خدمات عمومی در جامعه باید کار خود را به صورت کارشناسی شده، شفاف، بیطرفانه و البته سریع و بموقع انجام دهد. برای این منظور، دولت به یک تیم کارشناسی مطمئن نیاز دارد تا در حوزههای مختلف او را یاری کنند. این مساله وقتی اهمیت بیشتری پیدا میکند که قرار است بر مبنای نظرات آن کارشناسان، داوری و قضاوتی صورت بگیرد. البته باید در نظر داشت گزارش پزشکی قانونی صرفا یکی از ادلهای است که قاضی آن را بررسی میکند. از این روست که حتی اگر پزشکی قانونی گواهی دهد فردی بر اثر ضربه مجروح شده، به معنای این نیست که وی حتما در دادگاه خواهد توانست از دیگر طرف دعوا، دیه بگیرد یا او را محکوم به دیگر مجازاتها کند؛ زیرا ممکن است شاهدان ماجرا، شهادت دهند این ضربات بر اثر بیاحتیاطی وی یا حتی بر اثر ضرباتی بوده که خود بر بدنش وارد کرده است و نه ضربه دیگر اشخاص.
عرفان پارساییفر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: