در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خیلی جالب است که نقش اولیور توئیست را یک زن ایفا میکند. چه شد که این پیشنهاد را پذیرفتید؟
من از دو سال پیش، سر نمایش «یادداشتی برای سهراب» که طراح لباس آن بودم با آقای خلیلی همکاری میکردم. آن زمان آقای خلیلی و فرزاد حسنی که مجری طرح بود به من پیشنهاد دادند که به دلیل فیزیک و نوع بازیای که از من دیده بودند، نقش اولیور توئیست را برعهده بگیرم.
در ابتدا خیلی برایم عجیب و پراسترس بود. نمیدانستم که آیا میتوانم از پس این نقش برآیم یا نه. از بیستم فروردین تمرین را آغاز کردیم.
اصغر خلیلی، کارگردان نمایش چه نگاهی به داستان چارلز دیکنز داشت؟
نگاه کارگردان یک برداشت آزاد از داستان دیکنز است. او نمیخواهد همان داستان را اجرا کند. او داستان را بر اساس جامعه ما و اتفاقاتی که در جامعه ما میافتد، تغییر داده است.
برخی از مظاهر مدرن مانند موبایل در کار به چشم میخورد. به نظر میرسد کارگردان خیلی به داستان اصلی وفادار نیست.
با کارگردان که صحبت میکردیم قرار بر این بود که کار تا اندازهای مدرن باشد. البته کارگردان تا حدودی به متن وفادار بوده و شخصیتهایی نظیر آقای بامبل، آقای فاگین، ساکس و نانسی در نمایش حضور دارند. با این همه، آخر داستان تغییر داده شده است. دید ما این بود که اولیور ما صرفا در کشوری مانند انگلستان و شهری مثل لندن نیست، بلکه ما آمدیم به اولیوری پرداختیم که در تهران وجود دارد.
البته پرسش دیگر ما هم در همین زمینه است که اصولا چه ضرورتی دارد که داستانی که متعلق به لندن قرن 19 است در ایران اجرا شود؟
همانطور که گفتم در تهران امروزی، هر روز با هزاران اولیور برخورد میکنیم که در کنار خیابان فال یا جوراب میفروشند که ما از کنارشان بسادگی میگذریم. کودکانی که با دستفروشی زندگی خود را میچرخانند و برای جای خواب و غذایشان تلاش میکنند. منظور از آوردن موبایل و دوربین نیز امروزی کردن فضا بود. احساس میکنم که همچنان فاگینها و فاکسهایی در تهران وجود دارند و برای همین سعی کردیم که کار با جامعه امروزی خودمان شباهت داشته باشد تا بسادگی از کنار این مسائل نگذریم. موبایل نیز تاکیدی است بر جریانی که افراد جامعه وقتی چنین مسائلی را مشاهده میکنند فقط موبایلشان را در میآورند و از آن فیلم میگیرند.
آثاری را که در گذشته با موضوع اولیور توئیست ساخته شده نیز دیده بودید؟
از دو سال گذشته کارهای متفاوتی را که بر اساس این داستان ساخته شده، دیدم. تلاش کردم اولیوری را بازی کنم که با تمام آنها متفاوت باشد؛ اولیوری که در تهران است.
در فیلم «فرشتهها با هم میآیند» به ایفای نقش پرداختهاید. درباره اولین فیلم سینمایی خود توضیح بدهید.
خوشبختانه افتخاری نصیب من شد که در کنار دوستان عزیزی چون جواد عزتی و نازنین بیاتی باشم و همچنین برای آقای حامد محمدی که خودش فیلمنامه را نوشته، بازی کنم. در آنجا نقش زن معترضی را بازی میکنم که با شرایطی که دارد و با اینکه به طبقه پایین جامعه تعلق دارد، اعتراض میکند تا درد خود را به گوش همه برساند. در کل، کار بیادعایی است و در عین حال فیلم خوشساختی در سینمای ایران است.
کمیل انتظاری / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: