چرا طرفدار استقلال و پرسپولیس نیستم؟

من تقریبا دوازده ساله بودم که هواپیمای منچستری‌ها در بازگشت از مونیخ سقوط کرد و بسیاری از بازیکنان بزرگ این تیم جان باختند.
کد خبر: ۷۰۶۰۷۰

آن موقع اخبار تیم‌های بزرگ خیلی سخت به دست ما می‌رسید. کیهان ورزشی بود و آن صفحه‌های کاهی که می‌توانستیم از آن طریق متوجه مسائل و اتفاقات دنیای فوتبال شویم. وقتی آن حادثه تلخ رخ داد من نسبت به این تیم حس خاصی پیدا کردم؛ یک نوع حس دلسوزی نسبت به منچستر پیدا کردم و به این تیم علاقه‌مند شدم.

از سال 1986 عصر فرگوسن در این باشگاه آغاز شد. من بشدت به این مرد علاقه‌مند شدم؛ مربی ای که اگر تیمش از حریف عقب می‌افتاد آن قدر ناراحت می‌شدم که گاهی تلویزیون را خاموش می‌کردم. چون نمی‌خواستم آن حد از فشار روانی را به خودم تحمیل کنم.

سالیان سال با این موضوع درگیر بودم. فرگوسن از این تیم رفت و دیوید مویس جانشین او شد. جالب این‌که باخت با دیوید مویس را می‌توانستم تحمل کنم اما باخت منچستر با فرگوسن را ابدا تاب نمی‌آوردم. واقعیت این بود که من فرگوسن را از منچستر بیشتر دوست دارم. بعضی مواقع شما دچار چنین احساساتی در مورد تیم‌های فوتبال می‌شوید و مساله عجیبی هم نیست که شما به یک تیم علاقه‌مند هستید و با شکست و پیروزی‌های آن تیم حس و حال‌های متفاوتی پیدا می‌کنید. مثلا در مورد رئال مادرید هم باید بگویم که من از خیلی سال پیش این تیم را دوست داشتم.

خیلی از ستاره‌های بزرگ فوتبال به این باشگاه آمدند و رفتند؛ ستاره‌هایی که من دوستشان داشتم. در فوتبال ایران اما اکثر مردم یا پرسپولیسی هستند یا استقلالی. همیشه با این سوال روبه‌رو می‌شوم که شما طرفدار کدام تیم هستید؟ پاسخ من هم روشن است؛ هیچ کدام. آنها حرف من را باور نمی‌کنند. البته به رویم نمی‌آورند اما معلوم است که باور نمی‌کنند. چون معتقدند آدم‌ها یا طرفدار قرمز هستند یا آبی و شکل سومی وجود ندارد.

اما نقطه‌نظرهای من و در واقع علاقه‌مندی من در تیم کیان ریشه دارد؛ تیمی که آن سال‌ها منصور امیرآصفی آن را تشکیل داد که امروز خیلی از چهره‌های شناخته شده فوتبال ایران از همان مکتب بیرون آمدند و پیشرفت کردند. از جمله این نام‌ها می‌توانم به علی پروین، فرامرز ظلی و پرویز قلیچ‌خانی اشاره کنم که موفق شدند، بدرخشند. خیلی‌ها هم البته با وجود این‌که بازیکنان خیلی خوبی بودند اما به حق خودشان نرسیدند. اما من در آن تیم بزرگ شدم و خیلی چیزها از امیرآصفی آموختم.

یک مربی با اخلاق که به ما هم خیلی چیزها یاد داد. می‌آموخت که صبور باشیم و کار خودمان را انجام بدهیم. ما وقتی با پرسپولیس یا استقلال روبه‌رو می‌شدیم نگاهی از بالا به پایین به ما داشتند. بهتر بگویم به دیده تحقیر به ما نگاه می‌کردند. بعضی‌های‌شان که اتفاقا ملی پوش بودند ناراحت می‌شدند که از آنها توپگیری شود. به غرور کاذبشان برمی‌خورد. من رفته رفته فاصله تیمی مثل کیان با این دو باشگاه را ظالمانه می‌دیدم.

آنها گاهی با ادبیاتی تحقیرآمیز با ما حرف می‌زدند و می‌گفتند بچه! ما چند پیراهن بیشتر از تو پاره کرده‌ایم. وقتی داد ما بلند می‌شد یا می‌خواستیم اعتراض کنیم امیرآصفی اجازه نمی‌داد، چون اعتقاد داشت اخلاق و منش یک فوتبالیست نباید توام با جنجال باشد.ادب و صبر را بیشتر می‌پسندید تا درگیری و جنجال. کیان سال‌هاست که منحل شده اما چه چیزی باعث شده تا من ریشه‌های خودم را در آن تیم پیدا کنم؟ به نظرم شخص امیرآصفی دلیل این ماجراست اگرچه بعد از کیان چند باشگاه عوض کردم اما هیچ‌کدام را به اندازه این تیم دوست نداشتم. حالا هم بیشتر دوست دارم تیم‌هایی برنده شوند که بازیکنان و مربی با اخلاقی دارند؛ البته تیم ملی که حسابش جداست چون همه ما آن را دوست داریم، اما اگر با باشگاهی همکاری کنم هم قطعا آرزوی موفقیتش را دارم.

امیر حاج‌رضایی / کارشناس فوتبال

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها