به گزارش جامجم، چند روز پیش مردی با حضور در شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان شهریار و ارائه شکایتی عنوان کرد، برای افطار مهمان خانه یکی از اقوام بودیم، وقتی به منزل بازگشتیم اثاثیه خانه به هم ریخته بود و صندوقچهای که پول و طلاهای همسرم در آن نگهداری میشد و ارزش پنج میلیون تومانی داشت، به سرقت رفته بود.
با تشکیل پرونده و به دستور قضایی، تحقیقات کارآگاهان پلیس آگاهی غرب استان تهران در این باره آغاز شد. آنها با حضور در خانه مالباخته و بررسی موضوع، متوجه شدند در خانه تخریب نشده و به نظر میرسد سارق با کلیدی که از این خانه داشته، براحتی وارد محل شده است و این احتمال قوت گرفت که متهم فراری با خانواده شاکی آشنایی داشته باشد.
در ادامه تحقیقات شاکی گفت: او و خانوادهاش شب را مهمان خانه خواهر زنش بودهاند اما ساعاتی پیش از افطار پسر باجناقش خانه را ترک کرده و دیگر بازنگشته است و با توجه به این که وی معتاد است، در این سرقت به وی ظنین هستند.
ماموران برای دستگیری تنها مظنون حادثه وارد عمل شدند و با حضور در خانه پدری وی و تحقیق از والدینش متوجه شدند او به مکان نامعلومی رفته واعضای خانواده از او بیخبرند.
در پی فرار این پسر جوان، جستجوی پلیس برای دستگیریاش ادامه داشت تا سرانجام دو روز پیش وی در خانه یکی از دوستانش شناسایی و دستگیر شد.
متهم با انتقال به پلیس آگاهی در بازجویی اظهارات متناقضی را بیان کرد تا این که در ادامه تحقیقات بناچار اعتراف کرد و گفت ماده مخدر شیشه مصرف میکنم. پول هزینه اعتیادم را به زور از خانوادهام میگرفتم یا با سرقت و فروش اموال خانهمان، آن را تهیه میکردم.
متهم اضافه کرد: چند روزی بود که خانوادهام دیگر پولی به من نمیپرداختند. بنابراین تصمیم گرفتم به خانه خالهام دستبرد بزنم. یک شب دسته کلید یکی از بچههایش را دزدیدم و شب بعد که آنها مهمان خانوادهام بودند، به منزلشان دستبرد زدم. طلای سرقتی را فروختم و با آن ماده مخدر شیشه خریدم. بخشی از پولهای دزدی را نیز به دوستم دادم تا چند روزی در خانهاش بمانم که دستگیر شدم.با صدورقرار قانونی برای متهم، تحقیقات تکمیلی برای کشف طلاهای سرقتی و دستگیری طلافروش مالخر ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم