گروه اول به دلیل فشارهای اقتصادی خود را در تنگنا میبیند و گروه دوم با هدف پیشرفت مادی در زندگی دست به بلندپروازی بیمحابا میزند. درخصوص گروه نخست باید توضیح داد مشکلات اقتصادی از جمله عواملی است که سبب میشود فرد به اضطراب دچار شود. اضطراب سرمنشا بسیاری از رفتارهای نامعقول است. شخصی که دچار استرس شدید است برای رهایی از مشکل دست به اعمالی میزند که نسنجیده و خلاف اصول منطقی است. اضطراب اگرچه در حالت حاد به نوعی بیماری محسوب میشود و برای درمان آن حتی به دارو نیاز است، اما بسیاری از افراد نیز به صورت طیفی از این مشکل رنج میبرند یعنی به درجاتی از اضطراب مبتلا هستند که شکل حاد و مزمن به خود نگرفته اما به هر حال آزاردهنده است. این گروه باید تمام تلاششان را برای حفظ آرامش خود به کار بگیرند. روان درمانی میتواند به آنها کمک کند. علاوه بر این هر شخصی بهتر از دیگران میداند چگونه میتواند بر فشارهای روانی غلبه کند و به آسودگیخیال برسد. بنابراین تصمیمی که تحت تاثیر اضطراب گرفته شود، به احتمال زیاد نابخردانه خواهد بود.یکی از این تصمیمات اعتماد به افرادی است که به نوعی نوید حل مشکلات را میدهند و در چنین مواقعی احتمال وقوع کلاهبرداری زیاد میشود.گروه دیگری از افراد که افکار بلندپروازانه در سر دارند نیز به لحاظ شخصیتی از مشکلاتی رنج میبرند که البته ممکن است به حدی نباشد که بتوان عنوان اختلال شخصیت را به آن داد. فرد در طول دوران رشد یاد میگیرد چه بخواهد، چگونه بخواهد، چگونه برای رسیدن به خواستهاش تلاش کند و به چه طریقی داشتههایش را محفوظ بدارد. خواستههای کاذب و نامعقول که با شرایط و واقعیتهای زندگی فرد همخوانی ندارد، در همین دوران در ذهن فرد شکل میگیرد و شخص چون امکانات لازم و کافی برای رسیدن به آن خواستهها ندارد، به ریسکهایی دست میزند که برخی از آنها سبب میشود قربانی کلاهبرداری شود. این موضوع درخصوص کلاهبرداران نیز صادق است. آنها خواستههایی دارند که از وسیله رسیدن به آن بیبهره هستند به همین دلیل سعی میکنند از وسیله ابتکاری خودشان که گاه روشهای مجرمانه است، بهره ببرند و به این ترتیب دست به کلاهبرداری میزنند.
مهسا یارندی، روانشناس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم