اعتماد نابجای دختر دانش آموز به جوانی که با وی در ارتباط بود ، باعث شد وی پس از نوشیدن آبمیوه مسموم از سوی این جوان و دوستش مورد آزار و اذیت قرار گیرد.
کد خبر: ۶۹۸۱۹
روز گذشته دختر جوانی در حالی که بشدت گریه می کرد و روی صورتش آثار ضرب و جرح دیده می شد، با مراجعه به دادسرای جنایی از دو پسر به اتهام آزار و اذیت شکایت کرد. دختر جوان به بازپرس دادسرای جنایی گفت : مدتی قبل در مسیر مدرسه با پسر جوانی به نام عباس آشنا شدم. او هر روز در مسیر رفتن به مدرسه برایم ایجاد مزاحمت می کرد و از من می خواست اجازه دهم خانواده اش برای خواستگاری به خانه ما بیایند. بعد از مدتی احساس کردم او برای ازدواج جوان مناسبی است بنابراین به او گفتم می تواند با خانواده اش به خواستگاری ام بیاید. اما وی با بیان این که قبل از ازدواج باید با روحیات یکدیگر بیشتر آشنا شویم ، از من خواست تا مدتی بدون اطلاع خانواده هایمان با یکدیگر در ارتباط باشیم . هنوز چند هفته ای از شروع ارتباطمان نگذشته بود که از من خواست تا به خانه شان بروم و در حضور خانواده اش با یکدیگر درباره آینده حرف بزنیم . ابتدا من خواسته او را نپذیرفتم ، اما اصرارهای او باعث شد تا فریب حرفهایش را بخورم و به خاطر اعتمادی که به وی داشتم به خانه شان بروم . بعدازظهر پنجشنبه گذشته به خانه آنها رفتم. کسی جز او در خانه نبود. وقتی به این مساله اعتراض کردم ، عباس گفت مادرش به خانه همسایه رفته و زود باز می گردد. به خاطر آن که هوا گرم بود ، به محض ورود به اتاق ، عباس برایم آبمیوه آورد و من بدون توجه به نقشه شیطانی او ، آن را خوردم. چند لحظه بعد از آن کم کم احساس کردم چشمهایم سنگین می شود و گویا به خواب رفتم. بعد از چند ساعت که از خواب بیدار شدم ، متوجه شدم وی و دوستش زمانی که بیهوش بودم ، مرا مورد آزار و اذیت قرار داده اند. موضوع را به خانواده ام گفتم ، اما آنها حرفهایم را باور نکردند و مرا بشدت کتک زدند. سرانجام تنها فکری که به ذهنم رسید، این بود که با شکایت کردن از رسوایی بیشتر جلوگیری کنم و به همین دلیل به دادسرا آمدم و شکایت کردم . با اظهارات این دختر 17 ساله ، بازپرس دادسرای جنایی ضمن صدور دستور احضار دو پسر جوان ، وی را برای انجام آزمایش های علمی به پزشکی قانونی فرستاد تا دستور قضایی خود را پس از اعلام نظر متخصصان پزشکی قانونی اعلام کند.