
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
تصویب و اجرای طرحهای کلان ملی پژوهش و فناوری از جمله برنامههایی است که برای حل این مشکل مورد توجه قرار گرفته است. سیاستگذاران و برنامه ریزان حوزه علم و فناوری بر این باورند که اجرای طرحهای کلان با ایجاد زمینهای برای مشارکت پژوهشگران و بهرهگیری از توانمندیهای دستگاههای اجرایی میتواند نقش مهمی در کاهش شکاف علم و فناوری در کشور داشته باشد. ابتدای سال 90، در شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری 30 طرح کلان ملی مطرح شد که اکنون و پس از گذشته سه سال، تعداد آنها به 47 طرح افزایش یافته است. وقتی به فهرست این طرحها نگاهی میاندازیم متوجه میشویم در بعضی از این طرحها اهداف بلندپروازانهای نهفته که انتقاداتی به همراه آورده است. بعضی دانشگاهها نسبت به چگونگی تقسیم طرحها بین دانشگاهها انتقاداتی مطرح کردهاند. دکتر محمد ابویی اردکانی، رئیس مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور و قائم مقام دبیرکل شورای عالی عتف به این انتقادات پاسخ میدهد.
به نظر میرسد معاونت پژوهش و فناوری وزارت علوم، معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری، مسیری موازی را در پیش گرفتهاند. با وجود تشکیل شورای عالی عتف به عنوان یک شورای فرادستی چه دلیلی وجود داشته که معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری تشکیل شود؟
من به عنوان شخصی که در این مجموعه هستم نمیتوانم به این سوال پاسخ دهم. در حال حاضر تاحد زیادی تلاش شده برخی موازیکاریها از میان برداشته شود. در دولت یازدهم گروهی که در معاونت علمی و فناوری انتخاب شده، با وزارت علوم هماهنگ است و یک کار خوبی که انجام شده تشکیل کمیتهای است که اعضای آن با هم اتفاق نظر دارند. تمام آییننامههای مربوط به توسعه علم و فناوری کشور مطالعه شده و تقسیم کار دقیقی صورت گرفته است. این گروه با نظر دکتر ستاری، معاون رئیسجمهور و دکتر فرجی دانا تشکیل شد که با هم همکاری دارند و تقسیم کار بین آنها بخوبی انجام شده تا موازیکاری وجود نداشته باشد. یعنی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در سمت بالادستی یا توسعه علوم بنیادی و توسعه دانشگاهها در حوزه علم و پژوهش فعالیت میکند. معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری نیز در سمت آمادهسازی بازار برای مصرف فناوری فعالیت میکند و مسئولیت هماهنگی با صنعت و شرکتها و حمایت از تاسیس شرکتهای دانشبنیان را به عهده دارد. شورای عالی عتف در یک سطح بالاتر از این دو مجموعه قرار دارد.
این روزها صحبتهای زیادی درباره طرحهای کلان ملی مطرح شده است. این طرحها براساس چه معیارهایی تعیین شدهاند و اساسا چه ضرورتی وجود داشته که چنین طرحهایی برای کشور تصویب شود؟
تاریخچه رسمی این کار به تصویب قانون تشکیل وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بازمیگردد. در ماده سه این قانون تشکیل شورای عالی عتف پیشبینی شده بود و در ماده چهار این قانون نیز وظایف شورا مشخص شده بود. مهمترین وظیفه شورا، اولویتبندی و انتخاب طرحهای اجرایی بلندمدت و سرمایهگذاری کلان در بخشهای پژوهش و فناوری کشور عنوان شده است. وقتی کشور میخواهد در حوزه آموزش، پژوهش و فناوری سرمایهگذاری کلان انجام دهد. کشور باید به سطحی از بهرهوری منابع علمی ـ پژوهشی برسد. سیاستگذاری چنین کارهایی در شورای عالی عتف انجام میشود؛ بنابراین در سال 1389 یعنی پس از گذشت شش سال از تاسیس شورای عالی انقلاب فرهنگی پس از سالها مطالعه درباره این که نیازهای اساسی علم و فناوری کشور به صورت بنیادی چه هستند، مجموعهای از طرحهای تحقیقاتی ارائه شده از سوی دانشگاهها برای طرحهای کلان ملی در حوزه پژوهش و فناوری در کمیسیون تخصصی شورا بررسی میشود. ما 11 کمیسیون تخصصی داریم که طرحها در این کمیسیونها مورد بررسی قرار گرفته و در کمیسیون دائمی مطرح میشود و سپس در شورای عالی میرسد.
اما سوال اساسی این است که علت نیاز به وجود این طرحهای بلندپروازانه از کجا نشات میگیرد؟
اگر بخواهیم با رویکرد منطقی با موضوع برخورد کنیم به جریان این طرحها و تصویب آنها در دولت قبلی انتقادهایی وارد است، اما من ترجیح میدهم از دیدگاه مثبت به این قضیه نگاه کنم. از دیدگاه مثبت، چند علت وجودی برای طرحهای کلان داریم. یکی از دلایل این است که در سطح دنیا فناوریهایی وجود دارد که برای این که پیشتازی اقتصادی داشته باشیم فناوری پایه به حساب میآیند و این فناوریهای پایه را به هیچ وجه در اختیار کشور دیگر و بخصوص ایران قرار نمیدهند؛ بنابراین لازم است کشور به عنوان شاهراه فناوری، آن را در اختیار بگیرد. از این رو، معمولا کشورها طرحهایی به عنوان طرحهای مادر یا مگاپروژه تعریف میکنند که توسط سرمایهگذاری کلان دولت به صورت سرمایهگذاری زیربنایی انجام میشود تا بعد از چند سال حمایت فناوری به سطحی برسد که بتواند قابلیت واگذاری به بازار و حوزه کسب و کار شرکتها را داشته باشد. این منطق، اصل چنین طرحهایی است. پس میتوان گفت در طرحهای کلان، حوزههایی مطرح است که فناوریهای آن را در اختیار ما نمیگذارند و به طور خاص کشور ما سالهاست چه وقتی تحریمها به صورت رسمی اعلام شد و چه حتی قبل از آن، تحریم بوده و امکان دسترسی به این فناوری بخصوص را نداشته است. به همین دلیل ما نیازمند مرحلهای از جهش توسعه علمی هستیم تا بتوانیم فناوری اصلی را در اختیار بگیریم. علت دوم این است که وقتی کشور از نظر انباشت علمی در پژوهش به سطحی رسید که دانشگاهها در تولید مقاله به موفقیت دست یافتند و استادان تولیدکننده علم پایه شوند لازم است این جویبارهای کوچکی که در آزمایشگاهها و پارکهای علم تولید میشوند در جایی به هم پیوسته و رودخانهای را تشکیل دهند، یعنی از طریق یک برنامه جامع از پژوهشهای کوچک مقیاس به پژوهش بزرگی برسند. کشور به این نتیجه رسیده بود که بعد از 18 تا 20 سال سرمایهگذاری مستقیم در زمینه برنامه توسعه علمی، در برنامههای بعدی باید متمرکز شدن روی برنامهریزی برای علم و فناوری مورد نظر باشد. برنامههای سوم و چهارم دو برنامه مترقی در این زمینه بوده است. پس از تشکیل وزارت علوم، اختیاراتی به شورای عالی عتف داده شده که از رویکردهای اصلی کشور به هماهنگسازی نشات میگیرد و ما نتیجه آن را به شکل بالا بودن نرخ تولیدات علمی دانشگاهها میبینیم. ما از نظر نرخ تولیدات علمی، بالاترین رتبه را داریم و از این نظر پنج سال است جایگاه تثبیتشدهای داریم. طرحهای کلان همچون سکویی هستند که این پژوهشها را به هم مرتبط میسازند؛ سکویی که روی آن سطحی از علم و فناوری تولید میشود.
و در این میان چگونه بین دانشگاهها و تحقیقات آنها هماهنگی به وجود خواهد آمد تا از انجام کارهای تکراری جلوگیری شود؟
در واقع با ایجاد یک تشکل بین دانشگاهی که برای آن اصطلاح کنسرسیوم را به کار میبرند. طرحها همه به صورت مشترک بین دانشگاهها انجام میشود و هیچ طرحی فقط توسط یک دانشگاه انجام نمیشود. هر طرح یک مجریمحوری دارد و تعدادی مجری همکار. یعنی ما این سطح از همکاری را هم تجربه کنیم. طبیعی است هر نوع همکاری از این دست با توجه به اینکه نخستین تجربه بوده و در سطح ملی انجام میشود میتواند با ضعفها و کاستیهایی همراه باشد، اما تلاش ما این است با توجه به اینکه معتقدیم در این مسیر زحمات زیادی کشیده شده و شروع خوبی در کشور بوده به شکلی تقویت، حمایت و حفاظت کنیم، البته جای انتقاد به فعالیتهایی که با کاستیهایی همراه بوده و میتوانسته به شیوه بهتری انجام شود، همچنان باقی است. به نظر میرسد هدف اصلی برای مطرح شدن طرحهای کلان، افزایش سطح تولید علم بوده است.
بعضی طرحهای کلان خیلی پیشرفته به نظر میرسند. برای مثال ما در ایران هنوز در خیلی از زمینهها مانند ساخت قطعات ساده برای هواپیما به توفیقی نرسیدهایم و در چنین شرایطی ناگهان از ساختن یک هواپیمای ایرانی صحبت میشود. بهتر نبود در طرحهای کلان به ایجاد زیربنای لازم برای دستیابی به چنین فناوریهایی توجه میشد؟
این درست است. چنین انتقادهایی از سوی عدهای از دانشگاهیان هم مطرح شده است. این سوال بسیار حیاتی است و باید در پاسخ به آن نکاتی را مورد توجه قرار داد. اول اینکه عدهای میگویند ما هنوز به سطحی نرسیدهایم که بخواهیم هواپیما بسازیم و عدهای از دانشگاهیان چنین باوری را مطرح میکنند. در مقابل عدهای هستند که میگویند نظرشان مخالف است. وجود دو دیدگاه در حوزه تولید علم که بظاهر متباین هستند و نباید باهم سازگار باشند جرات ذات دانشگاه و کار دانشگاهی است که عدهای باور داشته باشند برنامههای بلندپروازانه غیرقابل دست یافتن، ضرورت طرح شدن ندارند. عدهای نیز میگویند اتفاقا برای اینکه خیزشی در کشور ایجاد کنیم باید برنامههای بلندپروازانه داشته باشیم. برای مثال شنیدهاید سلاحهای هستهای غربیها که قابلیتهای عجیبی دارند یا سپر پوششی یا حفاظتی ناتو در مقابل حملات موشکی ساخته شده است. این برنامه ابتدا در دولتهایی مطرح شد که بهعنوان بلندپروازانه از نظر سیاسی مورد حمله بودند و در واقع منطق نظام دانشگاهی اروپا و آمریکا هم آنها را قبول نمیکردند.
اما عدهای از سیاستمداران با یک هدف بلندمدت سیاسی این برنامهها را بشدت مورد حمایت قرار دادند تا اینکه به نقطهای رسید که امروزه به عنوان فناوریهای پذیرفته شده در سطح بالا مورد استفاده قرار میگیرد. وقتی چنین فناوریهای پیشرفتهای به یک ابزار استفاده شونده تبدیل میشود، متوجه میشویم سیاستگذار دلیلی برای مطرح شدن چنین طرحهای بلندپروازانهای داشته است. به نظر من وجود افراد و گروههایی با دو نظر مخالف به این معنی است که هر دو به نوعی حرف درستی میزنند. بستگی به این دارد که شما از کدام منظر به این مسأله نگاه کنید. حال وارد حیطه دیگری میشویم. ما وقتی میخواهیم برای کشور برنامهریزی کنیم زیر سیستم برنامهریزی کشور، برنامهریزی علم و فناوری در کشور خواهد بود. دو رویکرد به زبان مدیریتی وجود دارد. یک رویکرد میتواند بالا به پایین باشد. رویکرد دیگر، پایین به بالاست. رویکرد بالا به پایین میگوید باید منتظر بمانیم شورای عالی عتف طرحها را انتخاب کند بعد به سراغ وزارتخانهها برویم تا هر کدام از آنها محوری را انتخاب کند و شرکتها نیز مسئولیت بخشی از انجام کار را به عهده گیرند. به عبارت دیگر وقتی شما طرحی را مطرح میکنید محورهای توسعه مشخص است، عنوان همه طرحها مشخص شده و بازیگران هم مشخص هستند که در نهایت این طرح به سطح دانشگاه رسیده و روی میز محقق قرار میگیرد. این رویکرد عقلایی و منطقی است. شما انتظار دارید من به عنوان قائممقام دبیرکل و همه کسانی که در شورای عالی عتف درگیر هستیم عقلی را بر جمع حاکم کنیم که روی چهار تا پنج طرح ملی توافق کنیم و این طرحها در چارچوب مشخص و تعیین شده باشند و بعد همه فازها تعریف شده باشد تا این طرحها را در اختیار دانشگاهها قرار دهیم. این رویکرد زمانی کاربردی است که شما بخواهید یک پروژه از قبل طراحیشده را بسازید. یعنی مثلا بخواهید در یک فضای شهرک مانندی، هزار واحد مسکونی احداث کنید. ولی واقعیت این است کاری که ما انجام میدهیم از این جنس نیست. بخشی از این موضوع از پایین به بالاست. در کشور ما قابلیتهای دقیق آزمایشگاهها، پارکها و دانشگاهها در جایی مشخص نیست. ممکن است کمیتهای مشخصی درباره تعداد اعضای هیات علمی و تعداد برنامهها روی کاغذ داشته باشیم، اما آنچه در حوزه استراتژی به عنوان قابلیت شناخته میشود جایی نوشته نشده است. ما باید این قابلیتها را از پایین شناسایی کنیم و دانشگاهها باید خودشان اعلام آمادگی کنند.
هیات علمیها خودشان جلو بیایند و بگویند چه کاری میتوانند انجام دهند. رویکرد پایین به بالا اصطلاحا رویکرد نوپدید نامیده میشود. یعنی انرژیها انباشت میشود و از حاصل جمع این انرژیهایی که تولید میشود به یک تصمیم میرسیم. تعبیر آن در سیاستگذاری این طور است که ما مسئولیت خودمان را داریم، ولی نیازمند حمایت پایین به بالا یا وفاق جمعی نیروهاست. این وفاق جمعی در طول زمان ایجاد میشود. دولتهای قبلی در ایجاد چنین جریانی تلاش زیادی داشتهاند. با توجه به این کار، قرار است در ابعاد بزرگی انجام شود. بدون تردید بیحاشیه نخواهد بود و هنوز ابعاد کار درنیامده است، اما اگر کسی فکر کند میتواند کل این برنامه را از بالا به پایین طراحی کند، کار را به صورت پروژه دیده است. به عنوان مثال هیچ طرح پژوهشی در ابعاد کوچک که بتواند یک مساله بنیادی را در سطح یک دانشگاه حل کند نسبت به زمان و نتیجه تعهدی ندارد. بنابراین چطور یک پژوهش ملی میتواند از نظر زمان و مبلغ تعهد داشته باشد. من فکر میکنم ما مسیری را طی خواهیم کرد که میتوانیم بگوییم تابع یک مدل بلوغ است. پروژههای ما کمکم بالغ میشوند، پروژههایی که از ابتدا معرفی شدهاند روی میز قرار گرفتهاند و روی آنها کار شده و در دولت یازدهم که با حجم زیادی از فعالیتهای در حال ارزیابی روبهرو هستند، ارزیابی میشوند. پروژههایی که از ابتدا به علت ساختار و تعریف، ضعیف بودهاند و نیاز کشور نبودهاند کمکم کنار گذاشته میشوند و به این ترتیب بتدریج روی پروژههای محوری متمرکز خواهیم شد.
یعنی شورای عالی عتف نه قرار است صنعت ایجاد کند و نه قرار است دانشجو تربیت کند. نقش شورا چیست؟
چنین کارهایی مسئولیت خود دستگاههاست. شورا در سطح کلان سیاستگذاری میکند. ما باید در کشور یاد بگیریم هر کس در سطحی باید کار تخصصی خودش را انجام دهد. اگر شورا بخواهد در جزئیات کارها دخالت کند این دخالت در کار دستگاههای تخصصی است.
شورا به عنوان یک بخش فرادستی عمل میکند.
آیا نمیتوان نیازهای صنایع مختلف را در قالب یک مزایده علمی مطرح کرد تا برترین از میان تمام طرحها انتخاب شود و از توان علمی همه کشور استفاده شود و تنها تعدادی از دانشگاهها مجری این طرح نباشند؟
این درست است. به تعریف این طرحها انتقادات زیادی مطرح است. تعریف چنین پروژههایی در این دولت انجام نشده است. ما چنین پروژههایی را به ارث بردهایم. اما به هر حال به عنوان یک وظیفه ملی، این تکلیف ماست که طرحها را مورد حمایت قرار دهیم و ساختار آنها را اصلاح کنیم. فشار زیادی روی ما وجود دارد. ما بیشتر از شما از اعتراضات و انتقادات مطرح شده مطلع هستیم. ابتدا باید بتوان همه فعالیتها را شفاف کرد. شفافشدن فعالیتها، انتقادات را کم میکند. ما در شورای عالی عتف کار جدیدی برای ارزیابی طرحهای کلان ملی آغاز کردهایم و این کار با دقت در حال انجام است.
عدهای از مجری طرح هواپیمای 150 نفری پرسیدهاند شما چگونه میتوانید چنین هواپیمایی بسازید و اساسا چرا چنین ادعایی را مطرح کردهاید؟ مجری طرح نیز در پاسخ گفته است من چنین ادعایی نکردهام. ما قصد داریم مجموعه دانشهای مرتبط با ساخت هواپیما در ایران راهاندازی شود. به زبان سادهتر الان باید از طرحهای کلان که در میانه راه هستند تا اندازهای حمایت شود. نقشه راه فناوری کامل شده و کشور میداند برای رسیدن به این فناوری چه گامهایی باید بردارد.
همه استادان دانشگاه میتوانند روی کاغذ مراحل و اسناد مورد نیاز برای طراحی یک هواپیما را پیاده کنند، اما این طرحی است که روی کاغذ میماند و هیچ صنعتی برای آن ارزش قائل نمیشود.
اصلا این طور نیست. ما در ایران رشتهای به نام هوافضا داریم. در دانشگاه صنعتی اصفهان تیمی در زمینه طراحی سیستمی وجود دارد که بتواند نرمافزارهای داخلی هواپیما را با هم کنترل کند و ارتفاع، مختصات و تجهیزات داخل کنترل آن را با هم هماهنگ میکند خود این نرمافزار در دنیا فقط در اختیار یک شرکت است. اگر شما فرض کنید تمام اجزای هواپیما را در دنیا یک نفر بسازد وقتی ساخت باید این نرمافزار را از آنها بخواهید. بنابر این در ساخت هواپیما به یک مجموعه از فناوریهای پایه نیاز داریم که اصلا دانشی نیست که در دانشگاهها آموزش داده شود. استاد هوافضا میتواند در کلاس درس فقط درباره یک جزء هواپیما توضیحات علمی ارائه و سالها در آزمایشگاه این جزء را تولید کند.
وقتی درباره یک طرح کلان صحبت میشود باید اطمینان مردم را هم تضمین کرد. ما در نگهداری از هواپیماها با مشکل مواجه هستیم. صنعت نگهداری مهمتر از ساخت هواپیماست. آیا اگر روزی یک هواپیمای ایرانی ساخته شود همه میتوانند با اطمینان، سفر با این هواپیما را تجربه کنند؟
در سامانه حمل و نقل هواپیمایی یک زیرمجموعهای به نام نگهداری هواپیما وجود دارد که ما باید صاحب این فناوری بشویم. همه اینها کنار هم و ارتباطشان نقشه راه فناوری است. ما برای فناوریهایی که میخواهیم به آن ورود پیدا کنیم، نقشه راه نداریم. برای مثال طرح صنعتی میکرو آلگ برای تولید فرآوردهها توسط دکتر معظمی که از دانشمندان بنام ایرانی در حوزه بیوتکنولوژی است بیش از 20 سال مورد مطالعه و تحقیق قرار گرفته است. میکرو آلگها پدیدآورندگان جو زمین هستند یعنی زمانی که جو زمین در حال ایجادشدن بوده است این میکروآلگ گازها و مواد خارج شده از آتشفشانها را میگرفتند و اکسیژن تولید میکردند. کار اصلی میکرو آلگ جذب دیاکسید کربن و تولید اکسیژن است. جو زمین از اکسیژن تشکیل شده است. دکتر معظمی این طرح را تا جایی پیش برده که توانسته است کشت صنعتی میکروآلگ را انجام دهد. این طرح با حمایت شورای عالی عتف به اینجا نرسیده است، بلکه طرحی است که از سوی این محقق علمی ـ صنعتی در سازمان پژوهشها مطرح شده، اما در جلسهای که تشکیل شد به عنوان یکی از طرحهای مورد حمایت شورای عالی عتف پذیرفته شده است. این گام اول است. در گام بعدی اگر به اندازه کافی میکرو آلگ کشت شود میتوان در پیمان کیوتو در بحث کنترل آلایندههای هوا که ما در تولید دیاکسید کربن رتبه هشتم دنیا را داریم، مشارکت داشته باشیم. از روغن گرفته شده از میکروآلگ میتوان بیودیزل تولید کرد که قرار است از آن سوخت هواپیما تولید شود. این یک مسیر است. مسیر دیگر این است که از میکروآلگ مواد غذایی تولید شود. مسیر دیگر به تولید لوازم آرایشی ـ بهداشتی منتهی میشود. در مسیر دیگر قرار است از آن دارو تهیه شود. بنابراین وقتی نقشه راه فناوری وجود دارد، میتوان بهتر عمل کرد. ما در بخشهای زیادی روی لبه فناوری حرکت میکنیم و باید این مسیر فناوری را به جریان فناوری تبدیل کنیم. اگر این طرحها تعریف شود مجموعهای از دانشگاهها و محققان میتوانند در ایجاد جریانات فناوری ایفای نقش کنند.
به نظر میرسد طرحهای کلان با این هدف تصویب شدهاند که مسیر رسیدن به اقتصاد دانشبنیان را تسهیل کنند. چرا شما به جای اینکه به سراغ صنعت بروید تا صنعت نیازش را مطرح کند طرحها را از دانشگاه به صنعت میرسانید؟
این شروع کار ما بوده است. البته اولویتها در شورای عالی عتف مطرح شده بود. کاری که ما در ارزیابی انجام میدهیم، این جریان را تضمین میکند. ما وقتی طرحها را دریافت کردیم مشکلشان این بود که محل تامین اعتبارات آنها در دولت پیشبینی نشده بود. جمع اعتبارات طرحها بسیار سنگین بود، اما دولت قبلی توانسته بود 3 درصد اعتبارات را به بودجه تبدیل و مصوب کند. پس همه طرحها در مرحله 3 درصد از دریافت اعتبار متوقف بودند. متاسفانه ردیفی که به طرحهای کلان اختصاص دادهاند، ردیف بسیار کمی است و سال گذشته 65 درصد تخصیص داده شده که حدود 23 میلیارد تومان است. بدون بودجه کاری از پیش نمیرود. امسال بودجه طرحهای کلان 46 میلیارد تومان پیشبینی شده است. برای اینکه طرح کلان بتواند آهنگ و جریان مناسبی پیدا کند با این سطح از اعتبارات پیشبینی شده باید 800 میلیارد تومان در سال بودجه تزریق شود. با فرض اینکه در مقایسه با قیمتها در سال 89، قیمت ارز سه برابر شده است و تورم هم داشتهایم. برای اینکه بتوانیم به طرحها کمکی بکنیم اولین کاری که باید انجام دهیم، این است که طرحها را از بیبرنامگی و بدون ضابطه بودن خارج کنیم. ابتدا طرحها را رتبهبندی کردهایم و فعالیت بسیار سنگینی در کمیسیون تخصصی ما انجام شده است. اکنون از طریق یک شناسنامه و مشخصات کمی، طرحها رتبه و نمره دارند. مبالغی که سال گذشته دولت فعلی به طرحها اختصاص داده است براساس قاعده و فرمول بوده و همه آنها قابل انتشار و دفاع کردن است. ما طرحهایی داریم که با اینکه معتقدیم مجری طرح قوی بوده و دانشگاه خوبی مسئولیت آن را به عهده داشته است، چون ساختار طرح و آییننامهها را رعایت نکرده سال گذشته امتیازی کسب نکرده و بودجهای هم نگرفته است. برای اینکه مطمئن شویم همه ضابطهمند عمل میکنند. پس تعدادی از طرحها سال گذشته پولی دریافت نکردهاند. کار بعدی این است که فعلا آنچه بهعنوان بودجه بوده در اختیار طرحها گذاشتهایم و روابط دبیرخانه را از طریق کنترل برقرار کردهایم. یعنی ناظران را خواستهایم و نظارت بر طرحها را آغاز کردهایم. برای اینکه طرح به طور موثر حمایت شود در کمیسیون دائمی به طور منظم طرحها گزارش عملکردشان ارائه میکنند. یعنی تیمهای کمیته راهبردی و ناظران طرح، دبیران کمیسیونهای تخصصی تخلف و خود مجریان کاملا پایش شده و گزارشهایی را ارائه میکنند.
اما مستنداتی که در طرحها بوده کافی نبوده است. سعی کردهایم مستنداتی که در طرح وجود دارد را گردآوری کنیم. از همه مهمتر اینکه در شورای عالی پانزدهم که بهمن ماه گذشته برگزار شد برای تمهید کمک به طرحها چند دستور دریافت کردهایم. مهمترین دستور این بود که برای حمایت موثر طرحها با کارفرماها و صنعت مکاتبه کنیم. اکنون تعدادی از طرحها، نامه دریافت حمایت را دریافت کردهاند. این حمایت حداقل 50 درصد است.
پس اینطور نیست که وقتی یک طرح به نتیجه رسید فقط در قالب دستاورد باقی بماند. چگونه اجرایی شدن طرحها را تضمین میکنید؟
خیر، طرحها باید حمایت شود و هر طرحی کارفرما دارد. به این ترتیب بار فشار مالی از پشت دبیرخانه برداشته میشود و همه دستگاهها مشارکت میکنند. از آن مهمتر اینکه چون طرح کارفرما دارد کسی هست که دلش برای طرح میسوزد و کمیتههای راهبردی مشارکت میکند. اکنون 13 طرح از مجموع طرحهای کلان ملی حامی رسمی دارد. ما قصد داریم سازمان جدیدی از نظارت برای طرحها تعریف کنیم. برای اینکه تشخیص بدهیم این طرح، در فرآیند تصویب و اجرا عیبی داشته است یا خیر کمیتههای ارزیابی هفت نفره تشکیل دادهایم. در این کمیتهها چهار نفر سازمانی و سه نفر متخصص شرکت میکنند. یک نفر از سازمان مدیریت و برنامهریزی بهعنوان نماینده بخش تامین مالی، یک نفر از طرف کارفرما برای اطلاع از جریان ارزیابی، یک نفر از طرف کمیته راهبری طرح و یک نفر نماینده کمیسیون تخصصی عتف، چهار عضو سازمانی این کمیته هستند. سه نفر هم با دستور شورای عالی بهعنوان نماینده دبیرکل انتخاب میشوند که از متخصصان هستند. برای تعیین این متخصصان 15 روز فهرستی از افراد را فراخوان کرده و پس از تشکیل کمیتههای مشورتی آنها را انتخاب کردیم. ما فرآیند ارزیابی را از اسفند برنامهریزی کردیم که از فروردینماه این ارزیابیها آغاز شده است.
در خردادماه همه تیمها را تشکیل دادیم و یک سمپوزیوم ملی برگزار کردیم. کل تجربه شورای عالی در طرحها مرور و کارگاههایی تشکیل شد. اکنون یک فرآیند کنترل پروژه دقیق داریم. کافی است صورتجلسهها کامل شود. ما اکنون پروندههای کاملی از طرحها داریم و از هر کس که فکر میکردیم نسبت به طرحی انتقاد داشته است دعوت کردیم و گفتیم عضو این کارگروه ارزیابی باشد. افرادی که عضو کارگروههای ارزیابی هستند در این حوزه متخصص هستند. در این کارگروه افراد بهطور مستقل اظهارنظر میکنند. داوری این طرحها در دوره جدید کاملا علمی است. در مورد اعتبارات طرحها بازنگری میشود و ما این اختیار را به کمیته دادهایم که روی ساختار طرحها، اعتبارات، چارچوب تعریف طرح و مجری آن را مورد بازنگری قرار میدهند. دبیرخانه از نظر تخصصی هیچ دخالتی در طرحها ندارد. دبیرخانه مسئولیت کار اجرایی را به عهده دارد. اختیارات به عهده مراجع قانونی است؛ بنابراین امیدواریم طرحهایی که در این دوره حمایت میشوند طرحهایی باشند که دستگاه برای آن قرارداد میبندد. اگر باشد دانشگاه و مجری بازنگری میشود یا دامنه تعریف آن تغییر میکند. گاهی عنوان طرح تغییر میکند. هنوز نتایج ارزیابیها اعلام نشده است.
یکی از انتقادات مطرح شده درباره طرحهای کلان ملی این است که بعضی از دانشگاههایی که همیشه مطرح هستند بهعنوان مجری طرحهای کلان انتخاب شدهاند. این گروه از منتقدان بر این باورند که مطرح بودن دانشگاهها الزاما به این معنی نیست که این دانشگاهها در اجرای طرحها عملکرد بهتری دارند. برای آنها چه پاسخی دارید؟
ما قصد داریم این را به نحوی پیگیری کنیم. در ایران منابع کمی داریم. مشکل اصلی ما ناشی از حکمرانی و ساز و کار مدیریتی است و به همین علت امکانات در شهرستانها کمتر است. شهرستانها در زمینه طرحهای کلان، پیشنهادهایی مطرح کردهاند و میخواهند در اجرای این طرحها مشارکت داشته باشند. ما مجموع این درخواستها را جمعآوری کردهایم. تا قبل از ارزیابی که اکنون در حال انجام آن هستیم این درخواستها را به کمیسیونها میفرستادیم تا این دانشگاهها بتوانند در اجرای طرحها همکاری داشته باشند. در این مرحله از ارزیابی، همه پیشنهادها را به کمیتههای ارزیابی دادهایم تا هر دانشگاهی که برای ورود به طرحها صلاحیتش تشخیص داده شد در فرمهای ارزیابی ذکر شود.
یعنی بعد از این میتوان دانشگاههای دیگر را هم به مجریان طرحها اضافه کرد. برای مثال دانشگاه حکیم سبزواری با ما مذاکراتی داشته است. دانشگاههایی مانند دانشگاه فردوسی مشهد و دانشگاه شیراز طرحهای کمی دارند. اگر ما از بالا به پایین به این فرآیند نگاه کنیم و همه منابع و امکانات در اختیارمان باشد، میتوانیم بگوییم دانشگاهها براساس چه چیزی سهم میبرند، اما نگاه ما به این فرآیند از بالا به پایین نیست. دانشگاهی که فعالیت بیشتری داشته و بیشتر تلاش کرده طرحهای بیشتری دارد. در دنیا نیز همینطور است. اگر یک طرح کلان یا ملی مطرح باشد، به دانشگاههای مطرح واگذار میشود. دانشگاهی مانند دانشگاه تهران بدون دلیل بهعنوان دانشگاه مادر انتخاب نشده است. بنابراین بدیهی است اگر طرح کلانی مطرح شود دانشگاه تهران باید از این طرحها سهم بیشتری داشته باشد چون از هر نظر منابع کاملتری دارد، اما در این که باید از دانشگاههای شهرستانها حمایت کرد هم تردیدی نیست. بعضیها رویکردشان صفر و یکی است یعنی میگویند اجرای طرحها باید به دانشگاههای مادر واگذار شود، اما من معتقدم نباید اینطور باشد. در یک ساختار سلسلهمراتبی باید دانشگاههای مادر تغذیهکننده و مجری اصلی باشند و دانشگاههای شهرستان هم با توجه به این که این طرحها یک فرصت ملی هستند در اجرای طرحها مشارکت داشته باشند. از دید سیاستگذاری و علمی، سطح فعالیتها برای ایجاد نرمافزار ملی مورد نیاز ارتقای سطح فناوری در دانشگاههای کشور هیجانانگیز است.
یکی از کارهایی که به طور منظم برنامهریزی میکنیم و بعد از ارزیابی در دستور کار قرار میگیرد، ایجاد تقویمی برای بررسی و قابلیتها و ظرفیتهای دانشگاههاست تا بتوانیم در داخل ارائه و نظم سیستمی، جایگاه هر یک از دانشگاهها را تامین کنیم. این کار موجب تخصصی شدن دانشگاهها میشود.
در دنیا برای رقابت در سطح ملی باید صنعتی را انتخاب کرد و نمیتوان در همه صنایع پیشرو بود. وقتی آن صنعت انتخاب میشود باید دانشگاهها و بخش دولتی که از این صنعت حمایت بنیادی میکند و همچنین بخش خصوصی و کسب و کار حول آن محور هماهنگ شوند. اینطور است که برنامههای طرحهای کلان مطرح میشود. بنابراین کشور باید انتخاب استراتژیک داشته باشد که ما نداریم و مرجعی برای این کار وجود ندارد. بعد از این باید بدانیم کدام دانشگاه و کدام محل چه تخصصی دارد که به این کار، اصطلاحا آمایش علم و فناوری یا آمایش سرزمین گفته میشود که یکی از برنامههای دبیرخانه است.
اگر دانشگاههای ما چنین انتخابی داشته باشند، دانشگاههای ما تخصصی میشوند. غیرتخصصی بودن دانشگاهها به این معنی است که در همه دانشگاهها رشتههای دانشگاهی به طور یکسان توسعه داده میشود.
وجه متمایز دانشگاه آزاد قزوین در مقایسه با دیگر دانشگاهها روبوکاپ است. امروز کشور ما از نظر مدیریت بر دانشگاهها در یک نقطه حساس و بحرانی قرار دارد. ما دیگر نمیتوانیم راه همسانسازی دانشگاهها را طرح کنیم. دانشگاهها باید تخصصی شوند تا بتوانند گوشهای از فعالیتها را انجام دهند. برای مثال در طرح جامع بررسی اثرات تغییر اقلیم و مدیریت خشکی و خشکسالی ـ که اگر انجام شود یکی از زیرپروژههای طرح حل مشکلات اقلیم و جو و راه نجات دریاچه ارومیه است ـ طبیعی است که دانشگاه شریف هم میتواند در این طرح مشارکت داشته باشد، اما واقعیت این است که اگر بخواهید در اینجا کار پایش دقیق انجام و بخشهای زیستمحیطی را تحت پوشش قرار دهید دانشگاههای استان برای انجام این کار ارجح هستند.
سخن آخر؟
طرحهای کلان ملی پروژه نیستند، برنامهاند. برنامه جامعی برای توسعه مجموع فناوریها در اتحادیه اروپا هم برنامههایی با این عنوان که تابع چارچوب خاصی هستند، مورد توجه قرار گرفته است. ما باید در کشور روی چند صنعت پایهای به یک جمعبندی برسیم که یکی از آنها میتواند دریا، اقلیم یا خشکسالی و منابع باشد. اینها فناوریهایی است که ما باید آنها را بهعنوان فناوری پایه انتخاب کنیم. عواملی ازجمله تحریم، استراتژیک بودن و پیشتاز بودن از علل اصلی توسعه طرحهای کلان است. ما در ایران شرکت داروسازی داریم که شربت آهن تولید میکند. یک شرکت اتریشی این خط را اجاره کرده است. ما در منطقه خاورمیانه از نظر تولید واکسن بینظیر هستیم. پس در کشور کانونها و جزیرههای کیفیت داریم که در طول سالها ممارست ایجاد شدهاند.
کشورهای چین، ترکیه و اتحادیه اروپا، ساز و کار مشابهی دارند. به نظر من در دنیای امروز علم بویژه علم در بخش فناوری جغرافیاپذیر و محدود به یک منطقه نیست. شما باید با دیگر کشورها همکاری کنید. به نظر میرسد باید در کشور مشابه آنچه در کشور ترکیه انجام شده، در بخشی از برنامهها بهعنوان مشارکتکننده در یکی از برنامههای بینالمللی برای توسعه مشارکت داشته باشیم. تجربه این همکاری ما را به سکوی دانش و فناوریهای دیگر میرساند. وقتی شما در حوزه اقلیم فعالیت میکنید سازمانهای بینالمللی امکانات و دانشی را در اختیار شما قرار میدهند که میتوانید در دیگر زمینهها از آن استفاده کنید.
شورای عتف، نهادی فرادستی
وزارت علوم، تحقیقات و فناوری سال 1383 تشکیل شد. ذیل برنامه سوم توسعه کشور دستور داده شده بود وزارت آموزش عالی منحل و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری جایگزین آن شود که در یک دوره زمانی سه ساله کارها و برنامههای مطالعاتی مورد نیاز برای این کار انجام شده بود و پس از انجام مذاکراتی با مجلس، در نهایت قانون تاسیس این وزارتخانه ابلاغ شد. شورای عالی عتف در همان قانون ایجاد شده است. آن زمان معاونت علمی و فناوری در ریاست جمهوری ایجاد نشده بود. براساس ماده سوم قانون، شورای عالی عتف تشکیل شد. در اینجا دو نکته مطرح است. مشکلی که در کشور مطرح بود، این بود که وزارت آموزش عالی مانند وزارت جهاد کشاورزی، یک وزارتخانه بخشی بود که فقط در بخش آموزش عالی فعالیت میکرد. در کشور این بحث مطرح شده بود که باید مرکزی باشد که کار انسجامبخشی و هماهنگی در توسعه علم و فناوری کشور را انجام دهد. تا آن زمان چنین مرکزی در کشور راهاندازی نشده بود. جایی به نام شورای پژوهشهای علمی کشور وجود داشت که فرادست وزارت علوم بود. با همین دو ساختار یعنی داشتن شورای پژوهشهای علمی کشور ـ که معاون اول رئیسجمهور ریاست آن را به عهده داشت ـ و داشتن وزارت آموزش عالی ـ که متصدی توسعه علمی در کشور بود ـ کشور به یک جهش علمی نیاز داشت. اولین اتفاق با ایجاد وزارت علوم، تحقیقات و فناوری روی داد. به عبارتی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری از نظر ماهیتی خودش یک سازمان نرمافزاری و ایجادکننده جنبش فرهنگ توسعه علمی کشور است. وزارت علوم باید نرمافزار لازم برای توسعه فناوری در دفاع، نیرو و انرژی را ایجاد کند. برای این هدف لازم بود یک شورای هماهنگی ایجاد شود. چون وزارت علوم از دیدگاه قانونی توسط وزیر اداره میشود و وزیر علوم همتراز دیگر وزراست، در ماده 3 قانون تشکیل وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، شورای علوم، تحقیقات و فناوری پیشبینی شده بود. اعضای ثابت این شورا که به ریاست رئیسجمهور تشکیل میشود وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، وزیر آموزش و پرورش و وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی هستند و معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری نیست، پس از تشکیل مدعو شورای عتف است. وقتی از شورای عالی صحبت میشود، منظور یک شورای فرادستی و ملی است که زیر نظر رئیسجمهور و برای هماهنگی امور سیاستگذاری کلان علم و فناوری کشور اداره میشود.
باید به سطحی از توانمندی دست یافت
در دنیای امروز اگر راهآهن بسازید و قطار هم روی آن بگذارید، اشتباه کردهاید چراکه امروز در دنیا از فناوری استفاده میشود که اگر بخواهید از اکنون براساس فناوری موجود در ایران کار کنید سامانه حمل و نقل شما از سطحی از فناوری برخوردار است که شما 40 سال از آن عقب هستید.
فرض کنید دولت تصمیم بگیرد با تراز علمی دنیا فناوری راهآهن را وارد کند. یک اتفاق مهم میافتد و این اتفاق آن است که شما همیشه میتوانید سختافزار یک فناوری ـ که همان ریل و قطار است را بخرید، ولی همیشه مهندس ما این سوال را طرح میکند که چگونه کشوری مانند چین توانست صاحب فناوری قطار شود. در لایههای واگذاری فناوری حتما این کشورها سختافزار را به شما میفروشند. آنها فناوری را به معنی خودفناوری یعنی قابلیت ایجاد فناوری به شما نمیدهند بخصوص در فناوریهای پایه. بنابراین در داشتن راهآهن اگر بخواهیم به زبان ملی صحبت کنیم باید توجه داشته باشیم چه قبل و چه بعد از انقلاب به صنعت راهآهن خارجی وابسته بوده و هستیم. اکنون به سراغ سطح دیگری از فناوریهای حمل و نقل رفتهایم که از زمانی که شروع شود، 20 سال دیگر به نقطهای میرسیم که به فناوری بعدی خارجی وابسته خواهیم بود. بنابراین همراه هر سختافزاری که میخرید، دانش و فناوری وجود دارد که اندازهای از آن را به ما میدهند.
بنابراین به نقطه یا به حدی رسیدهایم که میتوانیم این فناوری را خودمان ایجاد کنیم یا به عبارتی به سطح آمادگی رسیدهایم. مهمترین سطح فناوری که ما بشدت به آن نیازمند هستیم سطح مغزافزاری و نرمافزاری فناوری است چون در دنیای امروز شما میتوانید تکههای مختلف تشکیلدهنده یک فناوری را از اقصی نقاط دنیا بخرید و سرهم کنید اما بخش نرمافزاری فناوری در اختیار شما قرار نمیگیرد. در دنیای امروز مدیریت بر سامانهها مهم است. یعنی اگر شما راهآهن در اختیار دارید و میخواهید راهآهن دیگری بسازید، آنچه میخواهید بسازید یک سامانه بسیار پیچیده است. به نظر شما کشوری که در آن سالانه تعداد زیادی از افراد بر اثر تصادفات جادهای جان خود را از دست میدهند و سامانه مناسبی در حوزه حمل و نقل جادهای وجود ندارد، اگر به سراغ سامانههای سریعالسیر قطار نرود با چه مشکلاتی مواجه میشود؟ پس باید تلاش کنیم به سطحی از توانمندی در این حوزه دست پیدا کنیم.
فرانک فراهانی جم / گروه دانش
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد