در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او درباره چگونگی ورودش به حرفه گویندگی به ایسنا گفته است: ورودم به تلویزیون و رادیو به سالها قبل برمیگردد، زمانی که تست گویندگی از من گرفته شد و من رد شدم، اما چون پدرم گوینده رادیو و کارمند صدا و سیما بود با کسی که تست من را گرفته بود، تماس گرفت و گفت چرا پسر من را رد کردید. او نیز گفت من نمیدانستم پسر شماست، اما اگر برایش سوپرمارکت باز کنید، موفقتر میشود که من نیز پس از ۳۳ سال به حرف او رسیدم.
اگر سوپرمارکت داشتم وضعیتم بهتر بود، اما از همان جا تصمیم گرفتم که گوینده شوم و هر کسی را هم که بخواهد گویندهاش میکنیم.
اما خب این تنها یک سوی ماجراست و حتما 30 سال کار گویندگی کردن در صدا و سیما برای او خاطرات جالبی هم داشته است. او درباره یکی از خاطراتی که در حین خواندن خبر برایش پیش آمده بود، نیز چنین گفته است: پشت میز خبر بودم، روی میز دوربین بود و فیلمبردار فراموش کرده بود چرخهای دوربین را قفل کند و پایش را روی قفلش بگذارد که با توجه به شرایطی که پیش آمد، دوربین خود به خود شروع به راه افتادن کرد و از استودیو خارج شد.
از طرفی صندلی من هم خوشبختانه دستگیره نداشت، یعنی اصولا صندلی گوینده خبر نباید دستگیره داشته باشد. زمانی که دیدم دوربین شروع به راه افتادن کرد، همانطور در حالت نشسته به اندازه یک متر از جایگاهم خارج شدم و کسی متوجه نشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: