آیا میتوان گفت برخی جرایم به واسطه تعطیلی مدارس در فصل تابستان افزایش مییابد؟
افزایش جرم به عوامل زیادی وابسته است از جمله ماه، فصل روزهای خاص، بنابراین میتوان گفت بعضی جرایم در فصول گرم یا سرد افزایش مییابد یا شکل عوض میکند. با توجه به اینکه دانشآموزان در فصل تابستان، بیکار هستند، میزان جرایم هم تحت تاثیر این بیکاری قرار میگیرد، ضمن اینکه جرایم خاصی که در زمان تعطیلات تابستانی میتواند این افراد را دچار کند، بر آمار جرم به صورت کلی اثر میگذارد.
دانشآموزان در دوران تعطیلات چه آسیبهایی را ممکن است به جامعه وارد کنند؟
بعضی جرایم بهواسطه تعطیلی مدارس و رها شدن حدود 5/12 میلیون دانشآموز در جامعه ممکن است افزایش یابد. حضور این تعداد دانشآموز بدون برنامه و رها شدن آنها در منازل و کوچهها بیهیچ نظارتی بر رفتار آنها، میتواند باعث افزایش جرایمی مانند سرقتهای کوچک، مزاحمتها و دعواهای خیابانی شود. درگیریهای نوجوانان میتواند در حوزه خشونت بر آسیبهای بیشتری تاثیرگذار باشد. این روند در زمان تعطیلات تابستانی میتواند باعث شود آسیبها و جرایم بیشتری از سوی افرادی که در این گروه سنی هستند، ثبت شود.
اما عکس این قضیه هم صادق است، یعنی در فصل تابستان همانقدر که ممکن است بزهکاری نوجوانان افزایش یابد، احتمال بزهدیدگی آنها هم بیشتر میشود.
رها شدن دانشآموزان در جامعهای که آسیبهای اجتماعی در آن وجود دارد، میتواند به آنها صدمه بزند. کودکآزاری یکی از این آسیبهاست. همچنین در این زمان تعدادی از دانشآموزان به بیگاری کشیده میشوند، به خدمت باندهای تبهکاری درمیآیند و به مواد مخدر گرایش پیدا میکنند. بهکارگماری کودکان و سوءاستفادههایی که در این ارتباط به وجود میآید و همچنین خیابانگردی، از آسیبهایی است که در تابستان افزایش مییابد.
آیا میتوان گفت دانشآموزان در هر دو حالت بزهکاری و بزهدیدگی در واقع قربانی هستند؟
طبق نظریههای مطرح در این زمینه، این قبیل جرایم و اینگونه مرتکبان انحرافات اجتماعی، قربانیان اجتماعی تلقی میشوند. نظریه نافذی در حوزه آسیبها و مسائل اجتماعی وجود دارد که براساس آن، آسیبهای اجتماعی تحت تاثیر مسائل اجتماعی شکل میگیرد و بروز میکند. بنابراین اگر از این زاویه بهدنبال علتها هستیم باید مسائل اجتماعی را نیز ریشهیابی کنیم. ریشه مسائل اجتماعی در گرو کارکرد نهادهای اجتماعی است، چون اگر نهادهای اجتماعی کارشان را بدرستی انجام دهند، میتوانند مانع آسیب رسیدن به افراد شوند. از این منظر وقتی دانشآموزی در جامعهای زندگی میکند که سرشار از آسیبهای اجتماعی است و انتقال فرهنگ جرم خیلی صریحتر و سریعتر انجام میشود تا انتقال فرهنگ مطلوب اجتماعی، بنابراین دانشآموز ناچار و ناگزیر از آموختن رفتارهای انحرافی و انجام کنشهای انحرافی است.
پسران بیشتر در خطر هستند یا دختران و آیا اصولا تفکیک قائل شدن درست است یا نه؟
درباره قسمت دوم سوال باید توضیح بدهم هر نوع تفکیکی از منظر آسیبشناسی اجتماعی امکانپذیر است و هیچ پروایی از تفکیک ایجاد کردن از نظر جنسیت، مقاطع تحصیلی و...وجود ندارد. در واقع چنین تفکیکهایی باعث میشود پی ببریم وضع جرم در یک گروه خاص چگونه است، اما در خصوص بخش اول سوال باید گفت در مجموع پسران هم بیشتر مرتکب جرم میشوند و هم بیشتر قربانی آن میشوند، اما حساسیت اجتماعی در مورد برخی جرایم در رابطه با دختران بیشتر است، از جمله تجاوز به کودکان یا کودکآزاری. هرچند پسران بیشتر قربانیان اینگونه جرایم میشوند اما حساسیت جامعه نسبت به نمونههایی که در مورد دختران اتفاق میافتد، بیشتر است.
دلیل این آسیبها را باید در جامعه جستجو کرد یا در خود دانشآموزان یا خانواده یا نظام آموزشی؟
بخشی از آن مربوط به کلیت جامعه است؛ جامعهای که در درون خود با مجموعهای از مسائل و آسیبهای اجتماعی درگیر است. در این میان نظام آموزشی هم برنامه خاصی برای این جمعیت زیاد در دورههایی مثل تعطیلات تابستانی و اوقات فراغت ندارد. تلاشها و برنامههای آموزش و پرورش به زمانهایی معطوف است که افراد در مدرسه حضور دارند و دانشآموزان در تابستان تا حد زیادی بدون برنامه رها میشوند. جامعه برای پوشش این گروه از افراد برنامه مدون و فراگیری ندارد و نمیتواند آنها را کنترل کند. آموزش و پرورش به جای اینکه از فرصت ایجاد شده در تعطیلات برای آموزش مهارتهای زندگی و آموزشهای فرهنگی و هنری استفاده کند، دانشآموزان را رها میکند و اگر هرازگاهی برنامهای وجود داشته باشد، به موضوعات تفریحی معطوف میشود که هم هزینهبر است و هم نظارت کافی روی آن اعمال نمیشود و هم اینکه ادامه ندارد و اهداف خاص و روشن در این برنامهها به چشم نمیخورد.
دانشآموزان برای در امان ماندن از آسیبهای اجتماعی چه کارهایی را میتوانند انجام بدهند؟
در واقع دانشآموزان کار زیادی از دستشان برنمیآید جز اینکه پای تلویزیونها و رایانهها بنشینند و سرگرم نرمافزارهای رایانهای و گوشیهای تلفن همراه شوند که همین هم آسیبهایی را بهدنبال دارد. در واقع نمیتوان در این زمینه انتظار زیادی از خود دانشآموزان داشت؛ زیرا تحت تاثیر جامعهای قرار دارند که برای آنها برنامه روشن و مشخصی در نظر نگرفته است.
خانوادهها چه کارهایی میتوانند انجام دهند تا فرزندانشان از آسیب در امان باشند؟
باید توجه داشت در برخی موارد خود خانواده هم میتواند آسیبزا باشد. خانوادههای آسیبدیده مانند خانوادهای که فرد معتاد در آن وجود دارد یا خشونت و مسائلی مانند طلاق و فقر و بیکاری در آنها دیده میشود، روی دانشآموزان فشار وارد میکنند. در چنین مواردی خود خانوادهها کلاف سردرگم هستند. در بسیاری از موارد نیز خانوادهها دوست دارند بچههایشان را به کلاسهای آموزشی، تفریحی و رفاهی بفرستند، اما چون توان مالی و بودجه کافی ندارند، نمیتوانند این کار را انجام بدهند. بنابراین کاری که میتوانند بکنند این است که فرزندان خود را تحت کنترل قرار دهند، روی فضای مجازی مورد استفاده فرزندان خود نظارت داشته باشد و امکان این را برای فرزندانشان فراهم کنند که از بازیها و نرمافزارهایی استفاده کنند که تائیدشده و آموزشی است.
با توجه به گفتههای شما برای پیشگیری از اتفاقاتی که در تابستان ممکن است بیفتد، اول از همه دولت و نهادهای مرتبط باید دست به کار شوند.
دولت میتواند با طراحی برنامههای جامع و ارائه خدمات رایگان و فراگیر کردن هم در فضای مجازی و هم در دنیای واقعی، اقدامات مهمی انجام دهد. دولت میتواند با تولید نرمافزارهای آموزشی وقت بچهها را در زمانهای بیدفاع و کنترل نشده به زمانهای هدفمند تبدیل کند و آنها را با تشویق به سمت نظارتهایی سوق دهد که هدفمند و در آینده برای دستیابی به جامعه سالم مفید باشد.
هروقت درباره برنامهریزی برای اوقات فراغت دانشآموزان صحبت به میان میآید، بحث کلاسهای تابستانی مطرح میشود اما به نظر میرسد این کلاسها کارایی لازم را نداشته باشد. آیا برای پیشگیری از آسیبهای اجتماعی در این فصل سال اقدام دیگری نمیتوان انجام داد؟
برنامههایی که از طریق مدارس و آموزش و پرورش اجرا میشود، کلاسهای کمکدرسی و کمکآموزشی یا کلاسهایی است که بهنوعی با درس و مشق بچهها ارتباط مستقیم یا غیرمستقیم پیدا میکند و به همان کتابها و دروس مربوط میشود که بچهها در طول 9 ماه تحصیل با آن مواجه هستند. در حالیکه برای پیشگیری از آسیب اجتماعی توصیه میشود در تعطیلات تابستانی و حتی تعطیلاتی مثل ایام نوروز یا آخر هفتهها، تمرینها و کلاسها به موضوعات درسی معطوف نباشد، بلکه به مهارتهای دیگری مربوط باشد که بچهها برای زندگی سالم نیاز دارند آنها را بیاموزند؛ مهارتهایی مثل کنترل خشم، برقراری ارتباط موثر، همدلی و نمونههای دیگر در این زمینه بسیار کاربردی است. بعلاوه کلاسهای هنری و آموختن هنر و نقاشی و طراحی و پرداختن به ورزشهای مختلف میتواند به پر بارشدن اوقات فراغت و آینده دانشآموزان کمک کند. از فرصت تابستان باید استفاده و مبحث جدید را در آموزش بچهها باز و امکانات مربوط به آن را فراهم کرد. آموزش مهارتهایی که به آنها اشاره شد، گرچه برای پیشگیری از جرم ضروری است، اما اگر در طول سال تحصیلی نیز کلاسهایی در این زمینه برگزار شود، در واقع کسب این مهارتها به شکل فرسایشی و اجباری ادامه مییابد و ممکن است کارایی خود را از دست بدهد.
شاهد حلاج
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم